in

زمان نوشتن ذهنت قفل می شود؟ ۱۵ روش برای غلبه بر موانع نوشتن

سرت را میان دستانت گرفته ای.

زل زده ای به صفحه مانیتور!

مثل یک مجسمه خشک شده ای !

مغزت داغ کرده !

حس می کنی هیچی توی سرت نیست!

دو ساعتی هست که توی این وضعیت گیر کردی.

باید چیزی بنویسی.

اما از عهده ی این کار برنمی آیی.

خالی خالی شده ای.

مثل صفحه ی سفید رو به رویت که فقط علامت چشمک زن آن به تو دهن کجی می کنی.

آخ که گاهی چقدر دلت می خواهد این چشمک زن بی خاصیت را سر به نیست کنی!

دوباره با تمام قوا تلاش می کنی ذهن سرگردانت را متمرکز کنی.

سعی می کنی بنویسی.

بالاخره یک جمله می نویسی.

اما به جمله دوم نرسیده بازهم قفل می کنی!

احساس می کنی هر چیزی که می نویسی مزخرف است.

با عصبانیت کلید back space را روی صفحه کلید فشار می دهی.

آخرین کلمه که پاک می شود و دوباره چشمک زن!!

این بار دهم است که می نویسی و پاک می کنی.

در این اوضاع، یادآوری یک چیز شرایط را به کامت تلخ تر می کند.

چاره ای جز ادامه دادن نداری.

راه فراری از تولید نکردن محتوا وجود ندارد.

پس باید بنویسی.

اما چطور؟

چطور می توانی بر این حالت غریب غلبه کنی ؟

چطور می توانی دوباره به لحظه های ناب نویسندگی برگردی ؟

برای اینکه بدانی چطور، اول باید بدانی چرا این اتفاق برایت افتاده است.

چرا نمی توانیم بنویسیم؟

اجازه بده اسم این شرایط را انسداد نویسندگی بگذارم!

وضعیتی که خودم از آخرین مقاله ای که نوشتم تا امروز با آن دست و پنجه نرم می کردم.

مشکلی که برایت پیش آمده فقط یک علت دارد:

تو نیاز به استراحت داری!

منظورم این نیست که یک خواب چند ساعته می تواند مشکلت را برطرف کند!

البته این کارها برای رفع یک خستگی ساده خوب است.

اما انسداد نویسندگی به خاطر یک فشار زیاد است.

یک خستگی عمیق تر که نیاز به استراحت متفاوتی دارد.

تو باید از این فشار رها شوی.

 

شاید نیاز باشد کمی خل و چل بازی در بیاوری.

و کارهای متفاوتی را امتحان کنی.

باید اجازه بدهی شخصیت خل و چل درونت برای مدت کوتاهی بیرون بیاید !

این خل و چل درون با کودک درون فرق دارد.

ولی در عوض می تواند خلاقیتت را به جریان بیندازد.

اگر آماده ای شروع کنیم؟

 

۱.با یک دوست خیالی صحبت کن

چه کمتر از ۱۰ تا خواننده داری و چه بیشتر از ۱۰ هزار تا، در هر صورت فکر کردن در مورد نوشتن یک پست برای آن ها می تواند مثل دیدن فیلم ترسناک، دلهره آور باشد.

برای همین فعلاً خوانندگانت را فراموش کن!

به جای آن یک دوست خیالی برای خودت درست کن.

دوستی که طرفدار پر و پا قرص نوشته های توست.

هر روز منتظر است تا یک نوشته جدید از تو بخواند.

او عاشق نوشته های توست و همه جوره از تو حمایت می کند.

شاید بد نباشد یک نقاشی از دوست خیالی ات بکشی و آن را روی میز کارت بگذاری!

به جای نوشتن یک وبلاگ، یک گفتگو با دوست خیالیت شروع کن.

می توانی یک نامه برای دوستت بنویسی .

با او در مورد رویاها و مشکلاتش صحبت کن.

در مورد چالشی که دارد کمکش کن.

برایش یک دوست خوب باش .

تا جایی که میتوانی به او کمک کن.

۲.خودت را خالی کن

احساس ناامیدی می کنی؟ حالت بد است ؟

ایرادی ندارد.

احساساتت را بیرون بریز .

قبل از اینکه شروع به نوشتن وبلاگ کنی، هر حرفی که در دلت هست یک جا بنویس.

غر بزن!

از زمین و آسمان ایراد بگیر!

عصبانی شو!

احساساتت را کامل روی کاغذ تخلیه کن.

تمام چیزهایی که باعث می شود در موردش احساساتی بشوی را راحت بنویس.

تبدیل به یک یاوه گوی قهرمان شو.

نگران نباش که زیاده روی کنی.

بعد از آن که احساساتت برانگیخته شد نوشتن وبلاگت را شروع کن.

خوب نوشتن، فقط انتخاب کلمات درست نیست.

باید بتوانی کاری کنی که مخاطبت چیزی را احساس کند.

باید احساساتشان را برانگیزی.

نوشتن بیشتر از هر چیزی احساس است.

البته مطمئناً اولین پیش نویس ات نیاز به ویرایش خواهد داشت.

حتی ممکن است تصمیم بگیری نوشته هایت را راهی سطل زباله کنی.

اما مهم نیست.

چون فقط هدف این است که بر انسداد نویسندگی غلبه کنی.

نه اینکه یک مقاله عالی بنویسی.

این را یادت باشد که تو می توانی اشتباهات یک نوشته پر از احساس را ویرایش کنی.

اما نمی توانی به یک نوشته خشک و بی روح احساس اضافه کنی.

مثل این است که دان ناردو  برای جذاب تر شدن کتاب  “سیاه چاله ها ” در هر فصل یک غزل عاشقانه اضافه می کرد.

صرفاً جهت افزودن احساسات به نوشته هایش!

 

۳.ابزار نوشتنت را عوض کن

حس می کنی گیر کرده ای و دیگر نمی توانی بنویسی؟

یک پیشنهاد ساده برایت دارم.

چیزهایی که تا حالا برای نوشتن استفاده می کردی را عوض کن.

مثلا اگه تا حالا توی ورد می نوشتی، حالا توی کاغذ بنویس.

یا به جای نوشتن در ورد، مستقیم در پیش نویس وردپرس تایپ کن.

رنگ فونت را تغییر بده.

تا حالا رنگ بنفش را امتحان کرده ای؟؟

یا می توانی اندازه فونت را تغییر بدهی. البته تغییر نوع فونت هم خالی از لطف نیست.

من این دفعه با فونت B Morvarid  پیش نویسم را نوشتم.

 

احمقانه به نظر می رسد؟

درست است! حق با توست.

احمقانه به نظر می رسد، اما وقتی امتحانش کنی حیرت زده میشوی که چطور این تغییرات کوچک می تواند انسداد نویسندگی ات را درمان کند و دوباره نوشتن را برایت جذاب کند.

 

۴.یک جابجایی کوتاه مدت داشته باش

اگر می توانی یک مسافرت کوتاه مدت برو.

نکته مهم این است که خودت رانندگی نکنی.

یک کاغذ و خودکار همراه خودت ببر .

نوشتن را در مسیر شروع کن.

تا زمانی که به مقصد نرسیدی نوشتن را متوقف نکن.

 

۵.کمی کافئین مصرف کن

اگر نمی توانی از خوابت بگذری، بد نیست به یاد شب های امتحان، کمی قهوه بخوری.

شب پر است از ایده های نابی که فقط یک نویسنده دست به قلم می خواهد.

حیف است ایده های ناب فقط به خاطر این که نمی توانی بیدار بمانی هدر برود.

۶.حرف دلت را بزن

برای غلبه کردن بر انسداد نویسندگی گاهی اوقات باید چیزی بنویسی که دلت می خواهد

اصلا مهم نیست که به درد وبلاگت می خورد یا نه!

کاری به قضاوت دیگران نداشته باش.

درد دلت را بگو. اصلا چرا که نه؟

مگر نه اینکه مقاله”  چطور خوب بنویسیم حتی اگر نویسنده خوبی نیستیم ” استاد صفوی عزیز که پر از حرف دل بود، دل همه ی ما را ربود؟؟

طوری که ساعت دو و سه نصفه شب کلی کامنت های طولانی نوشتیم.

 

۷.برنامه ریزی برای پست هایت را متوقف کن

این خیلی خوب است که برای نوشتن پست های وبلاگت یک برنامه مشخص داشته باشی.

برنامه ای که ترتیب موضوعات را مشخص کند.

این روش کمک می کند که بتوانی خیلی سریع تر بنویسی.

اما متاسفانه گاهی اوقات ممکن است لذت نوشتن، فدای  برنامه هایت شود.

نوشتنی هم که فاقد لذت باشد تو را به سمت انسداد نویسندگی خواهد برد.

پس گاهی لازم است بی هیچ نظم و ترتیبی بنویسی.

راجع به هر موضوعی که به ذهنت می آید بنویس.

ممکن است هر چیزی می نویسی نصفه نیمه و نامفهوم باشد.

اما در نهایت یک جا، یک ایده خیلی خوب پیدا خواهی کرد.

یک تفکر، که می توانی با آن یک پست کامل و عالی بنویسی.

 

۸.خودت را با این تکنیک شگفت زده کن

به ذهنت اجازه سرگردانی بده.

اجازه بده به هر مطلبی که دوست دارد ناخونک بزند.

سرت مدام توی کتاب های حوزه خودت نباشد.

گاهی از سایر حوزه ها وبلاگ بخوان.

خارج از حوزه ی خودت هم مطالعه داشته باش.

این کار تو را خلاق تر می کند.

اصلاً یک فیلم ببین بدون اینکه موضوعش را انتخاب کنی.

یا یک کانال تلویزیون را تصادفی انتخاب کن.

گاهی مزخرف ترین برنامه ها هم می تواند ایده ای را به ذهنت بیاورد.

یک جایی از شهرت که تا حالا نرفته ای را ببین.

کارهایی را تا کنون امتحان نکرده ای را امتحان کن.

ته حرفم این است که یک کار غیرمنتظره و متفاوت انجام بده.

چون فرآیند خلاقیت غیرمنتظره، رازآلود و سرگردان است.

 

۹.در زمان های متفاوت بنویس

معمولاً توصیه اهل قلم این است که برای نوشتن عادات ثابت داشته باشید.

داشتن عادات روزانه نوشتن، قطعاً یک روش خیلی خوب و امتحان شده است.

اما زمانی که با انسداد نویسندگی مواجه میشوی، این عادت ها مانع بزرگی سر راهت می شوند.

تصور کن تو عادت داری هر روز از ساعت ۸ تا ۱۲ را به نوشتن اختصاص دهی.

از قضا یک روز دچار انسداد نویسندگی آن هم از نوع بسیار شدیدش می شوی !

از آن ها که حتی یک کلمه هم نمی توانی بنویسی.

ذهنت کاملاً خشکیده !

حالا آیا اگر عین چهار ساعت را زل بزنی به مانیتور و در نهایت مثل یک مومیایی خشک شده شوی، انسدادت برطرف میشود؟

مسلماٌ نه!

پس وقتی دچار انسداد نویسندگی شدی از پشت میزت بلند شو.

چند ساعتی به کارهای دیگر رسیدگی کن.

بعد از چند ساعت بیا و مجدد امتحان کن.

تا زمانی که انسداد نویسندگیت درمان میشود عادت هایت را بشکن.

ترک عادت همیشه موجب مرض نیست!

 

۱۰.در یک مکان متفاوت بنویس

ترک میز کار، یک درمان اثبات شده است.

خودت را از میز کارت دور کن.

برو پارک یا کتابخانه.

یک جایی باش که با کارت مرتبط نباشد.

بودن در یک مکان جدید کمک بزرگی به انسداد نویسندگی می کند.

ضمن اینکه بد نیست جایی غیر از میز کار و چهاردیواری اتاقت را هم ببینی.

 

۱۱.بیخیال قواعد دستوری شو

تفکر بی نقص و عالی بودن کاملاً می تواند مانع نوشتنت شود.

قبول کن اولین پیش نویس ات افتضاح باشد.

وبلاگی که می خواهی بنویسی انشای مدرسه نیست .

قرار است چیزی بنویسی که مشکلی از مخاطبانت را حل کند.

پس چه اهمیتی دارد که فعل آخر جمله باشد یا اول؟؟

اصلاً شاید دلت بخواهد جای فاعل و مفعول و همه چیز را عوض کنی.

البته من خودم به شخصا هیچ وقت نفهمیدم که این ها چی هستند!

برای همین هم در این مورد هیچ وقت تلاش نکردم که بی عیب باشم.

 

۱۲.از هرجا می توانی شروع کن

حتماً می دانی که باید خواننده را با یک شروع فوق العاده به خواندن وبلاگت بکشانی.

اما تلاش برای نوشتن یک شروع بینظیر می تواند کل فرآیند نوشتنت را مختل کند.

یک بار هم از وسط شروع کن .

ابتدای متن را بعداً  می نویسی؛ زمانی که انسداد نویسندگی ات شرش را کم کرد.

پس بنویس. از هر جا که می توانی.

 

۱۳.پست های افتخارآمیزت را بخوان

احساس فلاکت می کنی؟

به مهارت نوشتنت شک داری؟

نگران نباش. این اتفاق برای همه ی نویسنده ها پیش می آید.

فقط کافی است دوباره کمی حس غرور را تجربه کنی.

یک سری به پست هایی که تا حالا نوشته ای بزن.

بهترین پستت کدام است؟

برو و آن را بخوان.

کلمه به کلمه.

می بینی چقدر خوب نوشته ای؟

استعدادت جایی نرفته.

استعداد دست پا ندارد که بخواهد فرار کند!

 

فقط گاهی نیازاست به خودت یادآوری کنی که تو استعداد نوشتن را داری!

۱۴.سرقت ایده

می دانم که باید خودت باشی؛ متفاوت باشی؛ از خودت خلاقیت به خرج دهی.

یک جورایی اورجینال بودن و خاص بودن آرزوی همه ماست.

اما متاسفم که بگم گاهی این آرزو باعث انسداد نویسندگی میشود.

باید یاد بگیری گاهی ایده ها را سرقت کنی و آن ها را مال خودت کنی.

منظورم این نیست که کل مقاله یک نفر را کپی و پیست کنی و والسلام!

اینجوری که رفع انسداد نمی کنی.

فقط داری کپی می کنی.

منظورم این است که از سایر نویسنده ها ایده بگیری و بعد خودت مقاله را بنویسی.

مثلا می توانی به روشی که توی درس ششم تیک تاک گفته شده، موضوعات پرطرفدار را در آمازون پیدا کنی.

راجع به آن موضوع، مطالعات گسترده انجام دهی.

در نهایت مطالب مختلفی که خوانده ای را جمع بندی کنی و بر اساس چیزهایی که یاد گرفته ای یک مطلب ناب و جذاب بنویسی.

 

۱۵.ایجاد چالش های عجیب و غریب

آیا نوشتن برایت یک کار روزمره و تکراری شده؟

خب کاری ندارد.

برای نوشتنت یک چالش درست کن.

مثلا:

پستی بنویس که تعداد کلماتش از تمام پست های قبلی ات بیشتر باشد (کاری که من در این پست کردم)

این صرفاً مثالی است برای اینکه ایده بگیری.

اما تو هر چالشی که برایت جذاب است درست کن.

کاری کن که نوشتن، یک کار سرگرم کننده  برای مغزت باشد.

 

یک حقیقت در مورد نویسندگی

نوشتن کار سختی است. این را اکثر ماها قبول داریم.

اما تو می توانی با پذیرفتن انسداد نویسندگی، آن را سخت تر کنی.

لطفاً شکنجه گر نبوغ و استعدادت نباش!

انتخاب کن که با نوشتن رابطه ی خوبی برقرار کنی.

هر بار که نتوانستی بنویسی موارد بالا را امتحان کن.

چیزی که برایت کار می کند و حالت را خوب می کند پیدا کن.

یک رقابت تنگاتنگ با دیروز خودت داشته باش.

هر روز بیشتر و بهتر بنویس.

روزی راهنمای کسی خواهی بود که تازه می خواهد اولین وبلاگش را بنویسد.

 

ممنونم که تا انتهای این مقاله ۲۱۶۱ کلمه ای همراهم بودی.

شاید تو هم تجربیات خوبی در این زمینه داشته باشی.

خوشحال می شوم کارهایی که برای رفع انسداد نویسندگی ات میکنی را زیر این پست به اشتراک بگذاری.

نویسنده زهرا شابیکی

مشتری همیشه وجود دارد ،اما برای کسی که درست دیده شود!!
کمک می کنیم تا با درست دیده شدن در بین رقبا، حرف اول را در حوزه کسب و کارت بزنی.

9 Comments

یک دیدگاه بگذار
  1. مورد ۱۶ را هم من می خواهم اضافه کنم به این مقاله.
    عشق به نویسندگی.
    زمانی که عاشق نوشتن باشی بی نهایت خلاق تر خواهی شد. همانطور که در این نوشته می بینید خانم شابیکی از عکس های خودش آواتاری ساخته است که در لا به لای مقاله بصورت هنرمندانه ای استفاده کرده است.

  2. وای اصلا باورم نمیشه…همین امروز نشسته بودم و می خواستم محتوایی رو تولید کنم..تازه کار هستم اما عاشق نوشتن و کمک به دیگران…دقیقا نمی دونستم چی بنویسم که با خودم گفتم یک مقاله با همین تیتر یعنی «زمان نوشتن ذهنت قفل می شود؟»می نویسم و این مشکل را حل می کنم.هیچ ایده ای نداشتم اما خود این مشکل را به یک محتوا تبدیل کردم. و الان که این مقاله را دیدم شگفت زده شدم از آن جهت که حس می کنم این کار درستی بود که من انجام دادم. چون می خواستم دست از نوشتن بردارم آن هم بخاطر یک بهانه پیش پا افتاده،،(نداشتن ایده برای نوشتن)

  3. این مقاله خیلی عالی بود خانم شابیکی
    مورد ۱۷ رو هم می خوام اضافه کنم:
    لذت رسیدن به هدف
    زمانی که دچار انسداد می شم و رگ های نویسندگیم گرفته میشه، به اونجایی که باید باشم نگاه می کنم و خود به خود تمام سلول های بدن خلاق تر میشه
    این روش برای من تمام موانع نویسندگی رو میشوره می بره

  4. سلام
    یه سوال؟
    تو حوزه کاری ما خیلی وبسایت وجود داره چجوری میتونم وبسایتم رو متفاوت تر از اینها ایجاد کنم و یه جورایی پیشرو باشم

    • دوست عزیز و همکار گرامی: آقا پیمان!
      در هر حوزه ای اگر صاحب تخصص شوید بطور کاملاً خودکار از دیگران متمایز خواهید شد.
      به سایت های علمای موفقیت خارجی سر بزنید. مثلا «جک کنفیلد» اصلاً کپی «آنتونی رابینز» یا «وین دایر» نیست. با اینکه تخصص همۀ آنها یکی هست و همگیِ آنها در زمینۀ موفقیت کار میکنند اما از هم کاملاً متمایز هستن. این فقط بخاطر این هست که آنها در تخصص خود به اوج رسیده اند. موقعی که کسی به اوج خودشکوفایی در حرفـه ی خود میرسد صاحب سبک میشود و همین سبک او را متمایز میکند.

  5. تکنیک من برای اینکه قفل امروز را باز کنم

    به یکی از ده ها مخاطبم که سوال جان دارتری امروز فرستاده پیام میدهم که تماس بگیرد
    چون فی البداهه باید پاسخش را بدهم تمام تمرکزم حول یک موضوع جمع میشود و بهترینم را ارائه میکنم چون اگر اینکار را نکنم ابرویم پیش ان مخاطب میرود پس فکرم از همه جا جمع میشود و منحرف نمیشود و فقط به یک مطلب متمرکز هستم

    حالا اتفاقی که امروز افتاد
    مخاطبم میخواست در مورد مدیریت مالی برای پرسنل یک شرکت سخنرانی کند و در انتها هم محصولات اموزشی خودش را آنجا معرفی کند و از من خواست که کمکش کنم که مدیر مجموعه را متقاعد کند که اجازه بدهد برای انجام آن سخنرانی در جمع پرسنل آن مجموعه در مورد مدیریت مالی در زندگی

    من به او گفتم به مدیر بگو که اصلی ترین دغدغه هر مدیری بهره وری است و یکی از کلیدهای بهره وری تمرکز پرسنل روی تولید و کار شرکت میباشد
    امسال چون هزینه های زندگی بالا رفته اما حقوق زیهد افزایش نداشته پرسنل همیشه درگیری ذهنی دارند و ۵۰ درصد حواسشان بیرون از شرکت است و من با اموزش مدیریت مالی کمک میکنم بخش زیادی از آن ۵۰ درصد حواس پرسنل به داخل مجموعه برگردد و تمرکز و بهره وری بالا برود

    دقت کردی؟
    از بین راهنمایی هایم یک تیتر عالی برای مقاله ام پیدا شد

    ۵۰ درصد حواس پرسنلت که در خانه جا مانده را به شرکت برگردان

    و من وقتی تیتر عالی پیدا کنم تقریبا مقاله ام میترکونه

  6. سلام
    هیچوقت سلام یادت نرود
    باهمه حرفهایی که اون بالا هست میخواهم یک مطلب راهم من اضافه کنم
    حقیقت این است که گاهی بانوشتن ونویسندگی اگر منابع فکریت راتقویت کنی میتوانی خود الهام بخش باشی وزمانی که توانستی حتی یکنفرراکمک کنی روحت آمادگی بیشتری پیدامیکند ودراین مسیر خودت نیز رشدمیکنی وآرام آرام احساس شعف میکنی واگربه این باوررسیدی شخصیت خودت هم شکل میگیرد وهمراه بامخاطبینت آرامش روح وروانت فزونی مییابد وبدین ترتیب درتعالی جامعه خود مشارکت میکنی .هموطن اگرازاین مسائل چیزی نصیبت شد بانفس گرمت برایم دعاکن. زیرافرمود:
    گفت موسی من ندارم آندهان -گفت ماراازدهان غیرخوان بادهان غیرکی کردی گناه بادهان غیربرخوان کای اله
    موفقیت بروفق مرادباد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چطور خوب بنویسیم

چطور خوب بنویسیم حتی اگر نویسنده خوبی نیستیم

تبلیغ نویسی

فرمول تبلیغ نویسی تغییر وضعیت ذهنی