روانشناسی فحش

چطور فحش ها پرده از مشکلات شخصیتی فرد بر می دارند؟ روانشناسی فحش

همه جا می گویند فحش و ناسزا بد است اما من این طور فکر نمی کنم چرا که فحش هایی که یک فرد می دهد می تواند پرده از مشکلات شخصیتی و روان فرد بر دارد.

یکی از سریع ترین راه ها برای شناخت یک فرد، دقت کردن به فحش هایی است که می دهد.

احتمالا بعد از خواندن این مقاله خیلی راحت تر می توانی متوجه شخصیت و آسیب هایی که یک فرد در گذشته خورده است شوی.

اما قبل از اینکه این موضوع را باز کنم اجازه بده یک داستان کوتاه برایت تعریف کنم. داستانی که مرا وادار کرد در این باره تحقیقاتی را شروع کنم.

ماه ها پیش من با شخصی در ارتباط بودم. یک مسئله کوچک پیش آمد.

طبیعتا انتظار داشتم با گفتگو حل شود.

اما زمانی که صبح از خواب بیدار شدم و موبایلم را چک کردم متوجه شدم کوهی از پیام های نخوانده در واتساپ دارم.

لابه لای گلایه های فرد، فحش هایی را دیدم که احساس کردم کمی عجیب و غریب است.

یعنی من هر چیزی می توانستم باشم الی آن فحش ها.

اگر فحش های متداول بود شاید می توانستم به خشم حاصل از اتفاق ارتباط دهم. اما هر چی گشتم دیدم اصلا نمی توانم با فحش ها ارتباط برقرار کنم.

بعد از کمی تامل کردن ناخودآگاه ایده ای به ذهنم آمد. نکند این فحش ها فرافکنی باشند.

با توجه به شناختی که از شخصیت و زندگی فرد داشتم متوجه شدم عمده این فحش ها فرافکنی هستند.

 

روانشناسی فحش و ناسزا:

دلم می خواست بابت تک تک فحش هایی که نوشته بود از او تشکر کنم چون ماجراجویی تازه ای را برای من شروع کرده بود.

دلم می خواست بدانم فقط این کیس مشخص فحش هایش فرافکنی است و یا سایر افراد نیز اینگونه هستند.

سریع سراغم موبایلم رفتم و از مراجع کنندگان یا افرادی که در ماه پیش به آن ها مشاوره دادم خواستم تا فحش های متداول شان را بهم بگویند.

بگذریم که کمی این درخواست برایشان عجیب بود و عده ای هم می گفتند اصلا نمی توانیم بگوییم. آخه با چه رویی بنویسیم و…

از دوستانم هم خواستم فحش های متداول شان را برایم بنویسند.

چیزی که می دیدم بی نهایت جالب بود.

فحش ها و ناسزا ها می توانستند فضای تقریبا واضحی از محل کودکی فرد، فشار های روانی و اتفاقات تلخی که برایشان اتفاق افتاده است را مشخص کنند.

بطور مثال در یک مسئله مشخص مانند ویراژ دادن ماشین هنگام رانندگی که سبب عصبانی شدن افراد می شد، واکنش ها و فحش ها متفاوت بود.

یکی نوشته بود: “بی اصل و نسب” و دیگری نوشته بود “بی ناموس”

نقطه مشترک این فحش ها این بود که فحش ها بدون آگاهی از شخصیت و زندگی فرد خطا کار داده می شدند. یعنی هیچ دلیل علمی برای اثبات هیچکدام از فحش ها وجود نداشت.

اما وجه متفاوت این فحش ها در این بود که یکی به اصالت اشاره داشت و دیگری به مسئله عاطفی.

در زندگی نفر اول مسئله آسیب به جایگاه و مقام و پول اهمیت ویژه ای داشت و در نفر دوم مسئله آسیب در رابطه عاطفی اهمیت ویژه ای داشت.

 

فحش ها طبقه اجتماعی فرد را مشخص می کنند:

به طور کلی ما 3 طبقه اجتماعی داریم:

  • بالا
  • متوسط
  • پایین

هر چقدر به طبقه پایین جامعه می رسیم فحش ها رکیک تر و ناموسی تر می شوند.

طبیعتا می دانیم پول نقش مهمی در زندگی افراد بازی می کند. پول مانند اکسیژن می ماند. اگر نباشد قطعا می میمریم اما اگر زیاد باشد خوشبختر نمی شویم. باید به مقدار کافی باشد که بتوانیم هم در رفاه زندگی کنیم هم نیازهایمان را برآورده کنیم.

در قشر ضعیف جامعه مسئله پول همیشه وجود داشته است. به همین سبب بسیاری از نیاز های طبیعی انسان در این قشر عمدتا بی پاسخ می مانند یا بهتر بگوییم سرکوب می شوند.

نیاز به رابطه عاطفی و نیاز به رابطه جنسی عمدتا در این قشر مسئله ساز است. چرا که برای ارضا کردن این نیاز های ساده انسانی نیز ما به پول نیاز داریم و مادامی که مسئله پول حل نشود این موضوعات تبدیل به نوعی عقده می شوند.

به همین خاطر است که عمده فحش ها در قشر کم درآمد در رابطه با مسائل جنسی و عاطفی(ناموسی) است.

 

اما در قشر متوسط موضوع پیشرفت و رسیدن به سطح بالاتر جامعه مطرح است. به همین خاطر عمده فحش هایی که در این لول از جامعه می توانیم ببینیم پیرامون فیک بودن، چیپ بودن، آشغال بودن، عوضی بودن و… است.

البته این موضوع را هم باید در نظر بگیریم که همین قشر متوسط، خود به دو بخش قشر متوسط رو به بالا و قشر متوسط رو به پایین تقسیم می شوند.

 

در قشر بالا جامعه عمده فحش ها درباره آبرو، اصلالت و شخصیت است.

به همین دلیل است که فحش هایی که درباره تخریب شخصیت و ظاهر و اصالت و آبرو است را می توان به کررات شنید.

 

فحش ها سایه خود ما هستند:

هر کدام از ما سایه هایی داریم که به شدت سعی در انکار آن یا فرار از آنها داریم.

اگر بخواهم خیلی ساده سایه را توضیح بدهم شاید اینگونه بگویم که مجموعه ای صفت هایی است که ما به شدت از آن ها دوری می کنیم و در عوض معکوس آن صفت را بدست می آوریم.

بطور مثال فردی که از صفت ظالم فراری است وقتی به زندگی اش نگاه می کنیم متوجه می شویم فردی مظلوم است و آرام است.

فردی که عمده فحش هایش در رابطه با ناموس است احتمالا فردی شکاک و بدبین است و یا به نوعی زن ستیز است.

فردی که عمده فحش هایش در رابطه با بی لول بودن و چیپ بودن است احتمالا فردی است که ظاهر سازی بسیاری دارد و صد البته خشم فروخورده فراوان.

فردی که عمده فحش هایش در رابطه با اصالت است احتمالا فردی است که برای بدست آوردن عناوین و لیبل ها خودش را دردسر انداخته است.

 

بنابراین بهتر است کمی به فحش هایی که می دهیم دقت کنیم. شاید بیانگر سایه ای در ما هستند که باید با آن روبرو شویم.

و از آنجایی که ما از این صفات سایه بی زار هستیم تمایل داریم در زمان خشم آن ها را به دیگران نسبت دهیم.

و در انتها اگر جز معدود افرادی هستی که فحش نمی دهند باید بهت تبریک بگویم.

4 پاسخ
  1. سیف
    سیف گفته:

    خیلی برام این مطلب جالب بود به طوری که چند بار ویدیو اینستا رو دیدم و بعد حس کردم که یه بخش هایش برام گنگ هست و متوجه نشدم، اومدم تو سایتتون و خیلی خوشحال شدم که به صورت مقاله اینجا قرار گرفته. اول بابت این مطالب خوب و جالب ازتون تشکر میکنم و دوم این که یه سوال داشتم، خیلی خوشحال میشم پاسختون رو بشنوم.
    ۱. طبق مطالب بالا ما میتونیم از فحش ها طبقه اجتماعی فرد و صفات سایه رو بفهمیم. خب من وقتی که به فحش هایی که تو تنهایی خودم که بدون سانسور کردن خودم به کسی میدم رو نگاه میکنم نه به طبقه اجتماعیم مربوط میشه نه به عقده هام و نه صفات سایه. میتونید بگید مشکل کجاست؟ مثلا من صد در صد اگه تنها تو ماشین باشم و یکی جلوم ویراژ بده به ناموسش فحش میدم…

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *