روانشناسی تاثیر بر دیگران

روانشناسی تاثیر بر دیگران و تبدیل شدن به رهبر آنان

چه چیزی باعث می شود مردم به یکباره شروع به دنبال کردن تو و تبدیل شدن به هوادارت شوند؟

خوش لباس بودن؟ مهربانی؟ مهم بودن؟ پولدار بودن؟ حوش چهره بودن؟ و….

هیچکدام. چون همیشه دست بالای دست زیاد است. در هیچکدام از این موارد نمی توانی شماره یک باشی چرا که امری غیرممکن است.

و در ثانی هیچکدام از افراد تاثیرگذار و قدرتمند تمامی این موارد را نداشتند.

هیتلر، گاندی، وینستون چرچیل نه زیبا بودن و نه مهربان و نه خوش لباس ترین فرد یک جامعه اما میلیون ها هوادار و دنبال کننده داشتند یا برخی از نویسنده که مردم حتی تصویری از آن ها ندیده اند بصورت میلیونی طرفدار دارند. چرا؟

چون هیچکدام از معیارهایی که در ذهن داری ملاک تاثیرگذاری بر دیگران نیست.

پس سوالی که پیش می آید این است که معیار اصلی چیست؟

 

روانشناسی تاثیر بر دیگران و بدست آوردن طرفدارد و تبدیل شدن به رهبر آنان:

بر خلاف آنچه که عموم تصور می کند، مردم هیچکاه به دنبال رسیدن به آرامش و ثبات دار کردن آن موقعیت نیستند.

چرا که اگر به مرحله ای از آرامش که همیشه به دنبال آن بوده اند برسند احساس راکد شدن را خواهند داشت دقیقا به مانند آبی که راکد است. به این حالت به اصطلاح روتین و روزمرگی گفته می شود.

چیزی که تمام مردم از آن فراری هستند.

با یک نگاه ساده می توان متوجه پارادکس میان آن چیزی که در ذهن می خواهند و آن چیزی که در واقعیت به دنبال آن هستند شد.

مردم برای اینکه احساس راکد بودن نداشته باشند همواره دنبال جابه جایی بین دو فاکتور درد و لذت هستند. این حرکت باعث می شود احساس سر زندگی کنند.

روانشناسی تاثیر بر دیگران

اگر فردی در یک دوره مشخص درد و رنج زیادی متحمل شود سریعا به دنبال رسیدن به لذت خواهد رفت و برعکس اگر فردی همواره در زندگی لذت را تجربه کند سعی می کند به نوعی درد و رنج را وارد زندگی خود کند.

تصور کنم درک حالت اول ساده باشد اما درک حالت دوم برای بعضی ها شاید کار چندان ساده ای نباشد. به همین خاطر می خواهم کمی حالت دوم را بیشتر باز کنم.

کارآفرینی را تصور کن هنگام شروع کسب و کارش آرزوی بدست آوردن ایکس میلیون یا میلیارد تومان از کارش را دارد.

اگر همین کارآفرین به آرزویش برسد بعد از مدتی فکر جدیدی به سر می رسد و می خواهد دوباره با ریسک و در دردسر انداختن خودش به هدف دیگری برسد.

یا خانم خانه داری را در نظر بگیر که با یک شوهر ایده آل ازدواج کرده است که دائما به او احترام می گذارد، بعد از مدتی احساس افسردگی خواهد کرد و به نوعی تنش را در خانه ایجاد می کند که فضای یکنواخت خانه تغییر پیدا کند.(در این مقاله فیلمی از یک مورد واقعی را می توانی ببینی)

یا در روابط عاطفی که تجربه کردی اگر نگاهی بیاندازی متوجه خواهی شد دقیقا زمان هایی که همه چیز از نظرت خوب و عالی بوده است یک تنشی به ناگاه ایجاد شده است. تنش هایی که اگر آن ها را به یاد بیاوری احساس می کنی کسی که تنش را ایجاد کرده است یا دیوانه بوده است یا بی لیاقت اما در واقعیت هیچکدام از این ها نبوده است بلکه صرفا یک تغییر فضا بوده است.

 

چطور از این فاکتو در روانشناسی تاثیر بر دیگران استفاده می شود و چطور می توان محبوب و قدرتمند شد؟

اگر می خواهی مردم عاشقت شوند یا به آن ها امید بده یا به آن ها ثابت کنند ضعیف و کم فهم هستند.

شاید در نگاه اول شوکه کننده باشد اما این یکی از مهمترین الگوهای تبدیل شدن به قهرمان مردم است.

جامعه بصورت کلی به دو طبقه تقسیم می شود.

  1. طبقه بالا (لذت و ثبات مالی وجود دارد)
  2. طبقه پایین ( درد و رنج و بی ثباتی مالی وجود دارد)

شاید بپرسی پس طبقه وسط چی شد؟ در واقعیت طبقه وسطی وجود ندارد. حتی در دسته بندی های اصلی ما می گوییم متوسط رو به پایین و متوسط رو به بالا که اگر بخواهیم شفاف تر نگاه کنیم همین طبقه وسط بین طبقات بالا و پایین تقسیم می شوند.

اگر می خواهی الگو و قهرمان طبقه بالا باشی باید به آن ها کمی درد و رنج دهی تا از سکونی که دارند خارج شوند و اگر تو این کار را نکنی خودشان این کار را انجام خواهند داد.

این موضوع را خاویر کرمنت (Xavier Crement) به خوبی درک کرد و بنابراین کتابی تحت عنوان بیشعوری نوشت.

خاویر کرمنت در این کتاب سعی دارد اثبات کند که بی شعور هستی( غیر ممکن است کسی این کتاب را بخواند و احساس نکند که بی شعور است)

این کتاب بقدری مورد استقبال قرار گرفت که نسخه های جدید آن نیز تحت عنوان بی شعوری ۱، بی شعوری۲ و بی شعوری ۳ به چاپ رسید.

 

اما در مقابل راندا برن (Rhonda Byrne) کتابی را تحت عنوان راز برای طبقه پایین از جنس امید نوشت و باز هم از آنجایی که تحت الگو روانشناسی تاثیرگذاری بر دیگران با توجه به اهرم های درد و لذت بود مورد استقبال قرار گرفت.

و بازهم مانند همان اتفاقی که برای کتاب بیشعوری می افتد، نسخه های متعدد بعدی از این کتاب تحت عنوان معجزه، قهرمان و… به چاپ رسید.

 

نگاه دقیق تر به طبقه بالا و طبقه پایین:

اگر بخواهیم نگاه دقیق تری به طبقه بالا و پایین بیاندازیم به راحتی می توان متوجه شد که این طبقات هم از لحاظ مالی قابل تقسیم بندی هستند و هم به لحاظ احساسی.

به عبارت ساده تر می توان افرادی را دید که به لحاظ مالی در طبقه بالا تقسیم بندی می شوند ولی به نظر عاطفی در طبقه پایین دسته بندی می شوند.

مهارت پیدا کردن در روانشناسی تاثیر بر دیگران می تواند در روابط عاطفی یا اجتماعی نیز بشدت کمک کننده باشد.

بطور مثال بیا سناریو کافه یا بار را در نظر بگیریم.

روانشناسی تاثیر بر دیگران

تصور کن در یک کافه یا بار حضور داری.

از فردی که در میز کناری است خوشت می آید.

اگر فرد چهره معمولی یا ضعیفی داشته باشد با صحبت کردن درباره نکات یا ویژگی های مثبت او می توانی توجه و علاقه او را بدست بیاوری.

اما اگر فرد چهره بشدت زیبایی داشت نباید در رابطه با زیبایی اش صحبت کنی چرا که این کاری است که همه مردم انجام می دهند و برای او بی تاثیر و یا کسل کننده است در عوض اگر مانند یک فرد معمولی با او صحبت کنی می توانی توجه و علاقه اش را بدست بیاوری.

به همین دلیل است که یکی از بزرگترین آرزوهای افراد مشهور، بازیگران و سلبریتی ها بر خلاف مردم دیگر، این است که دیگران به مانند یک آدم معمولی با آنها برخورد کنند.

View this post on Instagram

سلام آیا تابحال از خود سوال کرد که چطوری می‌تونی روی دیگران تاثیر بگذاری و به نوعی قهرمان زندگی اونا واقع بشی؟ ‌ تصور عموم این است که باید #پولدار باشیم یا #خوشتیپ باشیم یا #چهره_زیبا داشته باشیم. ‌ ‌ اما این‌که در واقعیت کاربردی ندارند همان طور که نه هیتلر نه گاندی نه وینستون چرچیل این معیارها را نداشتند. ‌ روشی که برای انجام این کار استفاده می‌شه به #روان‌شناسی تاثیرگذاری روی دیگران یا مس سایکلوژی شناخته می‌شه که من در این ویدیو به‌صورت کامل به تو یاد خواهم داد. @asargozari @asargozari ✍بفرست برای کسانی که برات مهم هستند

A post shared by Hossein Safavi | حسین صفوی (@asargozari) on

5 پاسخ
  1. محمد منصوری
    محمد منصوری گفته:

    جناب استاد صفوی گرامی با درود و احترام ،خیلی پر معنی و حاوی مطالبی بود که واقعا ارزش داشت نکته برداری شود و چند بار با دقت کامل خواندم …ممنونم از حضور ارزشمندتان

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *