تکنیک داستان گویی

مردم عاشق برندت خواهند شد اگر این تکنیک داستان گویی را بدانی

آیا تا به حال به این فکر کرده ای که دیگران چقدر به نوشته هایت اهمیت می دهند؟

چه احساسی پیدا می کنی اگر بفهمی کسی ارزش نوشته هایت را نمی فهمد؟

اگر بفهمی نوشته هایت خوانده نمی شوند، باز هم انگیزه نوشتن خواهی داشت؟

باز هم برای خلق یک نوشته، از تمام وجودت مایه می گذاری؟؟

باز هم حاضری ساعت ها وقت با ارزشت را صرف نوشتن کنی؟

اصلا مهم تر از همه، اگر نوشته هایت را کسی نخواند، به هدف اصلی نوشتن، که همان بازاریابی محتواست، می رسی؟؟؟

مسلماً نه!

با این حساب، حتماً دوست داری بدانی مخاطبت چه حسی به نوشته هایت دارد.

آیا نوشته هایت خوانده می شود، یا اولین و آخرین خواننده آن ها خودت هستی.

می خواهی بفهمی چقدر محتوایت برای مخاطب جذاب و مهم است؟

کافی است به نوشته هایت رجوع کنی.

ببین نوشته هایت، صرفاً طعم دانش می دهند یا چاشنی سرگرمی هم دارند؟

اگر داری یک سری مطالب علمی خشک و بی روح به خورد مخاطبت می دهی، بدان از طعم نوشته هایت لذتی نخواهد برد.

واقعیت این است که دنیای دانش محض رو به زوال است.

مخاطب دوست دارد یادگیری اش هم، همراه با سرگرمی باشد.

او از خواندن مطالب خشک و بی روح علمی خسته شده است.

شاید مخاطب امروزی، تنبل تر و شاید هم تنوع طلب تر شده .

در هر صورت، مهم این است که ذائقه مخاطب عصر من و تو، با چند سال گذشته خیلی فرق کرده است.

پس برای ربودن قلبش و تبدیلش به یک مشتری وفادار، باید جوری بنویسیم که او دوست دارد.

قبل از اینکه بخواهم برایت توضیح دهم چطور قلب مخاطبت را تسخیر کنی، اجازه بده یک داستان برایت تعریف کنم.

 

شهرزاد قصه گو

پادشاه، پی می برد که همسرش به او خیانت کرده است.

او که از شنیدن این موضوع خونش به جوش می آید، دستور قتل همسر و معشوقه اش را می دهد.

اما قتل همسر، التیامی برای رنج پادشاه نیست.

پس تصمیم می گیرد انتقام بگیرد.

انتقام از تمام دختران شهر!!

پادشاه به وزیرش دستور می دهد تا هرشب دختری را به ازدواج پادشاه در بیاورد.

اما می دانی سرنوشت دخترانی که همسر پادشاه می شوند، چیست؟

هر دختری که با پادشاه ازدواج می کند، صبح روز بعد کشته می شود.

وزیر هر شب یک دختر را می آورد و فردا همان دختر جلوی چشمانش به قتل می رسد.

تا اینکه دیگر دختری در شهر نمی ماند.

وزیر کلافه و درمانده، داستان را با تنها دخترش، شهرزاد، در میان می گذارد.

اما در کمال ناباوری و حیرت وزیر، دخترش داوطلب می شود تا با پادشاه ازدواج کند.

وزیر هم به ناچار می پذیرد تا دخترش را به همسری پادشاه درآورد.

شب فرا می رسد.

شهرزاد، یک داستان برای پادشاه تعریف می کند.

اما داستان را به پایان نمی رساند.

پادشاه هم برای شنیدن داستان تصمیم می گیرد تا شب بعد صبر کند و شهرزاد را نکشد.

اما این ماجرا همین طور ادامه پیدا می کند.

شهرزاد هر شب داستان را نیمه کاره رها می کند .

سال ها به همین منوال ادامه می یابد و شهرزاد از مرگ نجات پیدا می کند.

 

قدرت داستان

قصه ی شهرزاد، را تعریف کردم تا قدرت داستان نشانت دهم.

اگر می خواهی مخاطب را شیفته ی خودت کنی باید بدانی مخاطب پادشاه است و تو شهرزاد قصه گو.

همانطور که شهرزاد با داستان هایش قلب و روح پادشاه را تسخیر کرد، تو هم باید مدام برای مخاطبت داستان های جذاب بگویی.

اگر می خواهی شاهد مرگ کسب و کارت نباشی، داستان های بی انتها و جذاب برای مخاطبانت داشته باش.

 

چرا داستان سرایی اهمیت دارد؟

نیاز به داستان ها، عمیقاً ریشه در ذهن انسان ها دارد.

ما به داستان ها نیاز داریم.

داستان ها اجازه می دهند، هیجان تجربیات جدید را بدون خطر و دردسر به دست آوریم.

ما می خواهیم خودمان را در دیگران منعکس کنیم.

به همین علت، خودمان را در شادی و غم یک داستان غرق می کنیم.

اگر می خواهی عمیق ترین بخش مغز مخاطب را درگیر کنی، بهترین ابزار داستان سرایی (story telling) است.

هر نوشته ای را با یک داستان، خواندنی تر کن.

 

چطور برای هر موقعیت یک داستان عالی پیدا کنیم؟

حالا که به اهمیت داستان نویسی پی بردی، شاید دوست داشته باشی بدانی چطور برای کسب و کارت داستان پیدا کنی؟

برای اینکه بتوانی ایده ای خوب برای داستانت داشته باشی، فقط نیاز به یک عامل داری.

احساسات قوی!

مردم از تکرار مطالبی که احساسات هیجان، ترس، عشق و نفرت و … آن ها را برانگیزد، خسته نمی شوند.

کافی است نگاهی به سریال های آبکی تلویزیون و ماهواره بیندازی!

فکر کنم حالا  می توانی درک کنی این همه موضوعات کلیشه ای ریشه در چه چیزی دارد؟!

مخاطبی که بی توجه به تکراری بودن موضوع، در جستجوی تجربه کردن احساس پنهان در داستان هاست.

بنابراین نگران نباش داستانی که می گویی تکراری یا شبیه داستان دیگران است.

اینکه چطور آن را ارائه می دهی، خیلی مهم تر از چیزی است که می گویی.

پس متناسب با کسب و کارت، ابتدا نکته یا موضوعی که می خواهی بیان کنی را مشخص کن.

بعد از آن متناسب با آن داستانت را آماده کن.

داستان می تواند فقط بخشی از نوشته ات را پوشش دهد، یا همه اش را.

الان ممکن است این سوال در ذهنت به وجود آمده باشد که استفاده از داستان برای کسب و کار من هم لازم است؟

بله!

هر کسب و کار آنلاینی که داشته باشی، می توانی از داستان برای ارتباط بیشتر با مخاطبت استفاده کنی.

بی شک داستان های بیشماری داری که مخاطب از خواندنش لذت خواهد برد.

فقط کافی است آن ها را در نوشته هایت جای دهی.

 

 پنج روش که راحت تر بتوانی داستان کسب و کارت را پیدا کنی

با این پنج روش می توانی داستان کسب و کارت را پیدا کنی.

 

      ۱.داستان هایی که خودت شخصیت اصلی داستان هستی.

اولین گزینه این است که از تجربیات شخصی خودت استفاده کنی.

این نوع از داستان ها ارتباط قوی تری با مخاطب ایجاد می کند.

همه ی ما داستان های زیادی داریم.

اما گاهی از گفتن آن واهمه داریم.

جرات اینکه بخواهیم داستان های زندگی مان را در فضای عمومی منتشر کنیم نداریم.

هنجارهای اجتماعی، فیلتر هایی در ذهن ما ایجاد کرده است که مانع اصلی ما برای این کار است.

اما اگر می خواهی متفاوت باشی بهتر است شروع کنی.

اولین کسی باش که در حوزه خودت، مردم را از خستگی اطلاعات خام علمی، نجات می دهد.

نمونه ای از این داستان ها را می توانی در مقالات زیر ببینی.

استراتژی ساده افزایش مشتری برای کسب و کار پوشاک

استراتژی رشد کسب و کار فست فود سیار و کافه سیار 

 

      ۲.داستان هایی که شنیده ای یا خوانده ای

همه ما روزانه داستان های زیادی می شنویم یا می خوانیم.

از دوستان، آشنایان، رسانه ها و ……

می توانی دفعه بعد که به یک مهمانی رفتی، به صحبت های دیگران دقت کنی.

بی شک داستان های جذابی خواهی شنید.

به عنوان مثال داستان خنده دار این مقاله را ببین.

می توانی برای کشف داستان های جذاب از غریبه ها هم استفاده کنی.

روزنامه ها و مجلات هم پر هستند از داستان های جذاب.

می توانی از آن ها متناسب با کسب و کارت استفاده کنی.

 

      ۳.داستان هایی که در اینترنت پیدا می کنی

خوشبختانه، اگر فرصت شرکت در مهمانی و استخراج داستان های شگفت انگیز دیگران را  نداری، باز هم راهی برای یافتن داستان وجود دارد.

همدم و یار همیشگی؛ گوگل!!

می توانی با یک سرچ ساده به انبوهی از داستان های جذاب دست پیدا کنی.

نمونه داستانی که در همین مقاله می بینی از همین نوع داستان هاست.

البته اعتراف می کنم؛ همراه با بازنویسی و تحریف و تغییر!!

 

    ۴.داستان مرتبط با زندگی خواننده

همه ما با توجه به کسب و کاری که داریم، مخاطبانی داریم با یک سری نگرانی ها و دغدغه ها.

کافی است ببینی مخاطبت الان چه نگرانی ها و دغدغه هایی دارد.

ممکن است خودت هم روزی این نگرانی ها را داشته ای.

خب چه عالی!! داستانش را برای مخاطبت بگو.

حتماً از شنیدنش لذت خواهد برد.

علاوه بر این احساس نزدیکی بیشتری با تو و کسب و کارت پیدا خواهد کرد.

اگر هم تجربه ای از نگرانی های فعلی مخاطبت نداری، کافی است آن را حدس بزنی.

در حال حاضر مخاطبت چه دغدغه ها و نگرانی هایی دارد؟؟؟

داستانی که در ابتدای مقالات زیر آمده است نمونه ای از این نوع داستان هاست:

چطور مخاطب را به مشتری وفادار و علاقه مندی تبدیل کنیم که از ما خرید می کند

بهترین دعا برای ثروتمند شدن که واقعا جواب می دهد

اشتباه بزرگ و رایجی که فروش محصولات آموزشی را به مرز صفر می کشاند

 

   ۵.داستان های ساختگی

در بدترین حالت اگر هیچ داستانی نداری، کافی است خودت داستانی را خلق کنی.

البته این کار محدودیت هایی هم دارد.

داستانت باید صرفاً با شخصیت های خیالی باشد نه واقعی.

هرگز در مورد خودت و یا افراد دیگر دروغ نگو.

قرار است  با داستان، اعتماد مخاطب را افزایش دهی.

پس کاری نکن که از هدف اصلی ات فاصله بگیری.

یک مقاله بدون داستان، از یک مقاله با داستانی دروغین، بهتر است.

نمونه یک داستان ساختگی جالب را می توانی در این مقاله ببینی.

هر محتوا یک نوشته است

حالا بیا یک قدم فراتر برویم.

اگر مخاطب اینگونه مسحور و شیفته ی داستان هاست، چرا در هر نوع تولید محتوایی برایش داستان نگوییم؟؟

بیا نگاهی به انواع مختلف محتوا بیندازیم.

  • محتوای متنی
  • محتوای ویدئویی
  • پادکست

اگر دقت کنی متوجه می شوی بنیان هر محتوایی، یک نوشته است.

غیر از محتوای متنی، برای دو نوع دیگر تولید محتوا هم، باید نوشته ای از سیر فرآیندها داشته باشی.

درست است؟

پس هر نوعی از محتوا تولید می کنی، فرقی ندارد.

تو می توانی از داستان ها برای جذاب تر شدن محتوایت استفاده کنی.

 

در پایان یادآوری می کنم که تو هم حتماً داستان های باشکوه و جذابی داری.

کافی است شجاعت این را داشته باشی که آن را با مخاطبت به اشتراک بگذاری.

اگر این کار را انجام دهی، مخاطبت را شیفته ی خودت خواهی کرد.

زهرا شابیکی

مشتری همیشه وجود دارد ،اما برای کسی که درست دیده شود!!
کمک می کنیم تا با درست دیده شدن در بین رقبا، حرف اول را در حوزه کسب و کارت بزنی.
آیا تا به حال به این فکر کرده ای که دیگران چقدر به نوشته هایت اهمیت می دهند؟ چه احساسی پیدا می کنی اگر بفهمی کسی ارزش نوشته هایت را نمی فهمد؟ اگر بفهمی نوشته هایت خوانده نمی شوند، باز هم انگیزه نوشتن خواهی داشت؟ باز هم برای خلق یک نوشته، از تمام وجودت مایه می گذاری؟؟ باز هم حاضری ساعت ها وقت با ارزشت را صرف نوشتن کنی؟ اصلا مهم تر از همه، اگر نوشته هایت را کسی نخواند، به هدف اصلی نوشتن، که همان بازاریابی محتواست، می رسی؟؟؟ مسلماً نه! با این حساب، حتماً دوست داری بدانی مخاطبت…
اگر می خواهی مخاطب شیفته ی نوشته هایت شود، کافی است از روش story telling یا همان داستان گویی در نوشته هایت استفاده کنی. با این روش مخاطب علاقه مند و وفادار خواهی داشت .
امتیاز - 10

10

اگر می خواهی مخاطب شیفته ی نوشته هایت شود، کافی است از روش story telling یا همان داستان گویی در نوشته هایت استفاده کنی. با این روش مخاطب علاقه مند و وفادار خواهی داشت .

User Rating: 4.69 ( 9 votes)
8 پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام.
      بهتره که هر مقاله روی یک مبحث تخصصی کار کند. چند مبحث کردن یک مقاله باعث می شود عموما مخاطب هیچکدام را درک نکند

      پاسخ
  1. میلاد
    میلاد گفته:

    خیلی دوس داشتم
    جاله که شما سوالاتی که در ذهن مخاطب به وجود میاد رو مرحله به مرحله پاسخ میدین
    مثلا بعد از اینکه فهمیدیم برای کارمون به داستان نیاز داریم سریع این سوال به وجود میاد که خب حالا برای کارمون از کجا داستان پیدا کنیم که دقیقا شما بعدش به همین موضوع اشاره کردین.

    افرین

    پاسخ
  2. mehdi kh
    mehdi kh گفته:

    سلام وقت بخیر و تشکر بابت مقاله بسیار کاربردیتون
    برای یک وبسایتی که عمده فروش مثلا لوازم روشنایی هست هم میشه داستان نوشت؟
    مثلا داستان مشتری هایی که از ما خرید کردن رو بنویسیم؟

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام سپاسگزارم از لطفی که به مجموعه دارید.
      به ازاری هر لامپی که درخانه ای روشن است؛ داستانی برای گفتن وجود دارد.

      پاسخ
  3. j.ghorooneh
    j.ghorooneh گفته:

    سلام و درود:
    واقغاٍ اثر گزار بود!!
    استاد صفوی عزیز: لطفاً در مورد پادکست های صوتی و اثر آنها در کسب و کار هم مقاله ای منتشر بفرمایید. با سپاس

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام دوست عزیزم.
      پادکست ، ویدیو، مقاله در حالت کلی هیچ تاثیری ندارند مگر اینکه محتوای داخلش ارزشمند باشند. حالا این محتوای ارزشمند را می خواهید در چه فرمتی عرضه کنید تفاوت چندانی ندارد.
      روی ابزارها متمرکز نشوید. روی اصل کار متمرکز باشید

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *