in

چطور با کمتر کار کردن هر روز درآمدم را افزایش می دهم

من عاشق ساعت طلا هستم.

بخاطر اینکه زیبا و براق است؟

البته که نه.

به این دلیل که هر باری که به آن نگاه میکنی بیشتر متوجه ارزش زمان می شوی…زمان طلاست.

آیا همین حس را می توانی با دست کردن یک ساعت پلاستیکی داشته باشی؟

خیر. چون صفحه ساعت پلاستیکی تعریف دیگری را از زمان نشان میدهد. شاید برای این خوب باشد که یادمان باشد به قرار بعدی دیر نرسیم یا نشان دهد در چه ساعتی از روز هستیم.

اشتباه نگیر این مقاله درباره تبلیغ ساعت طلا نیست اما می خواهم یک ساعت طلا به تو هدیه دهم.

 

اگر همین الان یک ساعت طلا در دست داشتی باز هم با زاویه دید هر روز به کسب و کارت نگاه می کردی؟

البته که نه.

اما زوایه دید جدیدت چطور خواهد بود؟

کمی عمیق تر به اتفاقات اطرافت نگاه می کردی. برندهای موفق دنیا را زیر نظر می گرفتی و می دیدی آن ها چه کار متفاوتی انجام می دهند که تو نمی دهی.

اولین چیزی که با آن برخورد می کردی تبلیغات بود.

سوال بعدی که در ذهنت ایجاد می شد این بود اگر تمام برندهای موفق دنیا محصولات شان را از طریق تبلیغات می فروشند چرا من کار دیگری را انجام می دهم؟

غیر از این است که کارهای مشابه نتایج مشابه را می سازند؟

نه.

من امروز چی کار می کنم؟ کارم مشابه چه کسانی است؟

احتمالا مشابه سایر رقبا. آن ها نیز محتوا تولید می کنند و سعی می کنند از طریق ورودی گوگل مخاطب جدید پیدا کنند تا بلکه بتوانند به آن ها محصول شان را عرضه کنند.

این خوب است یا بد؟

بستگی دارد چه ساعتی در دست داری.

برای یک ساعت پلاستیکی خوب است چون درست است این فرایند بسیار زمان بر است اما بلاخره افرادی پیدا می شوند که خرید کنند.

آیا این حجم از فروش من را راضی می کند؟

نه!

پس احتمالا باید مسیرم را تغییر دهم.

اما باید مسیرم شبیه چه کسانی باشد؟

احتمالا شبیه به کسانی که ساعت طلا دارند.

آن ها چه کار متفاوتی انجام می دهند؟ چطور محصولاتشان را می فروشند؟ چطور حقوق کارمندان شان را بدون نگرانی پرداخت می کنند؟ چطور با این وجود سود خوبی بدست می آورند؟

آن ها تبلیغ می کنند چون سریع تر است.

آیا تولید محتوا نیز می کنند؟

بسیاری از آن ها هرگز و عده ای کم هم گهگداری.

پس چرا اگر من می خواهم مانند آن ها موفق شوم دقیقا کارهایی را انجام می دهم که ۱۸۰ درجه عکس آن هاست؟

اگر عاشق این هستی که بهترین فوتبالیست دنیا شوی وقت گذاشتن روی تمرین بسکتبال تو را به جایی نمی رساند.

 

وقتی که وارد کسب و کار اینترنتی شدم تمام این ها دیالوگ های ذهنی من بود.

به همین دلیل بود که مسیر کسب و کارم را تغییر دادم و به سمت فروش محصولات از طریق تبلیغات بردم.

اینطوری میتوانستم کمتر کار کنم و بیشتر پول دربیاورم.

البته این جمله کامل نیست. نسخه کامل این جمله اینگونه خواهد بود:

بیشتر فکر کن…کمتر کن…بیشتر پول دربیار.

من بیشتر زمانم را به طراحی و عرضه محصول اختصاص می دهم.

یک بار که همین کار ها را کردم شروع به تبلیغات گسترده می کنم و از آنجا به بعد همه چیز بصورت خودکار اتفاق می افتد.

 

در تمام سایت ها مرتبط با موضوع کاری ام شروع به تبلیغ می کنم.

اینطوری ترافیک مستقیم از بهترین مخاطبان را وارد نقطه ای سایت می کنم که باید آنجا حضور داشته باشند.

به این تکنیک عرضه محصول به مخاطب ایده آل می گویند البته من اسمش را گذاشتم عرضه طلایی.

اما چرا به یک نقطه خاص از سایت ترافیک را هدایت می کنم؟

چون اگر به هر نقطه دیگر بروند تبدیل به مشتری نمی شوند.

اجازه بده یک مثال بزنم تا راحت تر درک کنی.

تصور کن اگر ترافیک را به صفحه اول سایت هدایت می کردم.

احتمالا هر کاری می کرد جز دیدن صفحه محصول.

 

اما چرا مستقیم به صفحه محصول هدایت نمی کنم؟

چون مخاطب برای خرید نیاز به اعتماد و تصمیم گیری دارد و امکان ندارد بتوانی در همان وهله اول تمام این کار ها را انجام دهی.

به اصطلاح به این نوع بازدیدکننده مخاطب سرد می گویند.

مخاطب سرد اگر ازت متنفر نباشد عاشقت هم نیست پس احتمالا خرید صفر درصد است.

او ابتدا باید بتواند نیاز های خودش را ببیند و سپس متوجه شود تو چطور می توانی به او کمک کنی که نیازش برطرف شود و بعد از آن چطور می توانی او را به شرایط ایده آلی که می خواهد برسانی.

وقتی که توانستی یک بار این موضوع را حل کنی دیگر کار تمام است تو یک ماشین چاپ پول داری.

تصور کن پانصد هزار تومان در تبلیغات می گذاری و یک میلیون و پانصد هزار تومان فروش ایجاد می کنی.

اگر این ماشین مدام بتواند چنین نتیجه ای را بسازد یا به اصطلاح نتیجه تکرار پذیری را بسازد آنوقت تنها کاری که لازم است انجام دهی این است که باک این ماشین را پر کننی.

 

اشتباهی که اکثر افراد می کنند این است که در مراحل اول تبلیغ و سود دهی میزان سودی که بدست می آورند را در جیب شان می گذارند در نتیجه خیلی سریع سوخت این ماشین تمام می شود.

بنا به تجربه من باید در حداقل ۴ سری اول کل سودی که بدست می آوری دوباره در تبلیغات هزینه کنی تا بتوانی به نقطه اوج فروش برسی آنوقت است که می توانی سود اضافه را در بانک بگذاری.

یکی از دانشجویان می گفت من نتیجه ای که باید را نگرفتم.

تعجب کردم و زمانی که از او سوال کردم کمپین تبلیغاتی چطور است. گفت:

من ۴۰۰ هزار تومان در تبلیغات گذاشتم و ۸۰۰ هزار تومان فروش ایجاد کردم.

گفتم خب اینکه مشکلی ندارد.

گفت الان دیگر مشتری ندارم.

بعد از کمی سوال کردن متوجه شدم بعد از هر فروش تمام سود را در جیب خودش می گذاشت و سوخت ماشین تبلیغاتی اش را خالی نگه می داشت و این در صورتی بود که مشتریان بسیار خوبی حتی از خارج از ایران (استرالیا) بدست آورده بود.

این یک اشتباه مهلک است.

همیشه باید مقداری از سودی که بدست می آورید را به چرخه تبلیغات برگردانید در غیر این صورت خیلی زود بنزین ای ماشین تمام می شود.

 

برای اینکه موفق شوی به ۲ نسخه از خودت لازم داری:

 

سریال عاشقانه را دیدی؟

اگر دیده باشی می دانی این دو کارتر چقدر با همدیگر به لحاظ شخصیتی تفاوت داشتند.

هر جایی از فیلم کارکتر ها بصورت تکی تصمیم می گرفتم مشکلی را حل کنند تو دردسر می افتادند و زمانی که با همدیگر متحد می شدند می توانستند مشکل را حل کنند.

زمانی که می خواهی کمپین تبلیغاتی یا سیستم عرضه محصولت را بسازی باید دقیقا همینطور عمل کنی.

تو لازم داری ۲ تا شخصیت متفاوت از همدیگر داشته باشی:

  1. یکی بتواند تمام ویژگی ها و مزایای محصولت را در بیاورد.
  2. و دیگری بتواند ۱۸۰ درجه عکس نفر اولی فکر کند یعنی دقیقا مانند مخاطب فکر کند.

حالا اگر این دو شخصیت در کنار هم قرار بگیرند می توانی سیستمی را تولید کنی که نه تنها می تواند مخاطب را قانع کند بلکه می توانی ارزش واقعی محصولت را نشان دهی.

نویسنده حسین صفوی

کمک خواهم کرد بتوانی محتوای وایرال تولید کنی و همچنین با جدیدترین تکنیک های تبلیغ نویسی بتوانی بهترین نسخه برندت را بسازی که نه تنها طرفداران زیادی دارد بلکه تبدیل به اثرگذارترین فرد در حوزه کسب و کارت شوی.

15 Comments

یک دیدگاه بگذار
  1. سلام
    این متن بسیار عالی بود و دقیقا انگار برای من نوشته شده بود
    من یک کسب و کار داشتم که آخر سر از اون نا امید شدم و متاسفانه به اتمام رسید و الان فهمیدم که مشکل کارم کجا بوده من کلا مسیر رو روی تولید محتوا گذاشتم و تبلیغات من تقریبا صفر بود. خیلی خوشحالم که متوجه شدم ایراد کار از کجا بوده و این جرقه در ذهنم زده شد که شاید کسب و کار دومی ایجاد کنم و این بار بسیار متفاوت تر…
    سپاسگزارم از ارائه این مقاله زیبا.در حال حاضر این اطلاعات کلیدی رو متاسفانه هر جایی نمیشه رایگان دریافت کرد.

    • مجتبی عزیز خیلی خوشحالم که این مقاله راه گشا بوده است.
      براتون در کسب و کار جدید آرزوی موفقیت دارم. ان شالله که خبر های خوب از موفقیت هایتون بشنویم

  2. سلام جناب صفوی
    بنده یک سوال ازتون دارم
    حقیقتش من اطلاعات خوبی در زمینه مسکن و ملک دارم
    چند وقتیه فکرم اینه کنار کارم یک سایت یا یک صفحه اینستاگرام راه اندازی کنم و دوره‌ی آموزشی بفروشم

    سوالی که ازتون دارم اینه که کدوم پلتفرم برام بهتره؟
    برای مثال جناب نویین توی این حوزه از پلتفرم اینستاگرام استفاده میکنن
    و توی گوگل که جستجو میکنم در حوزه کسب و کارم اکثرا وبسایتهای خبری محتوا دارن

    ‌واقعا موندم از کدوم پلتفرم استفاده کنم
    ممنون میشم راهنماییم کنید

    • سلام جناب صمدیان.
      تا جایی که من اطلاع دارم جناب نویین برای فروش آموزش فروش ملک از اینستاگرام استفاده می کند و صرفا ملک نیست کلا برای فروش آموزش ها استفاده می کند.
      اینکه چه پلتفرومی را انتخاب می کنید زیاد مهم نیست این مهم است که چطور می خواهی کانورت یا تبدیل به مشتری کنید.
      صرفا یک آگهی یا تبلیغ که مخاطب تبدیل به خریدار نمی شود مگر اینکه که قیمت بسیار بسیار پایین باشد که آنوقت دیگر تبلیغات به صرفه در نمی آید.

      هر کدام از پلتفروم ها مخاطب خاص خودش را دارد و باید برای هر پلتفروم تبلیغات جداگانه ای ساخته شود
      اما یک نکته مهم. تا قبل از اینکه خودتان ملک نخرید و نفروشید کسی به آن صورت اطمینان نمی کند مگر اینکه بخواهید هایپ hype کنید یعنی مبالغه کنید.
      بطور مثال من اگر تا به الان بطور عملی محصول نفروخته باشم که نمی توانم آموزش فروش بدهم هرچند که ۱۰۰ ها کتاب و دوره دیده باشم

      • اما اگر به کارتان خیلی خیلی اطمینان دارید می توانید از یکی یا چند تا از دوستان شریک شوید و یک قطعه زمین یا ملک را بخرید و بعد بفروشید و میزان سود دهی را در عمل نشان دهید تا اطمینان کنند.
        من خودم برای خرید زمین از یک مشاور کمک گرفتم که خودش ده هزار هکتار ماهانه خرید و فروش می کرد

        • ممنون بابت پاسخگوییتون جناب صفوی

          بله بخشی از کارم خرید و فروش ملک هست و فقط اطلاعات نیست و کار هم میکنم در این زمینه

          نکاتی که فرمودین بسیار با ارزش بود
          ازتون سپاسگذارم

          من اگر وبسایت را برای شروع کسب و کار دومم یعنی فروش دوره آموزشی انتخاب کنم
          طبق چیزی که شما گفتین با یک آگهی نمیتوانم مخاطب را تبدیل به مشتری کنم پس چکار باید انجام دهم؟

          شما در همین مقاله گفتین اگر از عرضه طلایی استفاده کنیم و تبلیغات بدهیم به سایتهای مرتبط کافیه

          اگر درست متوجه شده باشم
          باید یک سری فایل رایگان به کاربران بدهم و با ترفندهایی آنها را به مشتری تبدیل کنم؟

          • خواهش می کنم
            بله در واقع زمانی که روی تبلیغ کلیک کردن وارد مجموعه ای ویدیو هدفمند خواهند شد که هدف تمام آن ها نشان دادن نقطه قدرت سلوشن یا راه حل یا ایده است.
            ولی اینکه صرفا فقط ویدیو رایگان آموزش باشد اتفاقی نمی افتد.
            در واقع تصور کنید یک فروشنده هستید و مشتری پیش روی شماست قرار است با او صحبت کنید اگر در صحبت ها نتوانید ترس ها و امیدهای مشتری را هدف بگیرید اتفاقی نمی افتد اما اگر بتوانید ارزش واقعی را به زبان خود مشتری به او نشان دهید آنوقت کار تمام است و فروش اتفاق می افتد

  3. کلمه به کلمه این مقاله به قدری کار آمد و پولساز هست که فکر نمیکنم حتی استیو جابز از چنین اسراری خبر داشته باشه. واقعا بی همتا هستید استاد صفوی و کمک بزرگی به من کرده سایتتون انشالله خدا درآمدتون و ماهی ۱۰۰ هزار دلار کنه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ماهان تیموری کلاهبردار

بدنام شدن ماهان تیموری فقط بخاطر یک اشتباه کوچک در تبلیغ نویسی بود

آزمون تبلیغ نویسی: مهارت تبلیغ نویسی خودت را محک بزن