چطور طرفداران پر و پا قرص برای وبلاگ مان داشته باشیم؟

چند ماه گذشته!

تا الان ده ها وبلاگ نوشته ای که ساعت ها وقت و انرژی ات را صرف آن ها کرده ای!

از خواب که بیدار می شوی، صبحانه خورده یا نخورده، پشت میزت می نشینی.

کامپیوترت را روشن می کنی.

طبق عادت هر روز، سری به سرویس ایمیلی ات می زنی.

بعد از آن هم آمار بازدید کننده هایت را چک می کنی.

ناگهان فریادی بلند از اعماق وجودت خارج می شود!

فریادی که ظاهراً چند ماهی است که در درونت حبس شده بود.

وقتی به خودت می آیی که، پدرو مادرت را با چشمانی گرد شده و متحیر دم در اتاقت می بینی!

مدت ها بود دوست داشتی این فریاد را، بر سر آمارهای تکان دهنده ای که هر روز صبح می بینی بزنی.

اما از آنجا که تو یک کارآفرین با شخصیت و صبوری، به خودت اجازه چنین کاری را نمی دادی.

یک حسی بین رهایی و اسارت در وجودت شکل می گیرد.

احساس رهایی می کنی، چون فریادی که از دیدن آمار بازدید اولین وبلاگت، در پشت هنجره ات کمین کرده بود را رها کردی.

و احساس اسارت می کنی، چون نه راه پس داری و نه راه پیش.

یا باید به همه بگویی من یک شکست خورده ام.

یا باید با همین وضعیت پیش بروی، که بازهم یک شکست خورده ی مخفی هستی.

امیدوارم که این سناریو هیچ شباهتی به حال و روزت نداشته باشد.

اما اگر شباهت دارد و یا حتی اگر در شرایط بهتری هستی، اما می خواهی وبلاگ هایی بنویسی که مخاطبانت را تحت تاثیر قرار دهی و آن ها را به طرفداران پر و پا قرص وبلاگت تبدیل کنی، با من همراه باش.

 

چطور بیشترین خواننده را به وبلاگ مان جذب کنیم؟

اگر تو هم تا حالا دست به وبلاگ نویسی زده باشی، حرفم را تائید می کنی که “بعد از کار در معدن، وبلاگ نویسی سخت ترین کار دنیاست.

هر چند همه این جمله کلیشه ای را برای کسب و کار خودشان استفاده می کنند، اما در مورد وبلاگ نویسی این کلیشه خیلی به واقعیت نزدیک است.

مخصوصاً وقتی که کلی تلاش می کنی و هیچ چیزی عایدت نمی شود.

وقتی که تلاش هایمان بی نتیجه می ماند، چه کاری باید انجام دهیم ؟

چطور است به یک رمال کار درست مراجعه کنیم، که برای وبلاگ ما سحر و جادوهایی بنویسید تا بازدید کننده مان افزایش یابد؟

یا شاید هم بد نباشد از روش ارسال پیام های پنهان استفاده کنیم؟

هر چه باشد خیلی ساده تر از این است که وبلاگ نویسی مان را بهتر کنیم.

فقط کافی است با یک هدفون، به موسیقی حاوی پیام های پنهان ” ترافیکم هر روز بیشتر می شود و خوانندگان وفادارتری جذب می کنم” گوش دهیم!!!”

اما….

نه! خوب نیست!

فکر می کنم این روش ها خیلی هم مطمئن نیستند.

ممکن است وسط کار هدفون از گوشت بیفتد و کل فرکانس ها جابجا شود .

مثلا به جای فرکانس جذب مخاطب، روی فرکانس جذب فرزند بیفتی!!

با این قیمت پوشک اصلاً منطقی نیست .

شاید هم سحر و جادوهای رمال اشتباه شوند و کل کسب و کارت یک شبه پودر شود.

من که مخالفم.

پس بیا سراغ یک راه منطقی تر برویم.

قبل از اینکه نا امید شوی و بخواهی دست از تلاش برداری یک لحظه صبر کن.

یک گام به عقب برگرد و هراقدامی که تا حالا انجام داده ای را مرور کن.

تصور کن مخاطبت می خواهد از یک طرف رودخانه به طرف دیگر برود.

قرار است تو سنگ هایی در مسیر رودخانه قرار دهی تا او به طرف دیگر رودخانه برسد.

ببین آیا برای عبور مخاطب از روی رودخانه، سنگ ها را در مسیر درستی قرار داده ای؟

سنگ ها جایی هستند که مخاطب با قدم گذاشتن بر روی آن ها به سمت دیگر رودخانه نزدیک تر شود؟

یا اینکه مخاطب تا پایش را روی دومین سنگ می گذارد، از مسیر منحرف می شود و حتی ممکن است به رودخانه پرتاب شود؟

پس اگر می خواهی سنگ ها را در جای درستی قرار دهی قبل از اینکه وبلاگ بعدی ات را بنویسی به این سه سوال پاسخ بده.

 

۱.چه کسی طرفدارتوست؟

ممکن است قصد داشته باشی  ۱۰۰، ۱۰۰۰ یا حتی ۱۰۰۰۰ مخاطب و خواننده برای وبلاگت داشته باشی.

این اصلاً مهم نیست که چه تعداد خواننده می خواهی داشته باشی.

اما زمانی که در مورد تعداد زیادی از خوانندگان فکر می کنی، آن ها را به یک جمعیت بی روح تبدیل می کنی.

نوشتن برای جمعیت های بی چهره، نوشته ات  را بی روح، بی رنگ و کسل کننده می کند.

اجازه بده در این مورد، از یک نویسنده که کتاب های پر فروشی دارد کمک بگیریم.

به نظرت، Stephen king زمان نوشتن پرفروش ترین کتاب هایش بر روی میلیون ها خواننده متمرکز می شده است ؟

جوابش را از گفته های خودش استخراج می کنم.

Stephen king در در کتاب  on writing می گوید:

 فقط برای یک خواننده می نویسد، همسرش!

این یعنی اینکه وقتی که می خواهد بنویسد در مورد این فکر نمی کند که هزاران نفر از طرفدارانش از کتاب جدیدش لذت می برند یا نه.

فقط به این فکر می کند که  Tabitha (همسرش ) در مورد چیزی که می نویسد چه نظری دارد.

زمانی که برای یک خواننده می نویسی، وبلاگت بلافاصله جذاب تر، شخصی تر و قانع کننده تر می شود.

نظرات بیشتری به دست می آوری.

نظراتی که می تواند ایده های مقاله جدیدت را شکل دهد.

 

هیچ کدام از طرفدارانت را می شناسی؟

می توانی تصور کنی که با طرفدار مورد علاقه ات نشسته ای و در حالی که او دارد چایی اش را هورت می کشد، نظرش را در مورد آخرین وبلاگت از او می پرسی؟

خواننده ایده آل  تو – یکی از طرفدارانت – می تواند هر کسی باشد.

یک فرد خیالی یا یک مشتری مورد علاقه ات، یا ترکیبی از افراد مختلف که می شناسی.

برای اینکه طرفدارت را تجسم کنی مشخصات دموگرافیک کافی نیست.

تو باید فراتر از این ها او را بشناسی.

تا جایی که بدانی رویاها و آرزوهایش چیست؟

چه ترس ها و نگرانی هایی دارد؟

در حال دست و پنجه نرم کردن با چه مشکلی است؟

باید بتوانی با او همدردی کنی  و یک مشوق دلسوز برایش باشی.

 

۲.چرا باید طرفدارت وبلاگت را بخواند؟

وبلاگت ممکن است برای دست یابی به اهداف متفاوتی باشد .

مثلا اینکه ترافیک بیشتری را در وب سایتت ایجاد کنی.

با مخاطبانت ارتباط برقرار کنی و اعتمادشان را به دست آوری.

افراد جدیدی را به وب سایتت بیاوری.

و….

وبلاگت چه چیزی دارد که مخاطبت بخواهد، وبلاگت را بخواند؟

اما آیا به این فکر کرده ای که وبلاگت برای طرفدارت چه چیزی خواهد داشت؟

خواننده وبلاگت به اهداف تو یا شرکتت هیچ علاقه ای ندارد.

فکر هم نمی کنم که به وبلاگت آمده باشد که با نوشته های تو اغوا شود تا هر کاری که بخواهی برایت انجام دهد.

شاید تو همچین چیزی را بخواهی.

اما او با این هدف به وبلاگت نمی آید.

اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، او می خواهد بداند در وبلاگت چه چیزی برای او داری.

چطور می توانی مشکلات او را برطرف کنی؟

چطورمی توانی او را شادتر کنی؟

چطور می توانی یک زندگی بهتر به او بدهی؟

اما از آنجایی که ما انسان ها قبل از هر چیزی به فکر خودمان هستیم، برای اینکه بتوانی به این درجه برسی که اول به مخاطبت فکر کنی یک تمرین نیاز داری.

تمرین این است:

برای چند لحظه قبل از نوشتن وبلاگ جدیدت

در مورد اهدافت فکر نکن.

نگرانی ات در مورد کسب و کار و فروش را فراموش کن.

و این جمله را تکمیل کن:

طرفدار مورد علاقه من، وبلاگم را می خواند چون به او کمک می کند…………….

 

به عنوان مثال اگر تو یک در حوزه ی وزنه برداری کار می کنی می توانی بنویسی:

         طرفدار مورد علاقه من، وبلاگم را می خواند چون به او کمک می کند بتواند وزنه های سنگین تری بلند کند.

 

هدف وبلاگت تعریف می کند که تو چطور به مخاطبانت کمک می کنی .

این دقیقاً همان جایی است که وبلاگ تو، از بین هزاران وبلاگ در حوزه ی خودت، از همه خواندنی تر و جذاب تر می کند و مخاطبان زیادی را به خود جذب می کند.

 

۳.آیا هر پست وبلاگی که منتشر می کنی به طرفدارانت کمک می کند؟

برای خودت می نویسی یا طرفدارانت؟

اگر برای خودت می نویسی نمی توانم خبر خوبی برای آینده ی کسب و کارت بدهم.

چون برای جذب خوانندگان و پیروزی در کسب و کار باید برای طرفدارانت بنویسی.

اجازه بده یک داستان کوتاه برایت تعریف کنم:

پسری بود که از هوش  ونبوغ سرشاری برخوردار بود و مدام چیزهای جدیدی اختراع می کرد.

اما هر بار که چیزی اختراع می کرد هیچ کس به اختراعاتش اهمیت نمی داد.

روزی برای معرفی آخرین اختراعش (ماشین گوجه فرنگی مربعی ساز) به یک مزرعه رفته بود.

بعد از اینکه پسرک اختراعش را معرفی کرد، پیرمردی که صاحب مزرعه بود، بدون اینکه حتی ظاهر دستگاه را نگاه کند، به او گفت دستگاهت را هیچ کس نمی خواهد.

پسر که یک بار دیگر هم نا امید شده بود، در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود پرسید: چرا؟

پیرمرد گفت: ما نمی خواهیم گوجه  فرنگی مربعی شکل داشته باشیم.

این مشکل و دغدغه ما نیست.

مامشکلات بیشتری داریم که کسی آن ها را حل نمی کند.

پیرمرد چند قدم جلو رفت و در حالی که به یک بوته گوجه فرنگی که کاملا آفت زده شده بود اشاره می کرد، گفت :

این یکی از مشکلات ماست.

اگر اختراعت نتواند مشکل ما را حل کند، ما خواهانش نیسیتیم.

حتی اگر عجیبت ترین اختراع قرن باشد.

 

تفاوت نوشتن برای خودت یا نوشتن برای مخاطبت هم همین است.

شاید تو بخواهی در مورد زندگی نامه بزرگان تبلیغ نویسی بنویسی و کلی هم برای نوشتنش ذوق داشته باشی.

اما مخاطبت به دنبال راهی برای یادگیری تبلیغ نویسی باشد.

پس باید در مورد موضوعاتی بنویسی که مخاطبت به آن علاقه مند است نه چیزی که خودت دوست داری.

اینکه چطور گوجه های بی آفتی داشته باشد، نه اینکه چطور گوجه مربعی تولید کند!

منتظر الهامات قلبی، برای ایده وبلاگ بعدی ات نباش.

اگر مخاطبت را بشناسی در کمتر از ۳۰ دقیقه می توانی بیشتر از ۳۰ تا ایده داشته باشی.

می خواهی بدانی چطور؟

به طرفدار مورد علاقه ات فکر کن و سعی کن جواب این سوالات را پیدا کنی.

  • رویای مخاطبت چیست؟
  • چه تصمیمات سختی پیش رو خواهد دارد؟
  • کدام موضوعات را دنبال می کند؟
  • ممکن است کدام اشتباهات را انجام دهد؟
  • کدام منابع برای یادگیری و آموزشش مفید است؟
  • چه سوالاتی دارد؟

پاسخ به این سوالات ده ها ایده به ذهنت خواهد آورد.

دست از تولید محتوا کردن برای اینکه صرفاً محتوا تولید کرده باشی بردار!

در عوض یک وبلاگ کسب و کار برای خوانندگانت ایجاد کن.

وبلاگی که واقعاً به آن ها کمک کند زندگی شان تغییر کند.

تنها در این صورت است که روزی زندگی خودت هم تغییر خواهد کرد.

زمانی که با ارائه محتواهای با کیفیت اقتدارت ساخته شد، کامنت ها، ایمیل ها و درخواست ها و حتی پول ها به سمتت جاری خواهد شد.

 

یک حقیقت ساده در مورد وبلاگت

می دانم که دوست داری  تعداد کلیک ها، نظرات و اشتراک های بیشتری کسب کنی.

اما حقیقت این است که این عوامل چندان هم مهم نیسیتند.

این ها صرفاً حس خودخواهی ما را ارضا می کنند.

چیزی که اهمیت دارد این است که با کسانی که خریداران احتمالی تو خواهند بود مشارکت درستی داشته باشی.

روابطت را با خوانندگانت  بهبود ببخش.

مخاطب باید اولویت اول تو باشد.

این چیزی است که کسب و کار همیشه برنده را برایت می سازد.

ببین آیا محتوای وبلاگت به نیاز های مخاطبانت پاسخ می دهد؟

آیا مطالبت به خوانندگانت کمک می کند که تو را بشناسند، دوست داشته باشند و به تو اعتماد کنند؟

اگر چیزی غیر از این است، داری مخاطب را به رودخانه پرت می کنی.

زهرا شابیکی

مشتری همیشه وجود دارد ،اما برای کسی که درست دیده شود!!
کمک می کنیم تا با درست دیده شدن در بین رقبا، حرف اول را در حوزه کسب و کارت بزنی.
چند ماه گذشته! تا الان ده ها وبلاگ نوشته ای که ساعت ها وقت و انرژی ات را صرف آن ها کرده ای! از خواب که بیدار می شوی، صبحانه خورده یا نخورده، پشت میزت می نشینی. کامپیوترت را روشن می کنی. طبق عادت هر روز، سری به سرویس ایمیلی ات می زنی. بعد از آن هم آمار بازدید کننده هایت را چک می کنی. ناگهان فریادی بلند از اعماق وجودت خارج می شود! فریادی که ظاهراً چند ماهی است که در درونت حبس شده بود. وقتی به خودت می آیی که، پدرو مادرت را با چشمانی گرد شده و…
زمانی که یک وبلاگ برا اساس علایق مخاطب نوشته شده باشد و پاسخگوی نیازهایش باشد می تواند طرفداران پر و پا قرصی را به خود جذب کند. اگر وبلاگ ما کمکی به مخاطب نکند تنها یک وبلاگ ساده است که در بین انبوه وبلاگ های دیگر گم خواهد شد و کمکی به کسب و کارمان نخواهد کرد
امتیاز - 10

10

زمانی که یک وبلاگ برا اساس علایق مخاطب نوشته شده باشد و پاسخگوی نیازهایش باشد می تواند طرفداران پر و پا قرصی را به خود جذب کند. اگر وبلاگ ما کمکی به مخاطب نکند تنها یک وبلاگ ساده است که در بین انبوه وبلاگ های دیگر گم خواهد شد و کمکی به کسب و کارمان نخواهد کرد

User Rating: 4.09 ( 6 votes)
7 پاسخ
  1. منصوری
    منصوری گفته:

    سلام..عالی بود خانوم شابیکی،من که شیفته قلم شما شدم،چون خیلی روان و جذاب هستش،مخصوصا مثال هایی که تو مقاله هاتون ازش استفاده میکنین،موفق سربلند باشین…

    پاسخ
  2. صادق
    صادق گفته:

    خیلی عالی بود. خیلی به من کمک کرد. دقیقا دنبال این هستم که سایت جدیدی راه اندازی کنم و این مقاله بسیار مفید بود. ممنونم

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *