بازگشت به رابطه قبلی

چرا واقعا دلم می خواهد به رابطه قبلی برگردم؟ 5 دلیل روانشناسی که احتمالا نمی دانی

وقتی یک رابطه عاطفی تمام می شود بعضی وقت ها دلمان می خواهد به رابطه قبلی بر گردیم.

در ابتدا سعی می کنیم دلایل منطقی برای برنگشتن پیدا کنیم اما هر چی که بیشتر دنبال اینگونه دلایل می گردیم بیشتر کشش پیدا می کنیم تا رابطه قبلی را برگردانیم.

حالا زمان اوضاع وخیم تر و حادتر می شود که بطور مثال یک زوج عاشق را می بینیم. ناگهان دلمان برای نفر قبلی تنگ می شود. دوست داریم در رابطه با او با دیگران صحبت کنیم.

مهم هم نیست درباره خوبی های او صحبت می کنیم یا بدی های او یا سعی می کنیم او را تحقیر کنیم. هر چه که باشد دوست داریم درباره او صحبت کنیم چون از درون دوست داریم او برگردد.

حالا ماجرای خوب یا بد صحبت کردن ما درباره او بر می گردد به اینکه می خواهیم چقدر خودمان را قوی و کامل جلوی دیگران نشان دهیم.

رفتار و حس عجیب و غریبی است مگرنه؟ نگران نباش اکثر مردم همینطور هستند. روانی نیستی اما بازی های روان خودت را می خوری و عمده این بازی ها برای جبران خسارت است.

زمانی که رابطه تمام می شود ما هر چه که باشیم باز هم خسارت می بینیم و به نوعی تلاش می کنیم این خسارت را جبران کنیم.

در این مقاله می خواهم به 5 دلیل روانشناسی که سبب می شود به خواهی به رابطه قبلی برگردی اشاره کنم.

 

دلیل اول: خارج از کنترل شدن ظرف احساسات

چه متوجه باشی یا خیر، تو شوکه شده ای، خشمگین هستی، ناراحتی، احساسات آسیب خورده است. این ها تماما نشانه های درد و اندوهی است که از درون آنها را احساس می کنی.

اما باید بدانی رابطه قبلی فقط به یک دلیل تمام شده است و آن این است که شما دو نفر نمی توانستید با هم باشید.

اگر الان دلت می خواهد به رابطه قبلی برگردی این نیست که متوجه شدی برای همدیگر خوب بودید بلکه بخاطر از کنترل خارج شدن ظرف احساسات است.

تو می خواهی احساسات کنترل نشده خود را کنترل کنی و بدون اینکه متوجه باشی رابطه را بهانه کرده ای و سعی داری خودت را احساسی و منطقی فریب دهی که نه رابطه قبلی خوب بوده و بخاطر یک سری اشتباهات کوچک پایان یافته که می توان آن را بهتر کرد.

 

دلیل دوم: همه می خواهند ما به هم نرسیم.

یک زمان هایی با اینکه می دانیم و می بینیم که مشاوران می گویند نباید به رابطه قبلی برگردید بعد با خودمان می گوییم حتما مشاوران همه دشمن ما هستند.

سراغ دوستان مان می رویم و می بینیم که اکثر آنها نیز چنین دیدگاهی دارند و آنجا دوباره احساس می کنیم که این ها دوست نیستند که دشمن هستند!

کم کم به این نتیجه می رسیم که کل دنیا مخالف رابطه ما هستند و اصلا شاید دلیل پایان رابطه دیگران بوده اند و نه خود ما.

مصمم می شویم که در اینترنت به دنبال تمام تکنیک های بازگشت به رابطه قبلی را پیدا کنیم و علی رغم تمام توصیه ها سعی می کنیم به رابطه قبلی برگردیم.

برگشت به رابطه ای که نتیجه ای نداشت، نه برای او و نه برای من.

اتفاقی که در آخر می افتد شبیه حرکت روی پوسته تخم مرغی است که ترک خورده است. دیر یا زود این پوسته فرو میریزد و دوباره را تو را به نقطه ای می رساند که می خواهی از رابطه بیای بیرون.

در واقع باید بدانی تو دلت برای کارهایی که با همدیگر انجام داده اید تنگ می شود و نه برای خود فرد.

بوسه ها، بغل کردن ها، مسیج های صبح بخیر و شب بخیر، تلفن حرف زدن ها و…

تو چیزهای لذت بخش را داشتی که به یکباره از دست داده ای و این حس از دست دادن دردناک است. اما هرچه که باشد می دانیم که ما دلمان برای یک سری کار ها و عادت های لذتبخش تنگ شده است و نه خود فرد.

 

دلیل سوم:  به احساسات اول رابطه فکر می کنی

یکی از مهمترین دلایلی که بعد از تمام شدن رابطه همچنان دلت می خواهد به رابطه قبلی برگردی این است که به اوایل رابطه فکر میکنی.

یعنی مغز بصورت فیلتر شده ای خاطرات را جلوی چشمانت بارگذاری می کند.

اگر دقت کنی، زمان هایی که دلت تنگ رابطه قبلی می شود در حال فکر کردن به احساسات و اتفاقات خوب اوایل رابطه هستی و نه اواخر رابطه.

قطعا هر رابطه ای که به پایان می رسد مشکلات و آسیب هایی در آن بوده است. بخصوص در اواخر رابطه مدتی که از پایان رابطه می گذرد و خشم هایمان کم می شود به جای اینکه به موضوع اصلی پایان یافتن رابطه فکر کنیم به احساسات خوبی که اوایل رابطه تجربه می کردیم فکر می کنیم و همین امر سبب نتیجه گیری اشتباه ما می شود.

سوال اینجاست که آیا واقعا می خواهی رابطه قبلی شبیه اتفاقاتی باشد که اواخر رابطه اتفاق افتاد؟ مشخصا نه!

تو می خواهی شبیه آن اوایل باشد اما این امر غیر ممکن است مگر اینکه تمام انتقال دهنده های عصبی مغزت از بین رفته باشد تا بتوانی همه چیز را جدید و از نو تجربه کنی.

 

دلیل چهارم:  فکر میکنی اگر برگردید به هم رابطه تان دوام خواهد داشت

تصور کن الان توانستی به رابطه قبلی ات برگردی آیا تصور می کنی این رابطه دوامی هم خواهد داشت؟

بسیار بعید است.

هیچ یک از شما دو نفر نتوانستید رفتار ها و عادت های بد خودتان را تغییر دهید پس دوباره اشتباهات گذشته را تکرار خواهید کرد.

شاید ابتدای برگشت سعی کنید ماسک خوب بودن و تغییر کردن به صورت بزنید و نقش بازی کنید اما بعد از یکی دو هفته که همه چیز حل و فصل شد دوباره نقاب ها خواهند افتاد و به عادت های قبلی خود باز خواهید گشت و دوباره جدا می شوید و از ابتدا باید پروسه عزاداری و ناراحتی تمام شدن رابطه را تکرار کنید.

 

دلیل پنجم: مدتی از هم جدا باشیم و فکر هایمان را کنیم همه چیز درست می شود

این تصور که اگر مدتی از همدیگر دور باشید همه چیز درست می شود اشتباه ترین توصیه ای و تصوری است که می توانید داشته باشید.

در زمان جدایی فقط میزان احساسات منفی کاهش پیدا می کند اما هیچگاه دلیل شکل گیری آن ها از بین نمی رود.

نه یک ماه، نه سه ماه و نه شش ماه نمی تواند رابطه از بین رفته، دل شکسته، خشم موجود در رابطه را التیام بخشد. اما زمانی که از هم جدا می شوید خشم حاصل کمرنگ تر می شود( چون المان شکل گیری مجدد آن وجود ندارد) و سپس همه چیز حال و هوای نوستالژیک به خود می گیرد.

و دقیقا اینجاست که اکثر افراد فریب بازی ذهنی خود را می خورند.

برای درک بهتر اجازه بده به یکی از خاطرات بدی که در گذشته پیش آمده نگاهی بیاندازیم.

زمان رخ دادن اتفاق احتمالا اضطراب شدید داشتی اما همین که چند سالی از آن می گذرد می توانی با خنده آن را برای دیگران تعریف کنی.

این بدان معنی نیست که آن اتفاق اضطراب آور و ناراحت کننده نبوده بلکه به این دلیل است که احساسات منفی و دردناک مرتبط با آن خاطر کمرنگ یا بی رنگ شده است.

البته در آخر باید اشاره کنم این مقاله را برای ارتباط بین زن و مرد نوشتم اما می توان آن را به رابطه های زن با زن، مرد با مرد و سایر رابطه ها تعمیم داد.

3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *