روانشناسی پول خرج کردن

تا به حال شده از خودت بپرسی این پول های کوفتی که من درمیارم کجا غیبشان می زند که من هیچوقت در مسیر استقلال مالی قرار نمی گیرم؟

احتمالا اولین فکری که به ذهنت خطور می کند این است که:

آهان بله. من در ایران هستم و دولت با عدم مدیریت صحیح اقتصادی اش سبب نابودی ارزش پول من می شود.

من هم یک زمانی اینطوری فکر می کردم و آنجا متوجه شدم سیاست خیلی کثیف است.

همین سیاست دولت سبب شده که ما بخواهیم برای پارتنر مان کادو های خیلی گران قیمت تر از جیب مان بخریم.

یا همین سیاست کثیف دولت سبب شده که بخواهیم وقتی مهمانی می گیریم نوشیدنی های گران قیمتی بخریم که چشم دیگران از جاش در بیاد.

خلاصه سیاست های دولت خیلی کثیف است چون باعث می شود ما بخواهیم خانه و ماشین گران قیمت تر از جیب مان بخریم تا دیگران به موقعیت ما حسودی کنند.

من شنیده ام سیستم های اطلاعاتی دولت ها خیلی قوی هستند. آنها می توانند ذهن ما را هیپنوتیزم کنند تا بازهم پول ما را به جیب بزنند.

مثلا یادم می آید یک بار هاکوپیان رفته بودم و یک دست کت و شلوار 4.5 میلیون تومانی گرفتم که اصلا به من نمی آمد. البته به من که هیچی به هر کسی زیر 70 سال بود نمی آمد.

من مطمئنم خرید آن کت و شلوار بخاطر حرف فروشنده آنجا نبود که می گفت چقدر این کت و شلور دیپلومات آبی نفتی راه راه که عرض شانه هایش دو برابر طول و عرض من بود، بهت می آید.

حتما بخاطر این بود که فروشنده آنجا دست نشانده سیستم های جاسوسی و هیپنوتیزم کننده دولتی بود تا بتواند یک کت و شلوار مسن کننده را به من بندازد.

واقعا حال بی نظیری هست وقتی می فهمی تو هیچوقت کار احمقانه ای انجام ندادی و همه حماقت هایت بخاطر سیاست های کثیف دولت هاست.

اخیرا متوجه شده ام دولت نقش بسیار پر رنگی در برگزاری دورهمی های قایمکی دارد.

به ما گفتند که اگر دورهمی درهم بروید می اندازیم تان هلفدونی. بخاطر همین ما را مجبور کردند که سر هر دورهمی یک دست لباس گران قیمت بخریم و مخفیانه آنجا برویم.

آنها سعی دارند با ذهن ما بازی کنند تا لباس گران قیمت بخریم و گرنه اینکه در دورهمی امید به پیدا کردن پارتنر داریم و بخاطر آن لباس گرانقیمت می خریم صرفا یک بازی کثیف سیاسی دیگر است.

اما می دانی کثیف تر از همه این ماجرا ها چی هست؟

اینکه ما خودمان را دوست نداریم و احساس می کنیم دوست داشتنی نیستیم به همین خاطر این پول زبان بسته را باج می دهیم تا ما را دوست داشته باشند.

کادو گرانقیمت، لباس گرانقیمت، ماشین گرانقیمت، خانه گرانقیمت و… همه این کار ها را می کنیم تا بالاخره کسی پیدا شود و بگوید تو دوست نداشتنی را من دوست دارم.

اما چه بد.

یکی من را دوست داشته باشد اما همچنان من خودم را دوست نداشته باشم.

ما عمده پول هایمان را خرج این می کنیم که دیگران ما را دوست داشته باشند چون هنوز نتوانستیم خودمان را دوست داشته باشیم.

یک نگاه به خرج هایی در سال گذشته برای دیگران یا دیده شدن کردی بیانداز تا به عمق ماجرا پی ببری.

2 پاسخ
  1. جواد
    جواد گفته:

    30 سالمه
    8 سال دانشگاه رفتم و کارای نیمه وقت کردم تا شهریه جور بشه
    2 سال خدمت رفتم
    2 ساله دنبال کار میگردم و یه جایی مشغولم با حقوق تقریبا 2 تومن برای 8 ساعت کار
    کلی مهارت یاد گرفتم و توی سالهای دانشجویی تجربیات خیلی خوبی از کارهام بدست آوردم
    توی حسابم 5 میلیون تومن پوله
    کسب و کار اینترنتیم رو راه انداختم و روزی 2-3 ساعت وقت اضافیم رو بهش اختصاص دادم
    هیچ امیدی به آینده ندارم
    نمیتونم از کسب و کار اینترنتیم پول خوبی در بیارم
    کلی هزینه دوره دادم
    از تبلیغ نویسی تا سئو و فتوشاپ و…
    ولی گیر کردم
    دو میلیون پول تبلیغات دادم
    محتوای خوب تولید کردم
    هر کاری کردم
    یک میلیون تومن در آوردم
    دور و بریام منو یه بازنده میبینن
    مادر و پدرم هر روز منو با نگاهاشون نابود میکنن
    نمیتونم مستقل بشم چون پولش رو ندارم
    حتی دنبال این بودم پولمو جمع کنم و پراید بخرم حتی پولم به اونم نمیرسه
    لاقل با کار کردن توی اسنپ یکم بیشتر درآمد دارم
    این وسط گیر کسایی افتادم که قول دادن سئو یاد بگیر و همکاری در فروش دیجیکالا رو شروع کن به درآمد هشتاد میلیونی میرسی ولی کو؟
    گیرآدمهایی افتادم که گفتن پروژه تبلیغ نویسی برای یه صفحه فروش 20 میلیونه ولی کو؟
    اونروز رفتم یه جایی برای مصاحبه کاری
    بهم میگه کپی رایتینگ سدو و گوگل ادوردز و دیجیتال مارکتینگ و … رو بلد باشی و 3 سال کار کرده باشی و 10 تا نمونه کار داشته باشی 3 تومن بهت میدیم

    خواستم برای خودم کار کنم و الان دو ساله هر کاری میکنم نمیشه

    هر روز همه چیز داره گرون میشه
    من یک ساله هیچ لباسی نخریدم
    دوست دخترم بعد از 5 سال ولم کرد برای اینکه کار درست حسابی ندارم
    ولی من روزی 11 ساعت کار میکنم

    سلام آقای صفوی
    من یک جوونم که بهترین سالهای زندگیم رو دارم از دست میدم
    کسی که همه چیز رو فکر میکنه درست داره میره
    ولی نمیتونه و نمیشه

    میدونم شما یه منتور درجه یک هستی
    میدونم که اطلاعات خیلی خوبی دارین که به خیلیا کمک میکنه
    وبینارتون رو دیدم ولی با یه اسم دیگه

    من یه کار کارمندی دارم که از گشنگی نمیرم
    توی این دو سال با پولی که در آوردم یه کامپیوترم رو بکم بهتر کردم و یه گوشی خریدم که متوسطه و قبلی شکسته بود و مجبور بودم یه ماشین لباسشویی هم برای مادرم خریدم که با دست لباس نشوره

    این کامنت رو گذاشتم بگم همه چیز روی کاغذ قشنگه
    توی دنیای واقعی 97% آدمها شکست میخورن
    چون این دنیا شطرنج نیست که همه مهره ها و حرکت ها دست خودت باشه
    این دنیا تخته نرده
    شانس و نشدن بخش مهمی از دنیاست
    جملات انگیزشی مثل شانست رو بساز و… هم همه چرندیاتبی بیش نیستن

    حتی اطلاعات خوب و عملگرا بودن هم جواب نمیده
    هیچ فرمول و هیچ راضی وجود نداره
    شاید فکر کنید با این حرفا دارم تنبلی خودم رو توجیح میکنم؟
    نه واقعا اینطور نیست

    مثالهای شما خیلی یکطرفه هستن
    مشخصه کسی که پاش شکسته باید درمان بشه
    ولی کسی که نمیفروشه رو نمیتونید درمان کنید
    هرچقدر هم بهش فرومول یاد بدین و تکنیک یاد بدین
    نمیشه
    میدونی چرا؟
    چون هزار و یک دلیل پشتش هست که ممکنه شما نبینید
    شاید یک نفر اصلا فروشنده نیست
    شاید صداش و زبان بدنش اشتباهه
    شایدمغازش جای بدیه
    شاید تبلیغ نویسی هنوز تو ایران جا نیفتاده
    شاید کسایی که از گوگل میان تو سایتت روی لینک خرید از دیجیکالا خرید نمیکنن
    شاید نمیشه به کسی که اومده اینستا چرت و پرت ببینه چیزی فروخت
    شاید قیف فروش کار نکنه

    و هزارتا شاید دیگه

    من به هیچ وجه نمیخوام از سرم باز کنم و بگم نمیشه و نمیتونم و بهونه بیارم

    میخوام بگم توی یه خیابون
    فقط چندتا مغازه خوب میفروشن
    هیچ مزیت خاصی هم ندارن

    یه چیز جالب بگم
    من یه صفحه اینستاگرام پیدا کردم
    یه محصول میفروشه و یک ساله شروع کرده
    ماهانه 50 میلیون درآمد داره
    با ادمینش دوست شدم سر مبحث سئو و…
    رفتم محصولش رو پیدا کردم
    دادم به خواهرم
    محتواشو حرفه ای ساختیم
    و یکم پول تبلیغات داد خواهرم
    6 ماه مداوم روی این صفحه کار کردم
    به امید اینکه ده میلیون درآمد داشته باشه
    یک میلیونم درآمد نداشت
    پول تبلیغاتش هم در نیومد
    با اینکه محتوای بهتر تولید کردیم
    تبلیغ نویسی کردیم
    پول تبلیغات دادیم
    همه چیز درست به نظر میرسید
    ولی هیچی به هیچی

    زیاد حرف زدم ولی خواستم بگم
    شاید یه روزی منم یه اتفاق خوب توی زندگیم بیفته
    ولی دیگه هیچی بهم حال نمیده

    توی 30 سالگی
    دوست داشتم مسافرت برم
    دوست داشتم ماشین داشته باشم حتی یه پراید
    دوست داشتم یه دوست دختر یا یه زن داشته باشم

    اما فقط یه سری آرزوی نشدنی دارم
    که وقتی برسم به 40 سال و 50 سال داشتنشون برام هیچ لذتی نداره
    شاید نظرمو تایید نکنی
    ولی دفعه بعد که خیابون ولیعصر رو پیاده میرم بالا از سمت ونک
    یا تو کوچه های سعادت آباد میچرخم
    شاید منو ببینی
    چون توی مترو و اتوبوس منو نمیبینی اونجاها که نمیای
    من میام و آرزوهامو نگاه میکنم

    زندگی نا عادلانه ترین چیز دنیاست
    وقتی دوستم با وام ازدواجش بیت کوین خرید و 100 میلیونش شد 1 میلیارد توی دو سال
    بدون هیچ دانشی
    وقتی یه نفر که نه تبلیغ نویسی میدونه نه عکاسیش خوبه نه هیچی
    توی اینستاگرام ماهی 50 تومن در میاره
    و منی که بلدم و انجامشون هم دادم
    لنگ دو میلیونم
    وقتی تو خیالت یه لامبورگینی هستی که یه نفر با دوچرخه ازت میزنه جلو
    به پوچی میرسی

    ببخشید زیاد حرف زدم
    هیچکسی رو نداشتم باهاش درد دل کنم

    پاسخ
    • حسین صفوی
      حسین صفوی گفته:

      جواد عزیز. هم کامنتت را دوست داشتم و هم خوشحالم که صادقانه نوشتی.
      اجازه بده همین اول کار یک چیز مهم را بهت بگم.
      بر خلاف آنچیزی که سعی دارند به مردم بگویند، پول واقعا مهم است. خیلی هم مهم است. هر چقدر بیشتر هم باشه آدم حالش بهتره.
      اما یک موضوعی وجود دارد پول خلق نمی شود.
      تو خیلی کتاب های موفقیت و انگیزشی می گویند فکر کن پول فراوان است و دائما در حال خلق است. اما اینگونه نیست.
      پول دست مردم هست.
      حال این وسط تو باید چیز با ارزشی داشته باشی تا مردم بخواهند آن را با پول شان عوض کنند.
      تو خیلی کارها کردی اما احتمالا تو هیچکدامشان چیز با ارزشی (و متفاوت از دیگرانی) در دست نداشتی و در اکثر اوقات شماره 2 یا 3 یا … بودی.
      پس مردم همیشه پول شان را به نفر اول خواهند داد.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *