افسردگی و ناراحتی شباهت های زیادی به همدیگر دارند. از این رو بسیاری از مردم این دو را با همدیگر اشتباه می گیرند و حتی در مواردی مشاهده شده است که فرد شروع به خود درمانی کرده است که این کار نه تنها مفید نیست بلکه خطرناک نیز است.

ناراحتی یک نوع حس و حال است اما افسردگی یک بیماری محسوب می شود. طبق آماری که انجمن روانشناسان آمریکا اعلام کردند 25% جمعیت دنیا از بیماری افسردگی رنج می کشند.

به عبارت ساده تر از هر 4 نفر 1 نفر افسرده است. و تعداد مبتلایان به افسردگی در زنان بسیار بیشتر از مردان است. یکی از علل افسردگی چیزی است که در مقاله پیشین درباره آن صحبت کردم.

اما تفاوت های واضحی بین افسردگی و ناراحتی وجود دارد که در این مقاله می خواهم آن ها را بهت نشان دهم تا این دو را با همدیگر اشتباه نگیری.

 

6 تفاوت اصلی بین افسردگی و ناراحتی:

ناراحتم یا افسرده

1-افسردگی بیماری روانی است اما ناراحتی یک احساس سالم انسانی:

ناراحتی یک احساس سالم است که گهگاهی فرد بنا به موقعیت یا اتفاقی دچار آن می شود اما افسردگی یک بیماری روانی است.

این کاملا طبیعی است که بعضی وقت ها ناراحت شویم. مثلا زمان هایی که اتفاقات آنطور که ما می خواهیم پیش نمی روند. از همین رو ناراحتی موقتی است و بعد از چند دقیقه یا چند ساعت بطور کامل از بین می رود اما افسردگی موفقتی نیست، به نوعی احساس ناراحتی هست که می تواند برای ماه ها یا حتی سالها ماندگار باشد.

 

2-ناراحتی موقتی است اما افسردگی مداوم است:

همانطور که گفتم ناراحتی موقتی است یعنی باید بعد از چند ساعت یا نهایتا یکی دو روز از بین برود. اما عکس این موضوع در مورد افسردگی صادق است. افسردگی احساس ناخوشایندی است که شبیه به یک عینک دودی می ماند و سبب می گردد فرد هر واقعیت ساده ای را تیره و تاریک تر از آنچه که هست ببیند از این رو این احساس مداوم است.

شاید برایت سوال پیش بیاید که غم از دست دادن عزیزان ناراحتی است یا افسردگی؟ واقعیت ماجرا این است که غم از دست دادن عزیزان تروما یا ضربه روانی است و عموما با PTSD یا اختلال اضطرابی پس از حادثه همراه است.

 

3-ناراحتی با دلیل است اما افسردگی بی دلیل است:

ناراحتی احساسی است که در اکثر مواقع همراه با دلیل مشخصی است. یعنی به دلیل رخ دادن اتفاق یا حادثه ای فرد ناراحت می شود. مثلا یک بحث در رابطه عاطفی می تواند منجربه ناراحتی شود. از همین رو ناراحتی دلیلی دارد.

اما افسردگی برخلاف ناراحتی بی دلیل است. فرد متوجه نمی شود چرا ناراحت است یا دلیل واضحی برای آن نمی تواند پیدا کند. افسردگی عموما با یک حالت کسالت بار همراه است و به نوعی فرد احساس بدبختی می کند.

البته گاهی افسردگی هم با یک دلیل مشخص ایجاد می شود مثلا یکی از اثرات جانبی تروما یا ضربه روانی می تواند افسردگی باشد. به همین خاطر فرد افسرده باید نسبت به درمان اقدام کند و نباید آن را نادیده بگیرد.

در مواری افسردگی با بیماری دیگری بنام دوقطبی یا Bipolar اشتباه گرفته می شود. در دوقطبی فرد برای یک دوره مشخص احساس افسردگی می کند اما بعد از دوره افسردگی وارد دوره شیدایی یا Manic که توام با خوشحالی است وارد می شود. اما بعد از مدت مشخصی دوره شیدایی تمام می شود و دوباره فرد به افسردگی بر می گردد. یکی از نشانه های واضح بین افسردگی و دو قطبی تغییر الگو پوششی و رفتاری در دو دوره افسردگی و شیدایی است.

 

4-ناراحتی دلیل خارجی دارد ولی افسردگی دلیل درونی دارد:

ناراحتی به واسطه یک تجربه که عموما عامل خارجی هم دارد رخ می دهد اما افسردگی بگونه ای است که انگار از درون فرد می آید به همین دلیل است عموما دلیل مشخصی برای آن نمی توان پیدا کرد.

افسردگی معمولا با علائمی مانند تغییر الگوی خواب، بی اشتهایی، بی انگیزگی، ناامیدی و خستگی همراه است.

یکی از دلایل شکل گیری افسردگی احساس خلا و بی ارزشی عمیق از درون فرد است که دلیل آن را در این لینک مطرح کردم به همین دلیل نباید خوددرمانی کرد و عموما کتابهای انگیزشی و موفقیت در چنین حالتی صرفا حل فرد را وخیم تر می کنند چرا که موضوعیت عموم کتاب های موفقیت و انگیزشی، بدست آوردن ارزش در گرو رسیدن به موقعیت مالی یا اجتماعی است که همین امر مانند سم برای یک فرد افسرده می ماند.

 

5- ناراحتی اثرات موقتی و کوتاه مدت دارد اما افسردگی اثرات بلند مدت در تمام ابعاد زندگی فرد دارد:

افسردگی بسیار جدی تر از ناراحتی است چرا که در تمام ابعاد زندگی فرد تاثیر منفی می گذارد.

افسردگی در روابط شخصی، روابط عاطفی، روابط کاری، الگو رفتاری و از همه مهمتر الگو فکری تاثیر بشدت پررنگی می گذارد و در بلند مدت فرد را منزوی و تنها می کند.

افسردگی حتی احساسات خوب را تحت تاثیر خود در می آورد و به آن ها رنگی از تیرگی و یاس می بخشد به همین علت است که اگر افسردگی شدید شود فرد گاها به خود آسیب می زند و در مواردی منجربه خودکشی می شود.

 

6.ناراحتی حالت رو بد می کند اما افسردگی زندگی ات را نابود می کند:

زمان ناراحتی می توانید حواستان را از اصل موضوع پرت کنید و حتی با دوستانت زمانی که وقت می گذرانید، ناراحتی فراموش می شود. یا حتی در اوج ناراحتی هم می توان گهگاهی خندید.

اما زمانی که افسردگی سراغ فرد می آید تمام توان و انرژی فرد را می گیرد. کارهای لذت بخش متوقف می شوند و احساس پوچی و بی معنایی جایگزین آن می شود. به یکباره به چیزها و موضوعاتی که تا دیروز می خندید دیگر نمی توانید بخندید.

روند رشد فردی متوقف می شود. کار عملا تعطیل می شود یا حتی اگر انجام دهد از روی ناچاری است و پیشرفتی در آن حاصل نمی گردد. گردش با دوستان تعطیل می شود و فرد به یک انزوای عمیقی فرو می رود حتی اگر فرد خودکشی نکند عملا او را می توان مرده یافت.

 

View this post on Instagram

 

A post shared by Hossein Safavi | حسین صفوی (@asargozari) on

دیدگاه تان را بگذارید