حال جامعه امروز ایران بد است و این موضوع به وضوح لمس می شود.

شاید تا چند سال پیش به راحتی می توانستیم درباره فروپاشی خانواده و مسائل جنسی غرب نظر بدهیم و سخنرانی کنیم اما امروز ایرانی را می بینیم که بشدت در این زمینه در حال فروپاشی است.

خیانت نه تنها به خودی خود بسیار دردناک است بلکه اثرات جانبی آن گاها از خود موضوع خیانت خطرناک تر است.

امروز در این مقاله می خواهم درباره چرایی افزایش خیانت بخصوص در زندگی مشترک با همدیگر صحبت کنیم.

 

چرا خیانت در زندگی مشترک زیاد شده؟

مسئله خیانت ارتباط مستقیمی با عزت نفس دارد یا احساس ارزشمندی دارد که درباره عزت نفس در مقالات پیشین صبحت کردیم.

برای درک بهتر ارتباط خیانت به عزت نفس مجبوریم کمی به عقب تر برگردیم و مسئله را از آنجا دنبال کنیم.

عزت نفس فرد در دوران کودکی هم شکل می گیرد و هم آسیب می بیند.

الگو رفتاری اشتباه والدین با کودک به خصوص در 12 ماهگی تا 36 ماهگی و بعد از آن تا هفت سالگی باعث احساس بی ارزشی در فرزند می شود که این فرزند در آینده یا تبدیل به فردی می شود که می خواهد انتقامش را از جامعه بگیرد یا تبدیل به فردی می شود که می خواهد جامعه را از خود راضی نگه دارد که در هر دو صورت بیمار و گرفتار خواهد بود.

کودکانی که در دهه 60 و 70 بدنیا آمده اند شکل کلی جامعه امروز ایران را شکل داده اند.

همانطور که گفتیم الگو رفتاری والدین با کودک نقش بسیار پررنگی در الگو رفتاری کودک در بزرگسالی دارد. حال بیا نگاهی بیاندازیم که چه اتفاقی برای والدین کودکان بخصوص در این دو دهه افتاد.

  • تغییر کلی فرهنگی در زمان انقلاب که خانواده ها سعی داشتند با الگو فرهنگی جدید خود را سازگار کنند.
  • جنگ و تنش و اثرات آن بر روان والدین.

هر دو این اتفاق بدلیل ماهیت های خود اثرات روانی خاصی را بر روی والدین گذشتند و این اثرات در قالب الگو رفتاری با کودک خود را نشان داد.

به همین خاطر جای تعجب نیست که چرا 97% جوانان و میانسالان امروز با کبود شدید عزت نفس روبرو هستند.

در این میان اتفاق دردناک دیگری به نام بحران های مکرر اقتصادی در ایران بوجود می آید که دردی بر دردهای دیگر افراد بود.

حال فردی که عزت نفس ندارد الگو مصرف گرایی را از خود نشان می دهد یعنی ارزشمند بودن خود را در گرو خرید وسایل و ابزار می داند حال این وسایل می تواند ماشین های بهتر، خانه های بزرگتر، لباس های مارک و… باشد.

به همین علت است که اکثر مردم امروز ایران تشنه موفقیت مالی هستند چرا که در گرو رسیدن به موفقیت مالی می توانند خود را ارزشمند ببینند.

حال با یک جامعه کاملا مادی گرا روبرو هستیم.

اتفاقی که رد آن در اکثر بحران های اقتصادی دنیا مانند 1987-1929-2000-2008 و… وجود دارد.

حال فردی را تصور کن که عزت نفس ندارد یعنی احساس ارزشمندی اش را در گروه موفقیت مالی می داند و آن جامعه با بحران اقتصادی مواجه شده است، این فرد به لحاظ روانی اگر به نقطه فروپاشی روانی نرسیده باشد باید انتظار تروما های درمان نشده (ضربات روانی) متعددی را در او داشت.

 

در کنار تمام این عوامل یک عامل دیگر به نام تابوی طلاق نیز در ایران وجود دارد.

بیا نگاهی به دلایل عمده ازدواج در ایران بیاندازیم:

  • فرار از خانواده و تنش های آن.
  • تجربه رابطه جنسی
  • ترس و نگرانی از آبرو
  • فشار خانواده
  • و….

در این میان عده ای هم معنا و مفهوم ازدواج صحیح را درک کردند و ازدواج صحیحی را انجام دادند.

البته باید حواسمان باشد تمام افرادی که ازدواج پایداری دارند به معنای این نیست که ازدواج صحیحی انجام دادند برخی از آن ها صرفا هنوز طلاق نگرفته اند.

زمانی که در کشوری تابوی طلاق وجود دارد و هنوز طلاق در بسیاری از مناطق ایران امری محال و گناهی نابخشوده است، حال این نارضایتی خود را می تواند در روابط پنهانی نشان دهد یا به عبارت ساده تر می تواند منجربه خیانت شود.

در کنار این موارد شرابط عجیب و غریب ازدواج در کشور، مقوله ازدواج را تبدیل به موضوعی نشدنی کرده است( در کنار فشارهای اقتصادی و بالا رفتن سن ازدواج و نبود عزت نفس که فرد تا به لحاظ مالی غنی نباشد احساس ارزشمندی نمی کند، ازدواج به خودی خود برای بسیاری از اقشار جامعه تبدیل به امری نشدنی شده است. )

 

حال این فشارها باعث شده انسان به شکل انسان دیده نشود و صرفا به چشم آلت به او نگاه شود:

امروز با توجه به الگو رفتاری موجود در جامعه به خوبی می تواند حس کرد که عموم انسان ها همدیگر را به شکل یک انسان نمی بینند (انسانی که به صرف وجودش و بودنش ارزشمند است) و صرفا نگاه جنسی یا آلت گونه به همدیگر داشته باشند.

همین نگاه باعث رشد مجدد مادی گرایی و ابزار جنسی بودن انسان شده است.

به همین خاطر است که امروز در هر شرایطی سالن های زیبایی پر هستند، باشگاه های بدنسازی جای سوزن انداختن ندارند، عمل های زیبایی چه در دختران و چه در پسران روز به روز در حال افزایش است و سوار شدن بر ماشین خوب تبدیل به افتخار و تضمین کننده داشتن رابطه جنسی شده است.

نکته جالب اینجاست که نگاهی که عموم مردم ایران به ظاهر ماشین دارند را نمی تواند به این سادگی در غرب پیدا کرد و دلیل به سادگی قابل لمس است.

امروز در کمتر سالن زیبایی می توان پاگذشت که در آن صبحت از داشتن دوست پسر یا دختر در کنار داشتن همسر نباشد و نکته تلخ تر اینجاست که نداشتن پارتنر در کنار همسر افت و بی ارزشی محسوب می شود.

نگاه ساده و احمقانه این است که بیاییم سالن های زیبایی، ورزشی و… را تعطیل کنیم تا جلوی این اتفاق گرفته شود اما موضوع اینجاست که مشکل از اینجا شکل نگرفته است که بخواهیم با تعطیلی آن انتظار یک جامعه بهتر و اخلاق گرا تر را داشته باشیم.

و از همه این موضوعات مهمتر و خطرناک تر این است که وقتی چیزی مثل خیانت تبدیل به ارزش شود، نسل های بعدی نیز آن را ارزش می پندارند و این الگو دیر یا زود پایان اخلاق، خانواده، آرامش و انسانیت را در ایران رقم خواهد زد.

 

View this post on Instagram

 

A post shared by Hossein Safavi | حسین صفوی (@asargozari) on

دیدگاه تان را بگذارید