چطور در یک حوزه ی شلوغ تولید محتوا کنیم که متفاوت از دیگران دیده شویم؟

بیا یک واقعیت تلخ را بپذیریم.

هر کدام از ما در حوزه ای مشغول به فعالیت هستیم که هزاران نفر دیگر هم مشغول هستند.

اگر افرادی را که در کل دنیا در حوزه ما هستند را نادیده بگیریم، باز هم در ایران کلی رقیب داریم.

کافی است سری به لینکدین بزنی، یا حتی گوگل کنی تا متوجه شوی چند نفر دیگر دارند دقیقاً همان کاری را می کنند که تو می کنی.

دردناک ترینش همین حوزه موفقیت است.

طرف تنها چیز مثبتی که دارد گروه خونی اش است، همایش و کنفرانس موفقیت برگزار می کند!

البته لازم نیست تمام این رقبا را جدی بگیری.

چون اکثریت شان، کسانی هستند که چند کتاب در یک حوزه می خوانند و از حس همه چیزدان شدن، توهم منتور و کوچ بودن، به سرشان می زند.

اما بازهم رقابت چیزی نیست که بتوانی آن را نادیده بگیری.

پس باید به فکر چاره باشی!

اما راه چاره چیست؟

فکر نمی کنم خیلی پیچیده باشد.

تو باید بهتراز رقبایت باشی.

باید اثرگذار باشی؛ متفاوت باشی؛ حرف جدیدی برای گفتن داشته باشی و ارزشی به مخاطبت اضافه کنی.

وقتی اینگونه باشی، مسلماً تبدیل به تنها انتخاب آن ها خواهی شد.

ساده است. مگر نه؟

در حرف خیلی ساده است. اما در عمل باید بگویم که به هیچ وجه !!!

اجازه بده با یک مثال برایت توضیح دهم.

من به تو و نه نفر دیگر یک بذر پرتقال می دهم.

بذرها همه از یک گونه هستند وهیچ تفاوتی با هم ندارند.

از شما ده نفر می خواهم بذر را در یک باغچه بکارید.

همه ی شرایط برای رشد بذرها یکسان رعایت می شود.

نوع خاک، آب، دما، کود و …..

چند سال بعد، همه ی شما، درخت های مشابهی خواهید داشت.

با یک محصول کاملاً مشابه.

من می توانم از تو توقع داشته باشم که محصول متفاوتی به من ارائه دهی؟

خب مسلماً نه!

داستان کسب و کارهای الان هم دقیقاً همین است.

همه ی ما بذرهای مشابهی در ذهنمان می کاریم.

همه ی ما مقالات و کتاب های مشابه می خوانیم.

به پادکست های مشابهی گوش می دهیم.

در دوره های مشابهی شرکت می کنیم.

در نتیجه همه ی ما خروجی های ذهنی مشابهی خواهیم داشت؛ تولید محتواهای مشابه!

این تشابه زیاد، باعث شده که عده زیادی هیچ وقت دیده نشوند.

شرایط برای کسی که تازه وارد عرصه ی کسب و کار اینترنتی شده است به مراتب ناجوانمردانه تر است.

می گویم ناجوان مردانه، چون اصلاً مهم نیست که چقدر تلاش می کنی.

چقدر وقت می گذاری. چقدر بی خوابی می کشی  و چقدر تولید محتوا می کنی .

مادامی که نتوانی متفاوت باشی دیده نمی شوی.

تو از چشم مخاطبان یکی هستی مثل بقیه.

خیلی دردناک است .

اما دردناک بودنش دلیل کافی برای اینکه  بتوانم از گفتنش صرف نظر کنم نیست.

پس بهتر است ببینیم آیا راهی برای متفاوت بودن وجود دارد؟

چطور متفاوت از دیگران تولید محتوا کنیم؟

تصور کن حالا که اهمیت متفاوت بودن را درک کرده ای می خواهی وبلاگ جدیدی بنویسی.

اولین مشکلی که به آن برمیخوری چه چیزی خواهد بود؟

حدس می زنم ایده وبلاگ یا همان موضوع که جدید باشد و کسی در موردش چیزی نگفته باشد.

وضعیتی که بعد از این مشکل تجربه خواهی کرد،احتمالاً چیزی مشابه این است.

در ذهنت دنبال موضوع جدید می گردی، اما همه چیز را قبلاً دیگران گفته اند.

هیچ موضوعی نیست که در موردش وبلاگی نوشته نشده باشد.

یک مقدار گوگل گردی می کنی شاید ایده ای به ذهنت بخورد.

نتیجه ای عایدت نمی شود.

هر چه کتاب و یادداشت داری دورت جمع می کنی.

همه را از نظر می گذرانی.

اما باز هم بی نتیجه!

روی تخت دراز می کشی .

به سقف سفید زل می زنی و منتظر الهامات قلبی می مانی

خیلی طول نمی کشد که خرو پف ات، راه  ورود هر ایده ای را سد می کند.

 

اما جای نگرانی نیست دوست من.

برای متفاوت بودن نیازی به ایده ی جدید برای نوشتن وبلاگ نداری.

نیازی نیست در مورد موضوعات جدید بنویسی.

فقط کافی است برای انتقال مفاهیم و موضوعات، از روش جدیدی استفاده کنی.

وقتی که یک ایده یا موضوع تکراری را با یک شیوه جدید به بحث می کشی در بین دریایی از صداهای خاکستری صدای تو رنگ پیدا می کند.

و در بین رقبایت برجسته خواهی شد .

خواننده هایت مشتاقانه برای خواندن مطالبت به سایت برمی گردند و تبدیل به تنها انتخاب آن ها خواهی شد.

میخواهی بدانی چطور؟

بیان منفعت های پنهان

همه در مورد منعت ها صحبت می کنند.

تو به منفعت های پنهان اشاره کن .

منفعت های پنهان، دلایلی که پشت دلایل علاقه مخاطب به یک موضوع است.

اجازه بده با یک مثال در مورد موضوع وبلاگ نویسی، بهتر این موضوع را توضیح دهم.

هر وبلاگ نویس می خواهد ترافیک بیشتری داشته باشد.( منفعت معمولی)

اما خواستن این ترافیک بیشتر می تواند دلایل پنهانی هم داشته باشد.(منفعت پنهان)

مثلاً ممکن است افراد مختلف یکی از دلایل زیر را داشته باشند:

  • جذب مخاطبان جوان تر که نسبت به اینترنت آگاهی بیشتری دارند.
  • لانچ یک کتاب
  • انتشار ایده جدید برای تغییر جهان

در حالیکه منفعت های معمولی بیشتر با کل آن حوزه مرتبط هستند، منفعت های پنهان بسیار شخصی تر هستند و مستقیم تر با خود مخاطب سروکار دارند.

اگر بخواهیم هر کدام از دلایل بالا را با منفعت پنهان آن، تبدیل به یک موضوع کنیم، چنین چیزی خواهیم داشت:

  • مخاطب نسل جوان نداری؟ این ۵ روش به تو کمک خواهد کرد
  • وبلاگ نویسی برای نویسنده ها
  • ۲۱ وبلاگ نویس که جهان را تغییر دادند

پیدا کردن منفعت های پنهان نیاز به تحقیق و بررسی و شناخت کامل مخاطب دارد.

کاری که زمانبر است، اما ارزشش را دارد.

چون زمانی که تو موضوعات تکراری را به روشی بسیار شخصی تر پوشش می دهی موضوع جدیدی را به بیان می کنی که بسیار شخصی تر است و مخاطب علاقه بیشتری به آن خواهد داشت.

پیوند به موضوعات جانبی

بیا به مثال بذرها برگردیم.

اگر من به تو اجازه می دادم که فقط با یک اقدام، محصول متفاوتی از درخت به من بدهی، چه کاری می کردی؟

من خودم کاری که می کردم این بود که آن را با یک درخت دیگر پیوند می زدم .

مثلا نارنگی یا لیمو.

برای کسب و کار هم همین است.

کافی است ما چیز جدیدی را به ذهنمان اضافه کنیم تا خروجی متفاوتی داشته باشد.

در هر حوزه ای که باشی، موضوعات مختلفی می تواند با حوزه ات پیوند بخورد.

کافی است سری به کتاب ها و مقالات خارج از حوزه خودت بزنی.

ببین چه موضوعاتی می تواند تا حدودی با حوزه ی تو ارتباط داشته باشد.

برای مثال اگر در مورد طراحی سایت می نویسی، می توانی در مورد خلاقیت، معماری و سوالات فلسفی( مثل زیبایی چیست)بخوانی.

اگر در مورد کسب و کار می نویسی می توانی در مورد موضوعاتی مثل غلبه بر ترس، انگیزه و … مطالعه کنی.

این پیوند مطالب جانبی به حوزه ی اصلی ات، باعث می شود متفاوت تر بنویسی و یک موضوع را از ابعاد متفاوت تری ببینی.

مثلا در این مقاله می بینی که چطور کمدی، پایش را در دیجیتال مارکتینگ و تولید محتوا باز می کند.

 

شیرجه عمیق به موضوع

اوایل که وارد حوزه تبلیغ نویسی شده بودم، یکی ازبزرگترین چالش هایم این بود که راجع به چه موضوعی بنویسیم.

فکر می کردم کل تبلیغ نویسی را می توان در یک مقاله نوشت و بعد دیگر حرفی برای گفتن نخواهم داشت.

اما هر چه جلوتر رفتم فهمیدم حتی می توانم چندین مقاله در مورد این بنویسم که دکمه CTA(call to action) در صفحه محصول باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا درصد کانورت بالاتر برود.

به جای نوشتن در مورد یک ایده بزرگ، یک موضوع کوچک را خیلی عمیق بررسی کن.

اگر می خواهی این کار را به سادگی انجام دهی کافی است یک موضوع اصلی به چند قسمت تقسیم کنی.

بعد آن را تا جایی که ممکن است تفکیک کنی.

و در انتها، هر موضوع جزئی را به صورت عمیق در یک یا چند مقاله به بحث بکشی.

اشتراک گذاری تجربیات شخصی

شاید خیلی ها وب را صرفاً به چشم یک منبع اطلاعاتی عظیم در نظر بگیرند.

جایی که مردم اطلاعات مورد نیازشان را در آن جستجو می کنند و به دنبال پاسخ سوالاتشان می گردند.

اما واقعیت وب فراتر از این هاست.

مردم فقط به دنبال اطلاعات نیستند.

آن ها نیاز به احساس تعلق دارند.

تعلق به یک اجتماع از جنس خودشان، با همان مشکلات، دغدغه ها و ذهنیت های مشابه.

عضو یک اجتماع بودن و حس همدلی و همدردی چیزی است که مخاطب را به یک برند وابسته می کند.

اگر صرفاً بخواهی در هر مقاله ات نکات آموزشی خشک و بی روح را بگنجانی، هیچ احساس نزدیکی بین تو و مخاطب ایجاد نمی شود.

اما وقتی که تجارب شخصی ات را به اشتراک می گذاری، مخاطب تو را با خودش در یک سطح می بیند و فاصله ی بین تو و مخاطبت پر می شود.

علاوه بر این، یک تکنیک قوی داستان گویی را در تولید محتوا به کار برده ای که مخاطبان عاشق برندت خواهند شد.

من مطمئنم زمانی که در حال یادگیری بوده ای، تجربیات منحصر به فرد خودت را به دست آورده ای.

شاید برای تو هم پیش آمده باشد که یک موضوع را بارها و بارها در کتاب ها و مقالات مختلف خوانده ای.

اما وقتی می خواستی دست به عمل بزنی متوجه شدی که چقدر برایت مبهم است.

چقدر انتزاعی است.

مطمئن نبودی که چه کاری باید انجام دهی.

اما وقتی که دست به عمل زدی کم کم آن را درک کردی.

در طول فرآیند یادگیری هر کسی ممکن است تجربیات متفاوتی داشته باشد.

در این مقاله می توانی تجربه من در زمانی که ذهنم برای نوشتن قفل شده بود را بخوانی.

این تجربه هاست که می تواند در کنار بیان نکات آموزشی، به مخاطب کمک کند.

مقاله ای که صرفاً به بیان اطلاعات بسنده کند، بیشتر شبیه ویکی پدیاست، تا وبلاگی که مناسب کسب و کار باشد.

 

هیچ حوزه ای آنچنان هم شلوغ نیست

واقعیت این است که هیچ حوزه ای شلوغ نیست، اگر تو در سطح نفرات برتر آن حوزه فعالیت کنی.

پس این که یک حوزه شلوغ است، صرفاً برای کسانی که می خواهند در  سطح متوسط باقی بمانند، یک دغدغه است؛ نه یک درصد برتر

حوزه های شلوغ، حوزه های پرطرفدارتری هستند.

پس مخاطب و مشتری بیشتری هم خواهند داشت.

بهترین نتیجه برای موفقیت در وبلاگ، این است که موضوعی که بسیاری از افراد درباره آن وبلاگ نویسی می کنند پیدا کنی و سپس یک وبلاگ با همان موضوع را بنویسی.

قرار نیست تو یک کپی کننده تکراری باشی.

اما قرار هم نیست به خاطر متفاوت بودن در مورد موضوعاتی بنویسی که با ذائقه ی مردم جور در نمی آید.

تو موضوع پرطرفدار را پیدا می کنی .

سپس با روش های فوق، آن را تبدیل به موضوع جدیدی می کنی که چیزهای ارزشمندی مثل تجربیات خودت، به آن اضافه شده است.

 

پی نوشت: اگر در این مقاله همه جا از کلمه ی وبلاگ استفاده کرده ام، صرفاً به خاطر این است که نوشتن، پیش نیاز هر نوع تولید محتوایی است.

چه تولید محتوای ویدئویی، چه پادکست و ….

نکاتی که مطرح شد در همه نوع تولید محتوایی کابردی است.

 

زهرا شابیکی

مشتری همیشه وجود دارد ،اما برای کسی که درست دیده شود!!
کمک می کنیم تا با درست دیده شدن در بین رقبا، حرف اول را در حوزه کسب و کارت بزنی.
بیا یک واقعیت تلخ را بپذیریم. هر کدام از ما در حوزه ای مشغول به فعالیت هستیم که هزاران نفر دیگر هم مشغول هستند. اگر افرادی را که در کل دنیا در حوزه ما هستند را نادیده بگیریم، باز هم در ایران کلی رقیب داریم. کافی است سری به لینکدین بزنی، یا حتی گوگل کنی تا متوجه شوی چند نفر دیگر دارند دقیقاً همان کاری را می کنند که تو می کنی. دردناک ترینش همین حوزه موفقیت است. طرف تنها چیز مثبتی که دارد گروه خونی اش است، همایش و کنفرانس موفقیت برگزار می کند! البته لازم نیست تمام این…
برای دیده شدن در دریایی از رقابت تنگاتنگ، کافی است بتوانی متفاوت از رقبا دیده شوی. برای این کار کافی است برای بیان یک موضوع روش متفاوت و خاص خودت را داشته باشی.
امتیاز - 10

10

برای دیده شدن در دریایی از رقابت تنگاتنگ، کافی است بتوانی متفاوت از رقبا دیده شوی. برای این کار کافی است برای بیان یک موضوع روش متفاوت و خاص خودت را داشته باشی.

User Rating: 3.85 ( 5 votes)
6 پاسخ
  1. منصوری
    منصوری گفته:

    سلام، خانوم شابیکی عزیز، موضوعاتی جالب و جذابی انتخاب میکنین، مخصوصا نحوه بیان کردن اون عالیه، مثال هایی هم که میزنین خیلی خوب و جالبه،بهتون تبریک میگم بخاطر این قلم خوش ذوق و جذابی که دارین…موفق سربلند باشین…

    پاسخ
  2. رضاخان
    رضاخان گفته:

    خانم شابیکی: خیلی دوست داشتم جای شما بودم و با استاد صفوی همکاری میکردم. اما حیف که قلم و استعداد شما را ندارم. در هرصورت تشکر از مطلب زیباتون

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *