آدم های سمی

آیا منم جز آدم های سمی هستم؟ 7 نشانه که می گوید سمی هستیم

تا به حال حس کردی تمام آدم های اطرافت سمی هستند؟

یا اینکه احساس کردی چرا انقدر آدم سمی در زندگی من سبز می شوند؟ آیا اطمینان داری آن ها سمی هستند؟ شاید آن فردی که سمی است خود ما باشیم.

امروز در این مقاله می خواهم نشانه هایی را بگویم که اگر در خودت دیدی می تواند نشان دهد که در حال تبدیل شدن به یک فرد سمی هستی. همان فردی که دیگران باید از ما فاصله بگیرند.

اما اگر نشانه ها را در خودت دیدی زیاد نگران نباش با از بین بردن عامل شکل گیری و نشانه ها می توانی دوباره تبدیل به یک آدم دوست داشتنی شوی.

 

7 نشانه تبدیل شدن به یک آدم سمی:

آدم های سمی

1- آدم های اطرافت دائما در حال سرزنش کردنت هستند

تا به حال از درون احساس کردی یک سری مشکلات داری و به همین خاطر دیگران دائما در حال سرزنش کردنت هستند؟

آیا این شرایط برای مدت طولانی است که اتفاق می افتد و انگار سرزنش های تکراری دیگران تمامی ندارد؟ آیا سعی می کنند بعد از مدتی آرام آرام کمرنگ شوند؟

آدم های اطراف ما تغییر می کنند. قدیمی ها می روند و آدم های جدید وارد زندگی مان می شوند. خیلی به ندرت اتفاق می افتد که خصوصیت اخلاقی آدم های اطراف مان مشابه همدیگر باشد. به همین دلیل اگر دائما در حال سرزنش شدن های تکراری توسط اطرافیان مان هستیم (چه آدم های قدیمی و چه افراد جدیدی که وارد زندگی مان می شوند) می تواند نشان دهنده این باشد که ما سمی تر از آنچیزی هستیم که تصور می کردیم.

الان نوبت به این رسیده که برای مدتی دست از پیدا کردن مقصر اتفاق ها بر داریم و ببینیم واقعا چه چیزی باعث شروع مشکلات ما با دیگران می شود؟

 

2- درخواست کمک را نادیده می گیری

آیا زمان هایی که دیگران ازت کمک می خواهند اضحار بی تفاوتی می کنی؟ یا طوری وانمود می کنی که خیلی سرت شلوغ است تا آن ها را از سر خودت باز کنی؟

کمک کردن به دیگران باعث می شود ما کمتر آدم سمی باشیم.

البته این درست است که نباید به هر درخواست کمکی پاسخ بله بدهیم اما اینکه به هر درخواستی هم پاسخ منفی دهیم هم درست نیست و در بلند مدت باعث می شود دیگران نیز درخواست کمک ما را نادیده بگیرند.

شاید پیش خودت تصور کنی که من اصلا نیاز به کمک کسی ندارم و اگر چنین حسی را کردی قطعا به کمک نیاز داری. کمک برای اینکه بتوانی اعتماد کنی. کمک برای اینکه بتوانی روابط اجتماعی بهتری داشته باشی. کمک برای رهایی از تنهایی که الان داری.

بعضی وقت ها فقط با جویای حال دیگران شدن یا احساس همدردی کردن یا گوش دادن به آن ها می توانیم کمک حال شان باشیم.

 

3-احساس می کنی تعداد دشمنانت از دوستانت بیشتر هست

آیا احساس کنی تعداد آدم های سمی دورت بیشتر از آدم های خوب هستند؟

به دو دلیل می تواند این اتفاق می بیفتد:

  1. بدبین شده ای و هر اتفاقی را بزرگ می کنی
  2. واقعا داری کار اشتباهی انجام می دهی

اگر ما تبدیل به یک آدم سمی و بدبین شویم هر اتفاق کوچکی را در نظر خودمان بزرگ می کنیم و آنقدر به آن فکر می کنیم که تبدیل به یک اشتباه نابخشودنی می شود.

حالت بعدی این است که شاید ما واقعا در حال انجام دادن کار اشتباه و سمی هستیم که تعداد دشمنان مان از تعداد دوست هایمان بیشتر شده است.

مردم ذاتا به کار خوب علاقه دارند (اینکه چقدر حالا خودشان انجام می دهند یا نه یک بحث جداست) ولی انجام دادن کار خوب باعث می شود دیگران نیز احساس خوبی پیدا کنند.

و این را هم فراموش نکنیم عموما ما انسان ها حق به جانب هستیم. حالا اگر کار اشتباهی را انجام دهیم و احساس کنیم درست است یک اتفاق بیشتر رخ نمی دهد، دیگران به نوعی شروع به تذکر دادن میکنند.

تصور کن تو احساس می کنی که وضعیت بد اقتصادی امروز بدلیل اشتباه مردم در رای بود که داده اند. حالا در خیابان یا شبکه اجتماعی ات شروع به توهین به عموم مردم می کنی و می گویی هر چه که می کشید حق تان است. شما لایق بدبختی هستید. شما شعور نداشتید که انتخاب درست انجام دهید.

این کار شاید از نظر تو درست باشد اما در واقعیت یک کار سمی است و بازخوردهایی که می گیریم این را ثابت خواهد کرد.

زمانی که این مثال را می زنم عموم مردم یاد یک سری از راننده تاکسی ها می افتند که دائما در حال بد و بیراه گفتن به در و دیوار هستند. آیا تا به حال از خودت پرسیدی چه بلایی سر آن ها آمده است؟

احتمالا نه. اما ماجرا اینجاست که راننده تاکسی بودن کار سختی است و همواره این عزیزان با درد های جسمانی ناشی از رانندگی زیاد مواجه هستند.

زمانی که درباره اتفاقات بد جامعه صحبت می کنند، مسافران آن ها را تایید می کنند. تایید مسافران به دلیل حتما موافق بودن با راننده نیست بلکه کسی حوصله بحث طولانی در ماشین را ندارد و همین امر باعث می شود که راننده احساس کند که درست می گوید و اینجاست که آرام آرام تبدیل به یک فرد سمی می شود.

پس اینبار که با چنین صحنه ای مواجه شدی سعی که موضوع صحبت را تغییر دهی تا به آن راننده شریف و زحمتکش هم به لحاظ روحی و روانی کمک کرده باشی.

 

4. به ندرت بابت کار اشتباهی که انجام داده ای مغذرت خواهی می کنی

یکی از نشانه های دیگر و مهم اینکه تبدیل به یک آدم سمی شده ایم این است که زمانی که اشتباه می کنیم به جای اینکه عذر خواهی کنیم سعی می کنیم نقش قربانی را بازی کنیم.

بازی کردن نقش قربانی نه تنها به روابط ما کمکی نخواهد کرد بلکه فقط باعث آزار دادن بیشتر دیگران می شود.

بطور مثال به دوستت حرفی را زده ای که باعث دلخوری اش شده.

به جای اینکه خیلی ساده بگویی مغذرت می خواهم نمی خواستم ناراحتت کنم می گویی ای بابا شوخی بود. چرا جنبه شوخی را نداری!

وقتی پیش تو ام اصلا نمی توانم خودم باشم دائما باید سعی کنم ببینم چی بگم، چی نگم که یک وقت تو ناراحت نشی.

بخدا خسته شده ام از این اخلاقت. من چه گناهی دارم که حتی نمی توانم یک شوخی ساده باهات کنم!؟

و…

 

5-به شبکه های اجتماعی وابسته شده ای

کی بدش میاد چند صد تا لایک بیشتر در اینستاگرام بگیرد یا کامنت های محبت آمیز بیشتری دریافت کند؟

هیچکس. اما نباید این ها باعث خودبزرگ بینی شود و در روابط دوستانه یا عاطفی یا کاری ات تاثیری بگذارند و احساس کنی که آن هایی که فالور کمتری از تو دارند آدم های کم ارزش تری نسبت به تو هستند.

یا زمانی که در جمع های دوستانه هستی به جای اینکه با دوستانت گپ بزنی دائما سرت تو گوشی باشه و به نوعی از آنها جدا بیافتی.

شاید امروز به راحتی بتوانیم در اطرافمان آدم هایی را ببینیم که وقتی در جمع حضور دارند سرشان از اول تا آخر تو گوشی شان باشد. بد است مگرنه؟

بله. پس اگر این کار را خودمان هم انجام دهیم درست نیست و نشان دهنده این است که تبدیل به یک فرد سمی شده ایم که داریم آهسته آهسته دیگران را از خودمان فراری می دهیم.

 

6-اگر چیزی بگویند مخالف نظر تو بگویند سعی می کنی اثبات کنی در اشتباه هستند

هر کسی بسته به جایی که در آن بدنیا آمده است، خانواده ای که در آن رشده کرده است، کتاب هایی که خوانده است، تجاربی که بدست آورده است می تواند یک سری اعتقادات و باورها داشته باشد.

و این تجارب و باور ها می تواند کاملا متفاوت با باورها و تجارب تو باشند.

اگر نسبت به هر چیزی که مخالف نظر تو هست مخالفت کنی نه تنها باعث نمی شود آدم باحال تری دیده شوی بلکه سبب می شود دیگران تو را یک دنده، لجباز و سمی بپندارند.

 

7-گفتگو نمی کنی، سخرانی می کنی

زمانی که در جمعی هستی عادت داری متکلم وحده باشی؟

شاید در کلاس های سخنرانی به تو یاد داشته باشند که هر جا که می روی باید برای آن جمع سخنرانی کنی اما در دنیای واقعی این رفتار شدیدا سمی است.

زمانی که در جمعی هستیم باید گفتگو کنیم یعنی کمی من صحبت کنم و اجازه دهم کمی فرد مقابل صحبت کنم و همچنین زمان صحبت کردن او وسط حرفش نپرم و حرفش را قطع نکنم.

اگر درک این موضوع برایت سخت است اجازه بده یک سوال ساده را ازت بپرسم.

اگر در جمعی باشی که فقط یک نفر آن وسط از اول تا آخر یک تاز صحبت کند و تو فرصت حرف زدن نداشته باشی چه احساسی پیدا می کنی؟

بد، مگرنه؟

بله. پس چیزی که برای خودمان نمی خواهیم برای دیگران هم نخواهیم.

 

View this post on Instagram

 

A post shared by Hossein Safavi | حسین صفوی (@asargozari) on

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *