فرار از ایران

خیلی ها می خواهند از ایران بروند.

بروند یک کشور دیگر تا موفق شوند. چون بر این باور هستند آنجا چیزهایی دارد که ما اینجا نداریم.

من هم زمانی اینطور فکر می کردم اما بعدا که کمی عمیق تر شدم فهمیدم که ما همه چیز که خارجی ها دارند را داریم البته یکم نسخه داغون ترش را.

مثلا خارجی ها استیک دارند ما به جاش کتلکت داریم.

آنها نایت کلاب دارند ما مولودی داریم.

آنها طراح ماشین دارند ما هم داریم. مثلا ایده طراحی بی ام و سری 6 را از شکل کوسه گرفته اند ما هم ایده طراحی پراید وانت را از دمپایی جلو بسته های بچگی مان گرفته ایم.

آنها توالت فرنگی دارند ما هم مستراح داریم.

آنها فرند ویت بنفیت (Friend With Benefits) دارند، ما هم صیغه داریم.

آنها پاپانوئل دارند که در عید به مردم هدیه می دهد ما هم حاجی فیروز داریم که در عید از مردم هدیه می گیرد.

آنها برابری حقوق زن و مرد دارند ما هم برابری حقوق زن و مرد داریم هر دو حقوق را کم می دهیم.

آنها سوشی دارند ما هم دنبلان داریم.

آنها امنیت اقتصادی دارند ما سوپرایز اقتصادی داریم. مثلا صبح جمعه پا می شی می بینی بدون اینکه خبر داشته باشی قیمت بنزین سه برابر شده است.

آنها واکسن کرونا دارند ما روغن بنفشه داریم.

آنها در ازدواج مهر دارند ما مهریه داریم.

آنها بی بی سی دارند ما بیست و سی داریم.

آنها لایف کوچ دارند ما هم معلم دینی داریم.

آنها تئوری اقتصادی دارند ما هم تئوری توطعه داریم.

 

اما با همه این ها باز برای من سوال است چرا یک سری می خواهند بروند خارج تا موفق شوند.

اینجا که همه چیز سطح پایین تر است و اگر کمی تلاش کنی خیلی سریع تر می توان از سایرین پیشی بگیری و موفق شوی.

برنده شدن در مسابقه دو میدانی که همه شرکت کنندگانش قهرمانان دو میدانی هستند آسان تر است یا مسابقه دومیدانی که همه شرکت کنندگانش پیرمردهای بالای 90 سال هستند؟

چرا ما یاد گرفتیم همه چیز را برای خودمان سخت کنیم؟ نکند یه ما یاد داده اند که زندگی سخت و مزخرف است که ما اینگونه در تلاش هستیم چیزی را ساده بدست نیاوریم؟

اگر هنوز نمی توانی مانند یک آلفا فکر کنی پیشنهاد می کنم حتما وبینار آلفای واقعی را ببین.

 

 

2 پاسخ
  1. سجاد شفایی
    سجاد شفایی گفته:

    سلام….
    دلیلش…
    سطح لیاقت پایینی هستش که در طول سالها توسط خانواده ها به نسل بعدی منتقل شده…همه کمبودها
    کاستی ها ….بدی ها رو دیدن….
    همه در زندگی جرات نکردن خوشون فکر کنند…اکثر افکارشون متعلق به دیگرانه…
    یعنی هیچ چیز خوبی تو این کشور نداریم…؟؟؟
    چه خوش گفت سهراب …چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید….

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *