چطور در ۲۵ ثانیه ۳۰ میلیون تومان بدست بیاوریم و حداقل ۳۰۰ میلیون تومان سود برسانیم

چند روز پیش بود که یکی از دوستان در اینستاگرام مانند صد ها علاقه مند دیگر به دنیای تبلیغات تصمیم گرفته بود که وارد این دنیا شود.

سوالی که در دایرکت پرسید جالب بود و احتمال می دادم سوال خیلی ها باشد به همین خاطر تصمیم گرفتم در این رابطه یک مقاله و ویدیو اختصاصی تولید کنم.

خیلی قبل از هر چیزی بیا نگاهی بیاندازیم به متن سوال:

اگر تو هم می خواهی وارد دنیای ساخت تیزرهای تبلیغاتی سودآور شوی حتما این مقاله را با دقت بخوان تا مسیر را گم نکنی:

باید اعتراف کنم دنیای ساخت تیزرهای تبلیغاتی، دنیای اغوا کننده ای است و لذتی دارد که اگر یک بار پا در آن بگذاری دیگر نمی خواهی از آن خارج شوی.

این دنیا نه تنها لذت دارد بلکه پول خوبی هم در آن خوابیده است.

اما چرا؟

خیلی ساده است فارغ از شرایط اقتصادی، برندها برای اینکه بتوانند دوام بیاورند نیاز دارند تا بتوانند محصولات یا خدماتشان را بفروشند.

حالا اگر شرایط اقتصادی بدتر شود این نیاز باز هم افزایش پیدا می کند چرا که در شرایطی که اوضاع اقتصادی بد شده است به همان میزان توان خرید مردم و فروش برندها نیز کاهش پیدا می کند به همین دلیل نیاز به تبلیغات صحیح برای آن ها افزایش پیدا می کند.

 

اشتباهی که من انجام دادم را تو دیگر انجام نده:

من برای اینکه بتوانم به نقطه فعلی برسم و بتوانم سفارش های خوبی را بگیرم مجبور بودم با سعی و خطا جلو بیایم.

کسانی که از ده سال پیش من را می شناسند می دانند که تخصص اصلی و تحصیلی من در حوزه سینما مد بوده است.

در سال های اول از آنجایی که رشته اصلی ام سینما مد بود، زمان بسیار زیادی را صرف ساخت تصویر خوب با استاندارد های بین المللی می کردم.

کارهایی که انجام می دادم برای افرادی که در حوزه مد بودند مانند مزون دار ها یا طراحان لباس خیلی خوب جواب می داد اما همین که برای برند دیگری در حوزه دیگر همان کار ها را انجام می دادم هیچ نتیجه ای نمی گرفتم.

به همین خاطر دائما سعی می کردم از تکنیک ها و ابزارهای گران قیمت تری برای ساخت تبلیغاتم انجام دهم. احتمالا حدس می زدی چه اتفاقی می افتد؟

نتیجه همان قبلی بود با این تفاوت که در پروژه های آخر اصلا سودی برای خودم نمی ماند.

 

این فاجعه ادامه داشت تا اینکه یکی از دوستانم از خنده روده بر شد:

من مثل همستری که در قفس دور خودش می گردد دائما همان کارهای قبلی را بیشتر و بیشتر از پیش انجام می دادم.

این ماجرا ادامه داشت تا یک روز مشکلم را برای یکی از دوستانم تعریف کردم.

در پاسخ گفت: حالا می خواهی چکار کنی؟

گفتم احتمالا باید دفتر را عوض کنم و به خیابان فرشته بروم. شاید مشکل اینجاست.

قبل از اینکه حرفم تمام شود آنقدر خندید که به زحمت می توانست روی مبل صاف بنشیند.

او فکر می کرد من دارم شوخی می کنم اما واقعا فکرم همین بود.

خودم از خنده های بی وقفه او متوجه شدم چه راه حل فاجعی را در ذهن پرورش داده ام.

در همین زمان ها بود که کمی عمیق تر به کارم فکر کردم و متوجه شدم مشکل اصلی من در نداشتن پی رنگ یا فیلمنامه خوب است. و شروع آشنایی من با دنیای تبلیغ نویسی در همین زمان بود.

 

من این مسیر از آخر به اول آمدم و این بزرگترین اشتباهم بود اما اگر می خواهی مسیر را قدم به قدم بدانی باید اینطور عمل کنی:

فرمول ساخت یک تیزر تبلیغاتی موفق ساده است.

  1. شناخت نیازها و مزیت ها
  2. تبدیل آن ها به فیلمنامه
  3. تبدیل فیلمنامه به فیلم یا تیزر تبلیغاتی نهایی

درست است که فرمول ساده است اما پیاده سازی آن به همین سادگی ها نیست.

برای اینکه در مراحل پایانی ساخت تیزر، یعنی پروسه فیلمبرداری و کارگرادانی با آسودگی خیال کار را پیش ببریم بهتر است در زمان نوشتن فیلمنامه تبلیغ به موارد زیر دقت کنیم.

 

۱)یک داستان به من بگو:

تیزر تبلیغاتی که نتواند داستان جذابی را روایت کند به قول شوارتز شبیه به ریختن پول تبلیغ در توالت می ماند.

در تیزر تبلیغاتی تو فقط ۲۵ ثانیه فرصت داری تا داستانی را آغاز کنی و آن را به سمت پرده میانی و در نهایت به پرده پایانی طوری برسانی که بیننده جذب آن شود.

برای اینکه بتوانی چنین داستانی بنویسی خیلی مهم است که مخاطب آن تیزر را به خوبی بشناسی و درک کنی و سپس سعی کنی با گذاشتن وقت کافی یک داستان عالی را طراحی کنی.

سخت ترین بخش کار دقیقا همینجاست.

واقعا باید تلاش کنی و ساعت ها بنویسی و پاک کنی.

به شخصا همیشه سعی می کنم داستان اصلی را بدون در نظر گرفتن قانون ۲۵ ثانیه بنویسم. بعضی وقت ها داستان به یک ساعت هم می رسد.

بعد از اینکه چند روزی روی نوشتن داستان اصلی وقت گذاشتم حالا نوبت به حذفیات می رسد. آن قدر حذف می کنم تا داستان در ۲۵ ثانیه خلاصه شود. البته انجام این کار همیشه راحت نیست.

خدا را شکر با آمدن شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام امروز می توانیم داستان هایی به بلندی ۶۰ ثانیه نیز تولید کنیم اما تجربه نشان داده است که داستانی وایرال می شود که زیر ۳۰ ثانیه باشد.

 

۲)برند را بشناس و تا حد مرگ پیام برند را واضح برسان:

یکی از کلیدی ترین قسمت های ساخت تیزر موفق دقیقا همینجا است. قبل از اینکه حتی به فکر نوشتن داستان باشی باید درباره برند تحقیق کنی و متوجه شوی پیام اصلی آن ها چیست.

تصور کن یک شرکت  خودرو سازی به تو سفارش تبلیغ می دهد.

در نگاه اول ماجرا از این قرار است که باید یک خودرو دیگر را تبلیغ کنیم.

اگر در همین سطح از نگاه باقی بمانیم فاتح کار خوانده است تا ابد نمی توانیم هیچ چیزی بنویسیم.

در قدم اول باید تشخیص دهیم خودرو در کدام دسته بندی گنجانده می شود.

بطور مثال:

ما برای خودرو های سوپر اسپرت عموما از تصاویر سریع یا نشان دادن سرعت و ظاهر خوردو استفاده می کنیم. بطور مثال خوردویی که در خیابان یا جاده با سرعت زیاد در حال رانندگی است یا صدای جذاب موتور را به رخ می کشیم.

اما اگر خوردو در دسته خودرو های خانواده مانند SUV ها باشد بیشتر روی امنیت و جادار بودن خودرو متمرکز می شویم.

اگر قرار باشد خودرو لوکسی را نشان دهیم احتمالا آن را در فضای زندگی خارق العاده نشان می دهیم. البته متذکر شوم استفاده از کلمه خارق العاده شاید زیاد صحیح نباشد منظور من سبک زندگی extraordinary است.

در این میان بسیار مهم است هدف و پیام برند را بخوبی بشناسیم. بطور مثال شرکت خودروسازی ولو روی امنیت متمرکز است و اگر پیامی غیر از این مانند لوکس بودن انتقال داده شود حتما آن تبلیغ توسط شرکت رد می شود.

حالا اگر می خواستیم برای پراید تبلیغ درست کنیم باید روی چه پیامی متمرکز می شدیم؟

ارزان بودن و مقرون به صرفه بودن. مگرنه؟

اگر روی ویژگی های امنیت و یا سرعت متمرکز شویم نه تنها کمکی به فروش پراید نمی کند بلکه احتمالا توسط مردم نیز مسخره می شویم.

این حقیقت ساده بر هیچکسی پوشیده نیست اما در عین ناباوری تبلیغات پراید چیز دیگری را نشان می دهد!!!

که اگر ندانی پراید چیست احتمال زیاد آن را با رولز رویس فانتوم اشتباه می گیری!

 

۳)قوانین را اول بشناس بعد سعی در شکستن آنها کن:

خطرناکترین سم برای تیزر سازان تازه کار استفاده از خلاقیت است.

اینکه بخواهیم یک شبه معروف شویم و تبلیغ خارق العاده ای بسازیم که هنوز دنیا به خودش ندیده کار زیاد عاقلانه ای نیست چون به احتمال ۹۹% آن پروژه با شکست مواجه می شود.

در ابتدای مسیر بهتر است از فرمول های رایج استفاده کنیم و بعد از اینکه حسابی کار کشته شدیم سراغ شکستن قوانین رایج برویم.

بطور مثال در این سال ها به کرات تیزر سازان جوانی را دیدم که با الهام گرفتن از تبلیغ سال ۱۹۸۴ اپل سعی به ساخت تیزر خلاقانه و ساختارشکنانه می کنند که هیچکدام شان نتیجه خوبی نگرفته اند.

 

شاید برای کسی که خارج از دنیای تبلیغ نویسی و ساخت تیزر های تبلیغاتی است درک اینکه چرا برای هر پروژه ۲۵ ثانیه، فرد حداقل ۳۰ میلیون می گیرد کمی سخت باشد اما احتمالا بعد از خواندن این مقاله متوجه سختی کار می شود. اما همه مسئله اینجا نیست.

مسئله اصلی اینجاست که هر شرکتی عاشق این است که با پرداخت ۳۰ میلیون یا بیشتر بتواند صد ها میلیون تومان سود بدست بیاورد( سودی که خودشان نمی توانستند بدست بیاورند)

(این قیمت برای ساخت تیزر تبلیغاتی در شبکه های اجتماعی یا صفحات فروش محصول می باشد)

 

برای درک و توضیح بیشتر درباره این مقاله پیشنهاد می کنم این فیلم را از دست ندی:
ویدیو کامل در یوتیوب:

ویدیو دو پارتی در اینستاگرام:

قسمت اول:


قسمت دوم:

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *