چرا در زندگی باید یک احمق بود.

باهوش ها به ما از بچگی گفتند باید باهوش باشیم تو مثل خودشان موفق شویم.

اما با این حال نمی دانم چرا احمق ها به جای باهوش ها موفق می شوند؟

باهوش ها همیشه طبق چارچوب ها و قوانین مشخصی رفتار می کنند به همین خاطر مورد پسند جامعه هستند.

اما جامعه احمق ها را دوست ندارد چرا که احمق ها نمی خواهند همان مسیر باهوش ها را طی کنند.

باهوش ها می دانند باید همرنگ جماعت دیگر باهوش ها شوند تا رسوا نشوند اما احمق ها از رسوا شدن ترسی ندارند.

پس باهوش ها با دست احمق ها را نشان می دهند و احمق ها بیشتر دیده می شوند.

بعد از اینکه احمق ها معروف شدند باهوش ها از هشتگ #لطفا_احمق_ها_را_معروف_نکنیم استفاده می کنند.

باهوش ها همیشه می دانند چطور باید مانند باهوش های دیگر رفتار و صحبت کنند اما احمق ها طفلکی این را نمی دانند.

 

یکی از معروف ترین احمق هایی که می شناسم، ست گادین نویسنده گاو بنفش است.

ست گادین واقعا احمق است که می تواند به همه بگوید تو یک گاو هستی و برای اینکه برنده شوی باید مانند یک گاو بنفس، متفاوت دیده شوی.

باهوش با خواندن این کتاب خوشحال می شوند و آن را به باهوش های دیگر نیز توصیه می کنند تا آن ها هم بتوانند گاو بنفش باشند.

اما باهوش ها فقط می توانند گاو باشند چون بنفش بودن کار احمق هاست که خلاف جهت آب شنا می کنند.

 

خاویر کرمنت یک احمق به تمام معناست چرا که سعی کرد به همه ثابت کند هم خودشان بیشعور هستند هم هفت جد آباداشان.

باهوش ها خوشحال شدند و کتاب بیشعوری را تا جلد سوم خریدند و به باهوش های دیگر نیز آن را هدیه دادند.

باهوش ها می دانند باید چطور مدرک تحصیلی بهتری بدست بیاورند تا سریع تر در شرکت یک احمق استخدام شوند.

باهوش ها می دانند پول چرک کف دست است به همین خاطر سعی می کنند شدیدتر برای ریئس احمق شان کار کنند تا تمام چرک هایشان را به ریئس احمق شان بدهند.

باهوش ها می دانند موفقیت در گرو استخدام شدن در یک شرکت خوب است اما احمق ها فقط بلد هستند شرکت ها را تاسیس کنند.

 

باهوش ها با زیرکی و ذکاوت خود همیشه سعی می کنند صفات خوب و با کلاسی برای خود انتخاب کنند تا در نظر دیگر باهوشان باهوش تر به نظر برسند اما احمق ها اهمیتی نمی دهند باهوش ها درباره آنان چطور فکر می کنند.

البته اهمیتی هم نمی دهند احمق های دیگر درباره آنان چطور فکر می کنند چون در واقعیت احمق ها اصلا درباره همدیگر فکر نمی کنند چرا که کارهای مهمتری در زندگی برای انجام دادن دارند.

احمق ها بعضی وقت ها کارهای واقعا احمقانه ای انجام می دهند مثلا گاهی جنگ درست می کنند اما احمقانه تر از آن این است که تصمیم می گیرند باهوش ها سربازان آن جنگ باشند.

احمق ها جنگ جهانی دوم را به راه انداختند اما باهوش ها مردند.

احمق ها تیم های فوتبال را می سازند اما باهوش ها برای تیم هوادار پول خرج میکنند.

احمق ها عمل می کنند اما باهوش ها نقد می کنند.

احمق ها بیشتر عمل می کنند اما باهوش بیشتر فکر می کنند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *