دروغ شیرین یا حقیقت تلخ

چرا اگر بین انتخاب دروغ شیرین یا حقیقت تلخ گیر کردی باید دروغ شیرین را انتخاب کنی

اطمینان دارم تا به حال بارها در شرایطی قرار گرفته ای که مجبور به انتخاب بین یکی از این دو یعنی دروغ شیرین یا حقیقت تلخ شده ای.

احتمالا تا به امروز همه به تو گفته اند حقیقت تلخ بهتر از دروغ شیرین است. اما آن ها به تو دروغ گفته اند چرا که حقیقت این است که:

حقیقت تلخ این است که دروغ شیرین بهتر از حقیقت تلخ است.

درکش برایت کمی سخت است؟ اشکالی ندارد با من تا انتهای این مقاله همراه باش تا موضوع را برایت واضح تر کنم.

بیا یک سناریو ساده را با همدیگر تصور کنیم.

اگر در یک جمع من به تو بگویم تو آدم احمقی هستی احتمالا ناراحت می شوی و از من متنفر می شوی.

اما اگر به تو بگویم تو آدم باهوشی هستی، خوشحال می شوی و احتمالا من را دوست خواهی داشت.

این یک قانون ساده کاریزما است. اگر کاری کنی که مردم احساس کنند باهوش و جذاب و دوست داشتنی هستند حتی اگر واقعا نباشند، آن ها تو را دوست خواهند داشت و تو را کاریزماتیک می پندارند.

دقیقا به همین دلیل است که تمام خوانندگان،بازیگران، سلبیریتی ها و مجری های تلویزیون همواره به مردم می گویند عاشق تک تک تون هستم.

و این در صورتی است که در واقعیت تعداد بسیار اندکی را را دوست دارند، اکثریت را اصلا نمی شناسند و کوچکترین حسی به آن ها ندارند و از بعضی ها هم بشدت متنفر هستند.

جای تعجب ندارد که چرا این افراد از نظر مردم کاریزماتیک هستند چون بخوبی می دانند گفتن دروغ شیرین به مراتب بهتر از بیان حقیقت تلخ است.

دروغ شیرین یا حقیقت تلخ

 

چرا به لحاظ منطقی دروغ شیرین بهتر از حقیقت تلخ است؟

منطق هر فرد عاقلی می گوید ساخت یک لشکر از هوادار بهتر از ساخت لشکری از دشمنان است.

زمانی که به کسی حقیقتی تلخ را می گویی، او متحمل درد فراوانی می شود و انتقال این حجم از درد بی عارضه نیست ممکن است او بقدری ناراحت شود که جلوتر تصمیمات احساسی بگیرد که منجربه با نابودی خود تو شود.

بیا یکبار دیگر یک سناریو ساده و تکراری را در نظر بگیریم.

تصور کن با همسر یا شریک عاطفی ات، پنجشنبه شب در حال قدم زدن در خیابان ولیعصر هستی.

دروغ شیرین یا حقیقت تلخ

طبیعیتا خیابان شلوغ است و آدم های رنگارنگی از کنار شما عبور می کنند.

در همین حین ناگهان شریک عاطفی ات از تو می پرسد:

این دختره که از روبرو می آید به نظرت زیبا است؟

می گویی بله. (با این تصور که واقعا دختر زیبایی است و قرار است صرفا حقیقت را بگویی)

می پرسد که تو از این سبک(استایل) از دخترها خوشت می آید؟

می گویی بله.

می پرسد اگر هنوز من را نمی شناختی و در یک جمع هر دوی ما حضور داشتیم باز هم اول سراغ من می آمدی؟

می گویی نه!

در واقعیت تو این کار را نمی کنی چون می دانی:

فقط یک احمق می تواند این حجم از حقیقت تلخ را به یک نفر بگوید.

بیا یک سناریو ساده دیگر را تصور کنیم.

تصور کن من برای ریاست جمهوری کاندید شده ام و تو مشاوره تبلیغاتی من هستی.

کدام حالت را برای پیروزی من در انتخابات پیشنهاد می دهی؟

دروغ شیرین یا حقیقت تلخ

قطعا دروغ شیرین را انتخاب می کنی چون عاقلانه تر است و این یک حقیقت تلخ است.

 

هر فرد بطور متوسط ۱۰ بار در طول روز یک دروغ شیرین می گوید:

شاید همین  ابتدا با خواندن این تیتر بخواهی منکر این قضیه شوی و بگویی امکان ندارد من روزانه بطور متوسط ۱۰ بار دروغ شیرین بگویم.

اما کمی صبر کن.

در طول روز احتمالا با آدم های مختلفی برخورد می کنی. از همکارانت در شرکت بگیر تا دوستان و اعضای خانواده.

بسیاری از اوقات از تو می پرسند. چه خبر؟

و تو می گویی هیچی!

در صورتی که تقریبا غیر ممکن است هیچ اتفاقی در روز برای کسی نیفتاده باشد مگر اینکه از صبح تا الان مانند یک جسد روی تخت خوابت افتاده باشی.

یا بارها در طول روز اتفاق می افتد که تلفن زنگ بخورد و فرد پشت خط به تو بگوید: سلام خوبی؟

و تو در جواب می گویی: مرسی بله. حتی اگر واقعا حالت خوب نباشه.

اما چرا ترجیح می دهیم این پاسخ ها را به جای پاسخ های واقعی بدهیم؟

چون می دانیم اگر غیر از این دروغ های شیرین، چیز دیگری به فرد تحویل دهیم از نظر او آدم کسل کننده و بدرد نخوری خواهیم بود.

این ها صرفا مثال های کوچکی بود اما اگر نگاهی عمیق تری به روزت بیاندازی متوجه می شوی که چقدر دروغ های شیرین رنگارنگی می گویی.

 

گفتن حقیقت تلخ در اکثر مواقع احمقانه است و گفتن دروغ شیرین هم کار انسانی نیست، پس من اگر بخواهم هم کاریزما و قدرت داشته باشم و هم دروغ نگویم باید چه کار کنم؟

پاسخ این سوال ساده است:

کمتر از حد نیاز حرف بزن و سیاست داشته باش.

آدم هایی که شهوت زیاد حرف زدن دارند عموما افراد بی سیاستی هستند که در طول زندگی هم برای خودشان دردسر درست می کنند و هم برای اطرافیانشان و در نهایت نه قدرت دارند و نه کاریزما.

حالا به این نگاه بیا مثال قدم زدن در خیابان ولیصعر را حل کنیم.

شریک عاطفی ات از تو می پرسد:

این دختره که از روبرو می آید به نظرت زیبا است؟

تو می گویی: چرا به جای لذت بردن از قدم زدن در کنار تو باید فکرم را مشغول غریبه ای که تا چند ثانیه دیگر برای همیشه محو خواهد شد.

وقتی که چنین جمله ای را از تو می شنود نه تنها قند در دلش آب می شود و بلکه به داشتن مرد با سیاستی همچون تو افتخار خواهد کرد.

او به راحتی متوجه میشود که حرف را عوض کردی اما عاشق سیاست و نوعی که ذهن او را کنترل می کنی می شود چون عموما زن ها مرد های بی سیاست و ساده لوح را دوست ندارند.

اگر حقیقت تلخ را بیان می کردی احمق دیده می شدی و اگر دروغ شیرین را می گفتی احتمالا لو می رفتی مگر اینکه بسیار حرفه ای بودی اما در نهایت پیش خودت یک دروغگو محسوب می شدی پس بهترین کار کمتر حرف زدن و با سیاست حرف زدن است.

View this post on Instagram

سلام. تا به حال شده بین انتخاب #حقیقت_تلخ و #دروغ_شیرین گیر کرده باشی؟ عموم افراد به تو توصیه میکنند که حقیقت تلخ بهتر از گفتن دروغ شیرین است. اما این کار فقط تو را ساده لوح و #احمق نشان میدهد. یک فرد #قدرتمند و #کاریزماتیک هیچ وقت حقیقت تلخ را انتخاب نمیکند. ✍تا به حال چندبار از شنیدن یک حقیقت تلخ درباره خودت ناراحت شدی و در آن لحظه چه حسی نسبت به طرف داشتی؟ برام کامنت کن و همچنین این ویدیو را برای دوستایی که واست مهم هستند بفرست. @asargozari @asargozari

A post shared by Hossein Safavi | حسین صفوی (@asargozari) on

12 پاسخ
  1. حسن احمدیان
    حسن احمدیان گفته:

    دمت گرم واقعا. من همیشه حقیقت رو میگفتم و فکر میکردم این صداقت از من آدم محبوب تری میسازه!

    پاسخ
  2. مهدی
    مهدی گفته:

    سلام
    خیلی جالب بود و متفاوت
    مدتهاست که ایمیلم را فقط برای دیدن مقاله ای از شما چک میکنم و اولین باره که پس از بیش از دو سال آشنایی با این وب سایت نظر میگذارم
    منتظر مقالات جذاب بعدی هستم
    «موارد بالا همگی حقایقی شیرین هستند»

    پاسخ
  3. مهدی صادقی
    مهدی صادقی گفته:

    بسیار عالی بود استاد
    همیشه نکاتی رو از شما یاد میگیریم که هیچ جای دیگه بهمون نمی گن .دمتون گرم

    پاسخ
  4. فریده فرخاری
    فریده فرخاری گفته:

    واقعا قشنگ گفتید
    کمتر ازحد نیاز حرف بزن و سیاست داشته باش
    از خوندن مقاله هاتون واقعا لذت می برم استاد ،چون مسائل رو ساده توضیح می دید و در عین حال زیبا بیان می کنید

    پاسخ
  5. سیدضیا
    سیدضیا گفته:

    سلام استاد عزیز خدا قوت
    آخرش واقعا خیلی خوب و غیره منتظره تموم شد !!
    من تقریبا ۳ روز مقاله های شما را از صفحه ۱۲تا صفحه ۱ پشت سر هم از صبح تا شب می خوندم البته بیشتر مطالب مربوط به تبلیغ نویسی را و خیلی چیزهای جالب یاد گرفتم

    از سخاوتت برای در میون گذاشتن آموخته هایت سپاسگزارم

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *