فروش محصولات آموزشی

اشتباه بزرگ و رایجی که فروش محصولات آموزشی را به مرز صفر می کشاند

به من بگو چه چیزی بیشتر از اینکه مردم به سایتت بیایند و محصولت را نخرند می تواند تو را عصبی و ناامید کند؟

هفته ها، ماه ها و یا شایدم سال ها روی یک محصول وقت گذاشته ای، با تلاش و زحمت آن را تولید کرده ای اما انگار آن بیرون کسی نیست که ارزش کار و یا محصولت را درک کند. برایت اتفاق افتاده است؟

احتمالا بله. اما چرا؟

یک نگاهی به مسیری که آمده ای می اندازی و می بینی تمام توصیه ها و گفته های موجود در مورد بازاریابی اینترنتی و فروش محصولات را رعایت کرده ای و حتی یک مورد را هم از قلم ننداخته ای، اما در تعجب هستی چرا نتیجه نمی گیری!؟

نگران نباش این مقاله، چشمانت را بر روی قسمت هایی از فرایند فروش محصولات آموزشی باز می کند که تا قبل از این شاید آن ها را نمی دیدی.

 

آیا استراتژی فروش مان در دنیای واقعی هم موثر است؟

تصور رایجی که درباره مراحل فروش یا بازاریابی اینترنتی در ایران وجود دارد عموما اینگونه است:

  1. سایت بزنیم
  2. سئو کنیم
  3. محصول تولید کنیم
  4. مردم می آیند و می خرند
  5. پولدار می شویم!؟

اگر ما همین مراحل را در دنیای واقعی انجام دهیم نتیجه چه می شود؟

 

اگر در دنیای واقعی قرار نیست استراتژی ما موفق واقع شود پس چطور انتظار داریم در فضای مجازی، فضایی که میزان اعتماد به مراتب کمتر از دنیای واقعی است موثر واقع شود؟

سوال اینجاست پس استراتژی صحیح برای فروش محصولات آموزشی چیست؟

برای اینکه بتوانیم استراتژی را صحیح پیاده سازی کنیم باید در ابتدا درک درستی نسبت به مخاطب سرد، گرم، داغ داشته باشیم.

 

مخاطب سرد:

مخاطبی که به واسطه جستجو در گوگل و یا تبلیغات وارد سایت می شود، مخاطب سرد است.

مخاطب سرد صرفا برای پیدا کردن پاسخ سوالی وارد سایت شده است و او نه اطمینانی به ما دارد و نه دلش می خواهد خریدی کند.

اجازه بده یک سوال از خودت بپرسم:

زمانی که در گوگل چیزی را جستجو می کنی و بعد از آن وارد سایتی می شوی، سریع به سراغ صفحه محصولاتش می روی و محصولی می خری؟

نه! اما چرا؟

چون یا به محصولی که در سایت قرار دارد نیازی نداری و یا اگر هم نیاز داشته باشی احتمالا هیچ اعتمادی به آن نفر نداری. مهم نیست قیمت محصول چقدر باشد، تو برای خرید نیاز به اطمینان و تامل داری.

عموما به مخاطب سرد نمی توان چیزی را فروخت مگر اینکه شدیدا به آن نیاز داشته باشد و مجال فکر کردن نداشته باشد و همچنین فرد دیگری هم آن بیرون نباشد که محصول مشابهی داشته باشد.

 

کاری که در اینجا باید انجام دهیم این است که مخاطب سرد را تبدیل به مخاطب گرم کنیم.

 

چطور مخاطب سرد را تبدیل به مخاطب گرم کنیم:

برای اینکه بتوانیم مخاطب سرد را تبدیل به مخاطب گرم کنیم بهتر است با یک سری از اصول اخلاقی و رفتاری او آشنا شویم.

  • به ما اطمینان دارد.
  • برایش مهم نیست که ما چه کسی هستیم
  • نمی خواهد بیشتر از یک مقاله وقتش را به ما بدهد.
  • و با یک عینک بدبینی به همه ما و امثال ما نگاه می کند. (تفاوتی هم ندارد در چه حوزه ای فعالیت می کنی)

اخلاقیاتش ترسناک است مگر نه؟

این بار زمانی که در گوگل چیزی را جستجو کردی یا روی تبلیغی کلیک کردی به رفتار و احساسات خودت رجوع کن و ببین چقدر با موارد نوشته شده متفاوت است.

دلیل اینکه چرا انقدر بدبینی بوجود آمده است بسیار طولانی است اما یکی از دلایل واضح، فضا و قول های دروغینی است که بسیاری از افراد می دهند که نمونه آن را احتمالا بارها دیده ای.

خب سوال اینجاست که چطور این مخاطبی را که به ظاهر هر سازش با ما ندارد را علاقه مند کنیم؟

ساده است.

او مشکلی داشت و برای پیدا کردن پاسخ آن به سایت مراجعه کرده بود. حالا اگر بخواهی یک قدم جلوتر بروی و مشکل را اساسی تر حل کنی و او را به نتیجه که می خواهد برسانی آن موقع مخاطب سرد تبدیل به مخاطب گرم می شود.

چرا که آن بیرون کسی نیست که این کار را انجام دهد.

به واسطه ارائه یک پیشنهاد رد نشدنی (پیشنهاد باید از جانب مخاطب رد نشدنی به نظر برسد و نه خودت) می توان مخاطب را وارد لیست ایمیلی کرد و ارتباط بهتر و گرم تری را با او آغاز نمود.

البته منظور از رابطه گرم تر، پسر خاله شدن نیست بلکه منظور رابطه عمیق تر به لحاظ کمک کردن است و رفته رفته مخاطب نیز احساس اعتماد و اطمینان بیشتری با تو خواهد نمود.

 

سوال: آیا می توانم یک لیست ایمیلی آماده بخرم و کارم را از آن قسمت ادامه بدهم؟

بیا در واقعیت نگاهی به این موضوع کنیم ببینیم جواب می دهد یا خیر.

قطعا این کار جواب نمی دهد. البته قبل از اینکه این اتفاق بیافتد توسط سرویس ارائه دهنده ایمیل مانند میلر لایت، میل چیمپ، اینفیوژن سافت و… اکانت تان مسدود می شود.

حقیقت داستان این است که نمی توانی از روی قسمتی بپری و یا مخاطب را فریب دهی. اگر کارآفرین هستی باید سختی های خاص خودش را نیز متحمل شوی.

من در نمودار زیر روابطی که تا قبل از خرید باید ساخته شود را نشان داده ام. بهتر است این نمودار را همیشه در کسب و کار خود پیاده سازی کنی تا از نتیجه مثبت آن بهره مند شوی.

 

در آخر به یاد داشته باش اگر مطابق این نمودار پیش بروی همیشه نتیجه مثبتی دریافت خواهی کرد اما اگر بخواهی به هر دلیلی از روی آن پرش کنی و یا کامل آن را انجام دهی صرفا موقعیت بهتری برای رقیبانت بوجود آورده ای که بتوانند ذهن و قلب مخاطبین تو را از آن خود کنند.

حسین صفوی

به دنبال مشتریان بیشتر و وفادارتر و همچنین رشد کسب و کار در بازاری که هر روز به تعداد رقیبان در آن افزوده می شود هستی؟ کمک می کنیم بتوانی تبدیل به اثرگذارترین فرد در حوزه کسب و کارت شوی تا در نتیجه بتوانی بیشترین سهم بازار را از آن خود کنی.
به من بگو چه چیزی بیشتر از اینکه مردم به سایتت بیایند و محصولت را نخرند می تواند تو را عصبی و ناامید کند؟ هفته ها، ماه ها و یا شایدم سال ها روی یک محصول وقت گذاشته ای، با تلاش و زحمت آن را تولید کرده ای اما انگار آن بیرون کسی نیست که ارزش کار و یا محصولت را درک کند. برایت اتفاق افتاده است؟ احتمالا بله. اما چرا؟ یک نگاهی به مسیری که آمده ای می اندازی و می بینی تمام توصیه ها و گفته های موجود در مورد بازاریابی اینترنتی و فروش محصولات را رعایت کرده…
هر چقدر سریع تر بخواهی به مخاطب پیشنهاد فروش بدهی به همان میزان او سریع تر به سراغ رقیب تو خواهد رفت.
امتیاز - 10

10

هر چقدر سریع تر بخواهی به مخاطب پیشنهاد فروش بدهی به همان میزان او سریع تر به سراغ رقیب تو خواهد رفت.

User Rating: 4.74 ( 7 votes)
16 پاسخ
  1. ......
    ...... گفته:

    سلام عالی بود ممنون

    برای اینکه بتوانیم استراتژی را صحیح پیاده ساسزی کنیم

    تو مقاله قسمت سوال اینجاست کلمه سازی رو ادیت کنید

    پاسخ
  2. شهریار حسینی
    شهریار حسینی گفته:

    سلام حسین عزیز (البته مدتهاست با شما در ارتباطم، فکر نکنی زود پسرخاله شدم!)
    امیدوارم خوب باشی.
    مرسی به خاطر مقاله جالبت.
    به زودی این سیستم رو در سایتم پیاده سازی میکنم.

    نکته:
    در بخشی که عبارت زیر رو نوشتی کلمه “سراق” اشتباه تایپ شده و باید “سراغ” تایپ میشد:
    “هر چقدر سریع تر بخواهی به مخاطب پیشنهاد فروش بدهی به همان میزان او سریع تر به سراق رقیب تو خواهد رفت”

    پاسخ
  3. میلاد
    میلاد گفته:

    خیلی خوب و کاربردی بود مخصوصا قسمت پیشنهاد رد نشدنی و تبدیل مخاطب سرد به گرم!
    چه خوب میشد که این مرحله رو بیشتر باز میکردین و پیشنهادتی که میتونیم برای تبدیلشون بدیم رو کاملتر میگفتین.
    اگر یه سری لیست ایمیل افلاین خودمون جمع کرده باشیم ایا باز هم اسپم میشیم؟ مثلا در نمایشگاه جمع شدن

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام سپاسگزارم.
      بله فرقی ندارد. اسپم حساب می شود. کاربر خودش باید در فرم مربوطه ثبت نام کرده باشد وثبت نام باید حتما دو مرحله ای باشد

      پاسخ
  4. محمدی
    محمدی گفته:

    سلام
    به نظرتون چه قدر محتوا رایگان باید به مشتری بدیم و بعد بهش پیشنهاد خرید بدیم
    من برنامه نویسی آموزش میدم-خوبه مثلا سه تا درس رایگان که نتیجه هم داره به مشتری بدم و بعدش پیشنهاد فروش بدم یا هنوز زوده-یه کم بهم توضیح بدید ممنون میشم

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      سلام. صرف ارسال سه چهارتا ویدیو آموزشی رایگان اتفاقی نخواهد افتاد. محتوایی که در ویدیو ها است و ساختار آن ها برای قانع سازی اهمیت دارد.
      در حال حاضر مشتری خصوصی در زمینه برنامه نویسی داریم. متاسفانه در این مورد نمی توانم شفاف کمک کنم.

      پاسخ
      • محمدی
        محمدی گفته:

        فرض کنید که چهار تا درس رایگان من هم نتیجه داره و هم ساختار تبلیغاتیش خوب هست
        ایا در ایمیل مثلا پنجم میتونم پیشنهاد فروش بدم یا اینکه نه و کار درستی نیست؟
        چون مشتری برنامه نویسی دارید اشکال نداره و شفاف توضیح ندید
        اول از همه بفرمایید این ساختار درسته یا غلط؟

        پاسخ
        • حسین صفوی
          حسین صفوی گفته:

          بر اساس فرض نمی توان یک نسخه عمومی پیچید. اما حوزه برنامه نویسی مانند حوزه کسب و کار اینترنتی و موفقیت؛ حوزه بدنامی است. بطور میانگین به ۲۵ ایمیل و ۳ پیشنهاد مستقیم نیاز دارید.

          پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *