in

اگر اینطوری تولید محتوا کنی آب از لب و لوچه همه راه می افتد

به تصویر پیتزا این مقاله نگاه کن.

احتمالا آب دهانت راه می افتد و دوست داری با عشق اسلایس به اسلایس این پیتزا را میل کنی.

جذاب است مگر نه؟

بله. اما اگر نگاهی دقیق تر به این پیتزا بیاندازیم متوجه می شویم چیزی جز آرد، گوجه، کالباس و پنیز نیست.

اگر در این تصویر به جای عکس این پیتزا عکس مواد اولیه آن بود احتمالا نه تنها هوس انگیز نبود بلکه هیچ علاقه ای هم در ما بوجود نمی آورد.

این دقیقا داستان تولید محتوا است.

اگر دو نفر درباره یک موضوع مشابه با یک سطح علمی مشابه، تصمیم به تولید محتوا بگیرند دقیقا همین موضوع رخ می دهد.

یکی مقاله ای می نویسد که آب از دهان آدم راه می افتد و تا آخر مقاله را می بلعد و دیگری مقاله ای می نویسد که حتی مایل به تمام کردن خط اول آن هم نیستی.

اگر می خواهی راز و رمز تولید محتوای جذاب را یاد بگیری پیشنهاد می کنم این مقاله را با دقت بخوان و یادداشت برداری کن.

 

قانون اول در تولید محتوا:  تیتر جذاب

یک محتوا درجه یک با تیتر خوب شروع می شود.

بزرگترین اشتباهی که صاحبین وبسایت و بلاگر ها هنگام تولید محتوا می کنند این است که قبل از نوشتن یک تیتر خوب شروع به نوشتن می کنند.

زمانی که تیتر خوبی نداشته باشی در زمان نوشتن نمی دانی مقاله به کدام سمت و سو قرار است حرکت کند.

تیتر خوب مانند نقشه راه است.

برای اینکه این موضوع را بهتر درک کنی بیا در یک نمونه واقعی آن را بررسی کنیم.

دقیقا چند ساعت قبل از نوشتن این مقاله، مشاوره ای داشتم که فردی در زمینه روانشانسی فعالیت می کرد و آخرین مقاله ای که در سایت منتشر کرده بود این بود.

زندگی زناشویی چیست.

یک تیتر معمولی که احتمالا تمام روانشناسانی که در این زمینه فعالیت می کنند مقاله ای با تیتر مشابه در وب سایت شان دارند. اما اگر می خواستیم این مقاله را از همان ابتدا جذاب تر شروع کنیم، چه تیتری را باید می نوشتیم؟

چطور زندگی زناشویی مان را طوری شروع کنیم که مانند عموم مردم بعد از دو سال همسرمان از رخت و خواب فراری نباشد.

تصور کن در گوگل کلمه زندگی زناشویی را جستجو می کردی. روی کدام لینک کلیک می کردی؟

احتمالا دومی. چون تیتر بهتر و گیرا تری دارد.

 

قانون دوم در تولید محتوا: موضوع داغ

می خواهی مردم بلاگ سایتت را بخوانند؟

موضوعی را انتخاب کن در حوزه کاری ات پرطرفدار است.

هیچ چیزی دلسرد کننده تر از این نیست که آدم مقاله ای را با جزییات و توضیحات زیاد درجه یک بنویسد ولی کسی آن را نخواند و یا بدتر حتی کوچکترین به آن علاقه ای نداشته باشد.

اشتباهی که اکثر متخصصان مرتکب آن می شوند این است که سعی می کنند درباره چیزی بنویسند که برای خودشان جذاب است و به موضوعات معمولی که عموم مردم درباره آن نگرانی دارند و یا در گوگل جستجو می کنند بی توجه هستند.

بطور مثال اگر در حوزه فیتنس کار می کنی و می دانی که بیشترین دغدغه مخاطبین بدست آوردن سیکس پک است، اشتباه است که درباره اخبار مسابقات بدنسازی مطلب بنویسی.

 

چطور متوجه شویم کدام موضوع داغ است؟

برای اینکه خیلی ساده متوجه موضوعات داغ حوزه کسب و کارت شوی می توانی یکی از سه روش زیر را امتحان کنی.

  1. کامنت های مردم را در سایت های مشابه به حوزه کاری ات بخوان و ببین در چه مورد سوال دارند.
  2. از سایت بازسومو BuzzSumo می توانی برای پیدا کردن موضوعات داغ مرتبط با حوزه کاریت استفاده کنید
  3. به سایت آمازون مراجعه کن و نقد و بررسی های کتاب های مرتبط با حوزه کاری ات را بخوان.(مردم در دل نقد و بررسی ها سوال ها و نگرانی های اصلی شان را بیان می کنند)

 

قانون سوم تولید محتوا: احساسات را درگیر کن

روش رایج در تولید محتوا اینگونه است که فرد درباره موضوعاتی که احتمال می دهد از نظر مخاطبینش جذاب است، می نویسد.

تا حد ممکن سعی می کند به لحاظ تکنیکی حاوی آموزش های تخصصی خوب باشد.

اما همیشه متعجب است چرا کسی مطالب خوبش را نمی خواند و یا اگر می خواند هیچ عکس العملی نسبت به آن نشان نمی دهد.

به نظر تو چرا این مشکل رخ می دهد؟

اجازه بده بگویم چرا. چون محتوا فقط بار علمی دارد و مانند دیالوگ های یک ربات از پیش برنامه ریزی شده، نوشته شده است.

اگر یک ربات بخواهد جیزی را به تو بگوید احتمالا خیلی خشک، کوتاه با تو صحبت خواهد کرد. اما ما انسان ها مثل ربات نیستیم.

احساسات در سرتاسر وجود ما در جریان هستند.

تصور کن ما می خواهیم محتوایی در رابطه با روش های کاهش استرس تولید کنیم. احتمالا چیزی مثل این را می نویسیم:

۵ روش برای کاهش استرس.

اما اگر بخواهیم خودمان را جای مخاطب بگذاریم، مخاطبی که استرس عذابش می دهد و با دید او این محتوا را تولید کنیم آنگاه خواهیم نوشت:

این ۵ روش می توانند قبل از اینکه از استرس لباست خیس عرق شود، تپش قلب بگیری و خودت را ببازی، آن را در نطفه خفه کند.

قطعا عنوان دوم برای فردی که از استرس عاصی شده است به مراتب جذاب تر و گیرا تر خواهد بود.

اینکه عموم اوقات سعی می کنیم احساساتمان را پنهان کنیم و فردی کامل منطقی به نظر برسیم یک مشکل بزرگ است.

اگر می خواهی بدانی این مشکل از کجا نشات می گیرد باید بگویم از ترس از قضاوت شدن!

 

اجازه بده یک داستان واقعی که حدود چهار و پنج سال پیش برایم اتفاق افتاده را بگویم.

من و یکی از دوستان قدیمی ام در دفتر نشسته بودیم.

برخلاف همیشه زیاد دل و دماغ حرف زدن نداشت. پرسیدم چرا امروز اینطوری هستی؟

گفت با نامزدم تو کنتاکت هستیم.

وقتی ماجرا را شنیدم اول یک دل سیر خندیدم بعد گفتم خیلی ***** هستی.

دختره از پسره می پرسه؛ تو چرا من را می خواهی. از چه چیز من خوشت میاد؟

پسره هم از اونجایی که خجالتی بوده و می خواسته منطقی صحبت کنه می گه:

نسل بشر باید ادامه پیدا کنه ما هم می توانیم تولید مثل کنیم و به ادامه یافتن نسل بشر کمک کنیم.

بنده خدا احساس کرده بود طرف مقابل به چشم دستگاه تولید مثل بهش نگاه می کنه!

تولید محتوا

 

قانون چهارم تولید محتوا: در تیتر راه حل را نگو

یکی دیگر از اشتباهات رایج در نوشتن تیتر محتوا، بیان کردن راه حل نهایی در تیتر است.

این کار باعث می شود مخاطب احساس کند لازم نیست ادامه محتوا را بخواند یا ببیند.

این موضوع نه تنها در تیتر بلکه در زندگی عاشقانه آدم ها نیز صادق است. زمانی که دو نفر همه چیز را درباره همدیگر نمی دانند برای هم جذاب هستند. دوست دارند دائما همدیگر را کشف کنند اما زمانی که چیزی برای جستجو کردن در فرد مورد نظر نداشته باشی احساس می کنی او تکراری شده است.

بیا نگاهی به این دو تیتر بیاندازیم.

  • چطور با پس انداز کردن در جوانی و میانسالی، دوران بازنشستگی راحتی داشته باشیم.
  • چطور وقتی که یک کارمند حقوق بگیر هستیم در دوران بازنشستگی دغدغه پول را نداشته باشیم

حتی اگر محتوای هر دو مقاله یکسان باشند مخاطب علاقه بیشتری نسبت به خواندن مقاله ای که تیتر دوم را دارد از خود نشان می دهد چرا که دنبال پیدا کردن راه حل مشکل است.

 

قانون پنج در تولید محتوا: طوری شروع کن که یک دل نه، صد دل عاشق خواندن آن شود

وقتی که به واسطه نوشتن تیتر جذاب توانستیم توجه مخاطب را جلب کنیم حال نوبت به یک شروع عالی برای علاقه مند کردن او به خواندن ادامه مطلب است.

این سناریو را تصور کن.

قرار است برای اولین بار معشوقه ات را در کافه ملاقات کنی.

او وارد کافه می شود و ظاهرش به قدری گیراست که دست و پات را گم می کنی (تیتر خوب)

روبرویت می نشیند و به محض اینکه شروع به صحبت کردن می کند احساس می کنی با کسل کننده ترین آدم دنیا مواجه هستی.

می خواهی هر طور که شده از آن مکان فرار کنی. مگر نه؟

این دقیقا اتفاقی است که احتمال دارد مخاطب بعد از خواندن اولین جمله از مقاله ات انجام دهد.

اگر می خواهی این اتفاق رخ ندهد از همان ابتدا خودت را جای مخاطب بگذار و محتوا را طوری شروع کن که کاملا احساس کند حال و هوای او را درک می کنی.

اشتباهی که اکثر بلاگر های آماتور و گاها حتی حرفه ای انجام می دهند این است که محتوا را خیلی آکادمیک شروع می کنند طوری که احساس می کنی در کلاس درس نشستی.

تو را نمی دانم ولی شخصا از کلاس های دانشگاه فراری بودم. خیلی وقت ها با خودم فکر می کردم بی چاره زن و بچه این آدم که مجبور هستند از صبح تا شب این آدم خشک و کسل کننده را تحمل کنند.

تصور کن مقاله ای درباره آنالیز ایده کسب و کار می خواهی بنویسی.

به جای اینکه محتوا را با توصیه های آکادمیک شروع کنی بهتر است این چنین آغاز کنی.

 

من هم زمانی که می خواستم کسب و کارم را شروع کنم صد ها ایده در سر داشتم و نمی دانستم باید از بین این همه ایده کدام را انتخاب کنم که از آینده کاری ام مطمئن باشم.

یک روز طراح سایت می شدم و روز بعد طراح لباس و روز دیگر مدرس سخنرانی. از هر مشاوری که سوال می کردم باید کدام ایده را انتخاب کنم با اطمینان می گفتند آنکه علاقه داری. اما مشکل اینجا بود که من اصلا نمی دانستم به کدامیک علاقه دارم.

اگر تو هم حال روز من را داری احتمالا می دانم چطور می توانم در این مقاله مشکلت را حل کنم.

 

محتوا از جایی شروع می شود که دقیقا توصیف حال مخاطب است.

 

قانون ششم در تولید محتوا: می خواهی فراموش نشدنی شوی؟

تولید محتوا مثل یک چاقوی دولبه است. هم می تواند سودآور باشد و هم می توان آسیب برساند.

اگر می خواهی در ذهن مخاطبین همیشه ماندگار شوی و دائما منتظر نوشته بعدی ات باشند سعی کن راه حلی را به آن ها در مقاله ارائه دهی که خودت آن را امتحان کرده باشی و از نتیجه آن مطمئن باشی!

اکثر افراد برای افزایش ترافیک سایت سعی می کنند مقالات زیادی را تولید کنند به همین خاطر سعی می کنند درباره همه چیز بنویسند.

وقتی که این اتفاق می افتد مخاطب خیلی راحت متوجه می شود فرد حرف جدیدی برای گفتن ندارد و دائما همان چیزهایی را می نویسد که دیگر سایت ها و رقبا می نویسند.

نکته جالب اینجاست که عموم افراد از این شاکی هستند که چرا مخاطب به ما و محصولات مان اعتماد نمی کند!

پاسخ ساده است. چون او تو و محصولت را از محتوای رایگانت قضاوت می کند و زمانی که نتواند تفاوتی در آنها ببیند، برای همیشه دو به شک باقی می ماند.

 

قانون هفتم در تولید محتوا: دست و دل باز باش

بسیاری از صاحبین کسب و کار و بلاگر ها نگران این هستند که اطلاعات زیاد در محتوای رایگان شان ندهند.

فلسفه این افراد این است که اگر اطلاعات زیادی به مخاطب بدهیم دیگر او نیاز به خرید محصول پیدا نمی کند.

سوال من اینجاست اگر اطلاعات زیادی به او ندهی چطور انتظار داری به تو و محصولت اطمینان کند؟

حقیقت اینکه اگر بخواهی در ارائه محتوا خسیس باشی کسی برای خردی محصولت ترغیب نخواهد شد.

مخاطب برای حل شدن مشکلش محتوای سایت را می خواند، اگر نخواهی راه حل صحیح و کامل را به او بدهی طبیعتا نمی توانی نتیجه ای در زندگی اش بسازی و اطمینان داشته باش با این کار نمی توانی مخاطب وفادار برای برندت بدست بیاوری.

نویسنده حسین صفوی

کمک خواهم کرد بتوانی محتوای وایرال تولید کنی و همچنین با جدیدترین تکنیک های تبلیغ نویسی بتوانی بهترین نسخه برندت را بسازی که نه تنها طرفداران زیادی دارد بلکه تبدیل به اثرگذارترین فرد در حوزه کسب و کارت شوی.

21 Comments

یک دیدگاه بگذار
  1. سلام آقای صفوی خیلی ممنون از مقالات بی نظیرتون که روی سایت می گذارید.
    یه سوال : برای جلب اعتماد مشتری در بازار سنتی (فروشگاه در سطح شهر ) چه اقداماتی می توان انجام داد ؟ این در حالیست که مشتری می بایست محصول ۱۰ میلیون تومانی را خرید کند.

    • سپاسگزارم سعید عزیز.
      این سوال کاملا بستگی به نوع محصولی که ارائه می شود دارد و اینکه آیا این محصول را فروشگاه های مشابه هم دارند یا خیر.
      نیاز به این محصول چگونه است یا ضروری است یا خیر

  2. من همون اول شروع میکردم به نوشتن بدنه مقاله بعد واسش یه تیتر انتخاب میکردم که اصن جواب نمیداد.
    توصیه های شما رو انجام میدم مرسی از مقاله تون به موقه بود.

    • فکر می‌کردم چون من همه مقالات و پادکست هاتون رو گوش دادم همچین حسی دارم ولی الان متوجه شدم بقیه دوستان هم همینطورن!
      محتوایی که ارائه میدین واقعا ارزشمنده و من هر روز که ایمیل‌هام رو چک میکنم به دنبال سایت شما میگردم و اگر چیزی نباشه به سایت سر میزنم تا مطمئن بشم مقاله ای رو از دست ندادم!
      ممنونم ازتون ،واقعا یاد میگیرم و سعی میکنم مثل شما بنویسم

  3. سلام .اینستا بوتیک مردانه دارم تولید محتوا طولانی و مقاله و داستان مرتبط با پوشاک آیا صحیح است؟
    حوصله مخاطب سر نمیره؟

  4. سلام
    ممنون بابت مقالات خیییییلی مفید و آموزندتون.
    من یه سوال دارم که خیلی ذهنمو درگیر کرده. از کجا میتونم بفهمم مطلبی که دارم میخونم چه کلمات کلیدی ای داره؟
    مثلا اگر من از شما بپرسم که؛ شما برای همین مطلب از چه کلمات کلیدی ای استفاده کردین؟ به جز اینکه شما بهم بگید من چه راه دیگه ای برای پیدا کردن جواب این سوال دارم؟

    • دوست من ساده است.
      کلمه یا جمله ای است که هم در تیتر تکرار شده است هم در متا(توضیحاتی که در زیر لینک در گوگل نمایش داده می شود)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همکاری در فروش

استراتژی میلیونر شدن از طریق همکاری در فروش و دلالی در ایران

سایت یا شبکه اجتماعی؟

سایت یا شبکه اجتماعی؟ در کدامیک فعالیت کنم تا سود بیشتری عایدم شود