چطور نگران قضاوت دیگران نباشیم

چطور نگران قضاوت دیگران نباشیم؟ 5 روش عملی برای پایان این کابوس

مردن بهتر است یا زندگی کردن با ترس از قضاوت شدن توسط دیگران؟

اگر بخواهی عمیقا به این سوال فکر کنی متوجه می شوی فرق چندانی با همدیگر ندارند.

اگر بمیریم دیگر نمی توانیم به سمت اهداف مان حرکت کنیم یا اینکه کارهای لذت بخشی که دوست داریم را انجام دهیم. اگر ترس از قضاوت شدن توسط دیگران را هم داشته باشیم طبیعتا نه می توانیم به اهداف زندگی مان برسیم و نه اینکه کارهای مورد علاقه مان را انجام دهیم.

اما هنوز یک تفاوت وجود دارد. اگر بمیریم مابقی عمر را در آرامش زندگی خواهیم کرد اما اگر با ترس از قضاوت شدن دیگران بخواهیم زندگی کنیم هیچوقت طعم واقعی آرامش را نخواهیم چشید.

تو هم منتظر هستی که بالاخره یک روز خوب برسد که دیگران مردم همدیگر را قضاوت نکنند؟

بگذار باهات صادق باشم. هرگز آن روز فرا نخواهد رسید.

پس یا ما امروز به این کابوس پایان می دهیم یا این کابوس به زندگی ما پایان می دهد.

در این مقاله در کنارت هستم تا بتوانی بالاخره به ترس از قضاوت شدن توسط دیگران بصورت عملی پایان دهی.

 

این 5 روش کمک می کنند تا نگران قضاوت دیگران نباشیم:

نگران قضاوت دیگران نباشیم

1- دچار تحریفات شناختی شده ای

قدم اول برای پایان دادن به هر مشکل یا اختلالی پذیرفتن آن مشکل یا اختلال است.

زمانی که فردی دچار نگرانی درباره قضاوت دیگران می شود قطع به یقین دچار تحریفات شناختی یا Cognitive Distortions شده است.

عموم افرادی که دچار تحریفات شناختی هستند همه چیز را در قالب سفید و سیاه تعریف می کنند. و زمانی که در شرایط قضاوت شدن قرار می گیرند سیاه ترین سناریو را تصور می کنند.

در واقع اگر بخواهم خیلی ساده توضیحش بدهم اینطور است که فرد اتفاقات اطراف بصورت غیر منطقی آنالیز می کند که همین امر باعث ایجاد اختلال اضطرابی، ترس و شک می شود.

در واقعیت این دسته از افراد در تفسیر درست شرایط مشکل دارند و بصورت مبالغه آمیز و غیر منطقی شرایط را ارزیابی می کنند.

برای درک راحت تر اجازه بده یک مثال بزنم.

در یک جمعی در حال صبحت کردن هستی ناگهان یکی از حضار می خندد. ذهن تو بصورت منطقی به ماجرا نگاه نمی کند چون خندیدن می تواند هزار و یک علت داشته باشد و دقیقا بصورت غیرمنطقی این حس را در تو ایجاد می کند که حتما در حال خندیدن به تو است.

نکته جالب ماجرا اینجاست به محض اینکه این تصویر در ذهن تو شکل ببندد ذهنت تمام دلایل منطقی دیگر که می توانند خبر از یک سناریو دیگر بدهند را حذف می کند.

و دقیقا در همین موقع هست که می توانی یکی از احساسات شرمندگی، خجالت و یا ناراحتی را تجربه کنی.

ذهنی که دچار تحریفات شناختی شده است عموم اتفاقات را اینگونه تفسیر می کند و بعد از مدتی باعث می شود که علاقه مان نسبت به خودمان از دست برود و رفته رفته یک فرد سمی شویم.

برای اینکه بتوانی این مشکل را حل کنی نیاز داری 4 راه کاری که در ادامه می گویم را انجام دهی.

 

2- درباره موضوعی که نگران هستی در آن قضاوت شوی از خودت سوال بپرس

زمانی که در شرایطی قرار می گیریم که نگران قضاوت دیگران هستیم عموما تصورات غیرمنطقی از واقعیت می کنیم.

به بدترین سناریو ممکن فکر می کنیم و احساساتی از قبیل ترس و شرمندگی را تجربه می کنیم.

وظیفه مغز ما این است که از ما در برابر خطرات محافظت کند و زمانی که دچار این احساسات می شویم مغزمان فقط یک دستور می دهد: انجامش نده!

بطور مثال اگر نگران این هستی که نتوانی در یک جمع خوب صحبت کنی، مغزت می گوید این کار را انجام نده چون می تواند باعث شرمندگی و خجالت زدگی شود.

اینبار وقتی در شرایط قضاوت شدن قرار گرفتی این سوال بسیار مهم را از خودت بپرس:

بدترین اتفاقی که می تواند بیافتد چیست؟

زمانی که بطور آگاهانه و عمدی این سوال را از خودت میپرسی باعث می شوی مغزت بدترین شرایط ممکن را تصور کند و در کنارش راه حل های منطقی را هنگام مواجه شدن با این شرایط ارائه دهد.

و دقیقا در این زمان هست که احساس می کنی: آنقدر ها هم شرایط بد نمی شود!

بطور مثال:

اگر نتوانم در جمع خوب صحبت کنم و دیگران تحت تاثیر قرار بدهم چی می شود؟ 

اوممم اتفاقی خاصی هم نمی افتد ما اومدیم دور هم گپ بزنیم و لذت ببریم.

 

یا تصور کن می خواهی با کسی سر صحبت را باز کنی.

اگر پا پیش بگذارم و جواب رد به من بدهد چه اتفاقی می افتد؟

اتفاق خاصی نمی افتد می توانم با کس دیگری سر صحبت را باز کنم و گپ بزنم!

 

پس کافی است درباره بدترین سناریو ممکن از مغزت سوال کنی قطعا راه حلی برایش دارد یا پیدا خواهد کرد.

 

3- شرایط معکوس را ایجاد کن، جواب سوالت را پیدا می کنی

زمانی که ما دچار تحریفات شناختی باشیم عموم اوقات احساس می کنیم همه مردم در حال نگاه کردن به ما هستند یا در ذهن شان پنهانی ما را قضاوت می کنند.

تصور کن در یک جمع هستی و در حال خوردن غذا هستی.

ناگهان قسمتی از غذا روی پیرهنت می ریزد و یک لکه بزرگ ایجاد می کند.

در ذهنت اینگونه تصور می کنی که همه در ذهن شان در حال قضاوت کردن تو هستند. یکی می گوید نگاه کن چقدر دست و پا چلفتی است، دیگری می گوید واقعا شرم آور است و…

برای اینکه درک صحیحی از واقعیت داشته باشی شرایط را معکوس کنی.

تصور کن برای فرد دیگری این اتفاق افتاده است.

چطور قضاوتش می کردی؟

آیا سعی می کردی کمکش کنی و یا اینکه بگویی اشکالی ندارد، اتفاق است و… یا اینکه بصورت وحشیانه او را سرزنش می کردی؟

حالت اول، مگرنه؟

این دقیقا اتفاقی است که در ذهن دیگران هم می افتد. زمانی که احساس می کنیم فردی دچار مشکلی شده ما بطور ناخودآگاه سعی می کنیم به او کمک کنیم یا از نگرانی او را در بیاوریم.

معکوس کردن شرایط همیشه بهت کمک می کند واقعیت را منطقی و صحیح درک کنی.

 

4- دلیل حمله را درک کن آنگاه بجای اینکه نگران بشی، دلسوز می شوی

تصور کن می خواهی یک عکاس حرفه ای بشوی.

سعی می کنی عکاسی را خوب یاد بگیری و عکس هایی که می گیری را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاری.

به اشتراک گذاری قسمتی از خودت در شبکه های اجتماعی به این معناست که از دایره امن خودت بیرون رفته ای و این کار بسیار پسندیده ای برای پیشرفت است.

حالا عده زیادی درباره کارت نظر خواهند داد.

تعداد زیادی تشویقت می کنند، عده ای دیگر توهین خواهند کرد.

بله توهین خواهند کرد مخصوصا زمانی که در شبکه اجتماعی باشند چرا که می توانند پشت اکانت هایشان هویت واقعی شان را پنهان نگه دارند.

شاید بگویند:

  • تو آشغالی
  • اصلا کی گفته تو می تونی عکاس باشی.
  • بچه خواهر من که دو سالش هم هنوز نشده از تو بهتر عکس می گیرد.
  • و…

وقتی چنین بازخورد هایی دریافت کنی احتمالا ناراحت و نگران می شوی اما اجازه بده یک حقیقت روانشناسی را به تو بگویم.

افرادی که چنین کامنت هایی می گذارند با تو یا کار تو مشکل ندارند بیشتر بدلیل سرزنش خودشان است و عموما خواسته های سرکوب شده ای دارند که به هر دلیل نتوانستند به آن ها برسند و همین امر باعث ایجاد خشم می شود.

حالا راحت تر میتوانی معنای کامنت شان را متوجه شوی.

من سرکوب شده هستم و در رسیدن به خواسته هایم ناتوان هستند.

حالا از شنیدن این جمله نگران می شوی یا احساس دلسوزی بهت دست می دهد؟

دلسوزی مگرنه؟

اما طبیعتا دلیلی هم ندارد این افراد سمی را کنار خودت نگه داری خیلی ساده می توانی آن ها را در لیست سیاه قرار دهی.

 

5- تعریفت را از خودت درست کن

اکثر مردم خودشان را از نگاه دیگران تعریف می کنند. به همین خاطر است که عموما همیشه ناراحت هستند.

من زمانی خوشحال و خوشبختم که بتوانم فلان ماشین را سوار شوم یا در فلان ویلا زندگی کنم و یا فلان اندام را داشته باشم.

این طرز نگاه صرفا نگاه کردن به خودمان از دید دیگران است. برای اینکه مطمئن شوی بیا این سناریو را با هم تصور کنیم.

در یک جزیره متروکه گیر افتاده ای و قرار نیست تا آخر عمر نه کسی را ببینی و نه از آنجا نجات پیدا کنی.

آیا حالا داشتن ماشینی مثل لامبورگینی برایت ارزش خواهد بود؟

قطعا نه، چون اصلا نمی توانی آن را در جزیره تکان دهی یا اینکه بعد از مدتی بنزینش تمام می شود و یک گوشه می افتد و کاملا غیر قابل استفاده می شود.

در جزیره تو احتمالا دنبال پیدا کردن غذا و ساخت سرپناهی می شوی که بتواند تو را از خطر حمله حیوانات نجات دهد.

و حتی اگر یک فروشگاه از لباس های گوچی هم داشته باشی شاید اصلا از آن ها استفاده نکنی چون اصلا کسی در جزیره نیست که بخواهد تو را ببیند. یک لباس راحت که بتواند تو را گرم نگه دارد از هزار لباس برند برایت باارزش تر می شود.

اما همین که از جزیره نجات پیدا کنی و به شهر برگردی دوباره پوشیدن لباس برند و داشتن خانه و ماشین لوکس ارزش می شوند و با آن ها احساس موفقیت خواهی کرد.

چرا این اتفاق می افتد؟

چون ما خودمان را از نگاه دیگران تعریف می کنیم و مادامی که چنین تعریفی از خودمان داریم دائما نگران قضاوت دیگران هستیم.

اما برای یک بار هم شده باید تعریف درستی از خودمان بدست بیاوریم تا بتوانیم به کابوس نگرانی از قضاوت شدن پایان دهیم.

 

 

View this post on Instagram

 

A post shared by Hossein Safavi | حسین صفوی (@asargozari) on

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *