داستانهای صادقانه موفقیت آدمهایی که هرگز تسلیم نشدند و سرنوشت را تغییر دادند

آنان که خواستند و توانستند حتی زمانی که همه گفتند نمیشود و تو نمی توانی

از لحظات یکنواخت و تکراری رسیدم به زیستن به مانند هیچوقت

سمیه هستم ۳۸سالمه..
توی خانواده کاملا مذهبی بدنیا اومدم و تحت تربیت مذهبی بودم و خیلی از مسائلی که در طول سالهای زندگی برام پیش اومده بود باعث شده بود تا قدرت نه گفتن نداشته باشم و حتی برای چیزهایی که کاملا به من مربوط بوده همیشه اولویت دیگران رو قرار میدادم و فکر میکردم که انسان خوبی هستم که همیشه بفکر دیگرانم و همیشه فداکاری میکنم ولی این موضوع باعث شده بود که کاملا خودم رو فراموش کنم و حتی ندونم به چه چیزهایی علاقه دارم یا چه کارهایی رو دوست دارم !
کم کم دیگه حتی زندگی برام یکنواخت و مسخره شده بود!
جوری شده بود که فکر میکردم بدون دیگران نمیتونم زندگی کنم !
ولی با کمک دوره های استاد صفوی مخصوصا دوره مهندسی ذهن زندگیم کاملا متفاوت شده و از لحظه های زندگیم لذت میبرم و هیچ لحظه ای از زندگیم شبیه قبلی نیست..
و اکثرا تصمیمهایی که میگیرم بعدا پشیمونی ندارم در حالیکه قبلا حتی خرید جزئی هم که داشتم بعدش حتما پشیمون میشدم !!
انرژی که الان در سن ۳۸سالگی دارم به هیچوجه با انرژی ۲۰سالگیم عوض نمیکنم !
و از استاد عزیزم بخاطر آموزشهای دقیق و پشتیبانیهای دلسوزانه بسیار ممنونم

من چیزی را بدست آوردم که مردم عادی حتی نمی دانند وجود دارد

سجاد ساجدی: بشخصه آدمی بودم که مثل خیلی از آدم های عادی به تمام اتفاقات واکنش نشون میدادم، تا اینجا چیز غیر عادی و عجیبی وجود نداره اما چه واکنشی نشون دادن به اتفاقاته که تفاوت آدم هارو رقم میزنه. چه از لحاظ مالی و چه معنوی.
واکنشی که من به اتفاقات داشتم، واکنش هایی بود که با توجه به رفتارهای عموم جامعه فکر میکردم عادیه. واکنش هایی از جنس ترس، اضظراب، پرخاشگری، حس بد از روزمرگی و…
اما اتفاقی که در حال حاضر واسم افتاده اینه که بیشتر به لحظات آگاهم و سعی میکنم بهترین برداشت رو از هر اتفاقی که توی لحظه میفته داشته باشم. لحظات رو خیلی راحت تر قبول میکنم. یجورایی میتونم بگم “زندگی در لحظه”.
شاید سه کلمه باشه، شاید معنی لغویش واسه همه آشنا باشه، شاید خیلی جاها دارن میگن و زیاد شنیده باشم ولی به این سادگی نیست. چون آگاهی میخواد، تمرین میخاد و خیلی چیزای دیگه.
از چه جهتی میگم آسون نیست، چون اگر این دست یافتن به زندگی در لحظه آسون بود و واسه همه قابل دست یابی بود، حال عمومی جامعه خیلی بهتر بود. پس آدم های کمی هستن که به این مفهموم رسیدن.
از جهتی میتونم بگم که جواب همه چیز یا خیلی از چیزهارو می تونیم توی همین مفهوم زندگی در لحظه پیدا کنیم. شاید خیلی بهتر از کوچ و مشاور …
البته من ادعادی چنین آدمی بودن رو ندارم، اما توی مسیرش قرار گرفتم و حس خوبی از پیشرفتی که داشتم، دارم.

من خیلی بهتر از قرص ها مسخ کننده آن روانپزشک هستم

من حميد فرامرز متولد 73/1/9 تبريز تو يه خانواده ي متوسط به دنيا اومدم ، متوسط از هر لحاظ مالي فکري مذهبي .

 چون پدر مادرم سواد انچناني نداشتن توي تربيت و فرهنگ سنتي بزرگ شدم از همون بچگي از خيلي چيزا منع شدم مثلا به ( اين و اون دست نزن نرو نکن بده زشته ) خيلي خواسته هام سرکوب شدن حتي يه دوچرخه . با اين افکار کمبود و پول سخت به دست مياد و براي پول بايد عرق ريخت و اين چيزا بزرگ شدم و افکارم ساخته شد.

 وقتي 13 سالم شد ديگه کم کم خودمو شناختم و شروع کردم تو تابستونا به کار کردن با درس ميونه خوبي نداشتم از اولش. اولين کارم شاگرد گچ کاري بود بعد از اون چنتا هرتابستون يه چايي کار ميکردم تا اينکه ديپلم رو گرفتم و رفتم بازار کفش فروشا پيش يکي از اشنا ها تا زمان خدمت اونجا کار کردم و با رسم خريد و فروش آشنا شدم اين وسط چند باري هم طعمه بازاريابي شبکه اي شدم .

 وقت خدمتم شد و رفتم سربازي وقتي تموم شدم توي شوک 2 سال بيگاري و تباهي بودم و بايد کار ثابتي پيدا ميکردم به خواسته خانواده.

 يه مدت بيکاري و شوک 2 سال باعث افسرده بشم و به پيشنهاد يکي از دوستانم رفتيم پيش روانپزشک اين اقاي دکترم دستش درد نکنه با يکم درد ودل کردن شروع کرد قرص نوشتن و من شروع کردم مصرف قرص ، که عالم مسخي شروع شد اصلا روي هوا بودم کلا گيج و مبهوت که خودم رو اصلا حس نميکردم فقط صبح بيدار ميشدم شب ميخوابيدم که اين وسط شروع کردم تو شرکت شکلات سازي شونيز کار کردن با شيفت کاري 12.12 يکسال کار کردم.

 بعد پول جمع کردم و يه وانت خريدم و از اونجا به بعد که عموي کوچيکم دست فروش بود باهاش يک مقدار حبوبات خريدم و شروع کردم کار براي خودم بعد ، يه مدت که سود نداد شروع کردم لوازم ارايشي فروختن . يه مدت که يه مقدار پول جمع کردم به سرم زد برم استانبول و بدون اطلاع خانواده تصميم گرفتم برم .

 اونجا شروع کردم توي کافه کار کردن چون اونجا بجز خونه هيچ فکر ديگه اي نداشتم ذهنم باز تر شد و خالي از هر مزاحمي. راحت بودم و به هرچيز کوچيکي که تو ذهنم بود اتفاق ميوفتاد برام ( حتي خواستن يه بستني ) . بخاطر يکسري مشکلات خانوادگي برگشتم ايران بعد از اين ماجراها اتفاقي با بحث تريد و فارکس و بازارهاي مالي اشنا شدم از اونجايي که من فردي درونگرا هستم اين شغل رو خيلي دوست داشتم و ديدم بهش علاقه دارم شروع کردم به يادگيري که حدود يکسال طول کشيد و بعد کم کم به درامد رسيدم ولي بازم کافي نبود يه چيزي کم بود.

 اين وسط چون حالم خوب نبود ، ذهنم هنوز خوب نشده بود . خودمو لايق يه دست لباس جديد هم نميدونستم . لباس جديد ميخريدم ولي نميتونستم بپوشم ميگفتم لزومي نداره با همين کهنه ها سرميکنم . چون وانت رو هم بعد از برگشت از ترکيه فروخته بودمو توي بورس ضرر کرده بودم .

 فکر به اين چيزا و گذشته داغون ميکرد ذهنمو . بعد توسط يکي از دوستان با استاد صفوي اشنا شدم چون تعريف دوره ميراث شون رو هم شنيده بودم ، مردد بودم ولي ثبت نام کردم تو دوره ي الفا . توي دوره ديدم که مشکلاتم چيه و ريشه در کودکيم داره تمرين ها رو که کم و بيش انجام دادم و کم کم مشکلات رو توي خوم حل ميکردم و کاملا ديدم که مشکل من با پول زياد حل ميشه و راه پول دراوردن مشهور شدن هست و اين دوره جديد استاد رو که شرکت کردم کاملا متوجه شدم که هرچي تو گذشته بوده آينده هم شبيه اون ميشه اگر تغيير ندم .

 شروع کردم گذشته رو پاک کردن و متوقفش کردن . چون ميخوام اينده رو خودم بسازم با فرم و شکل دلخواهم . دوست دارم به مغزم دستور بدم و عملي کنه برام . ديگه ارزش خودم رو دونستم از وقتي تمرين هاي دوره رو انجام ميدم گذشته کم کم . کم رنگ ميشه و از يادم ميره .

 الان ديگه ناراحتيام به روز هم نميرسه و تو مدت کم ميتونم ذهنمو خالي کنم روابط عاطفي بهتري دارم چون ياد گرفتم چطور برخورد کنم با انسانها ميتونم قبل هرکاري تجسم کنم . 

من تقريبا از زندگي نااميد شده بودم و بعضا حتي به خودکشي هم فکر کردم . همش به اين فکر ميکردم که سن ميره بالا و من هيچ کاري نکردم ولي الان ميدونم سن يک عدد هست و هروقت ادم ميتونه موفق بشه درسته الان هنوز با اينده اي که ميخوام فاصله دارم ولي نااميد نيستم اصلا و ادامه ميدم و ادامه خواهم داد تا جايي که برسم بهش . اميد و ايمان جايي به داد ادم ميرسن که ديگه انسان کاملا بريده . من به مشکلات به چشم داستان نگاه ميکنم که وقتي رفتم روي استيج و براي طرفدارانم صحبت کردم چيزي براي گفتن داشته باشم . به اميد ديدار

جدیدترین دوره پول حسین صفوی : High Money EQ

برای کسانی که به دنبال حل چالش های مالی شان هستند و خواهان ساخت زندگی در رفاه و ثروت بیشتری هستند:

• چرا انقدر ترس و مشکل درباره پول وجود دارد؟
• چرا افرادی که بیشتر از همه کار میکنند و سخت کوش هستند با مشکلات مالی دسته و پنجه نرم میکنند؟
• چرا بدست آوردن پول تا این حد سخت است اما از دست دادنش خیلی آسان و سریع اتفاق می افتد؟
• چرا پول تمام جنبه های زندگی ات را کنترل میکند؟
• چرا تعداد بی شماری از افرادی که ثروتمند هستند همچنان ناراحت هستند؟
اگر همچنان با عدم ثبات مالی روبرو هستی یا همواره در زندگی با افزایش بدهی مواجه هستی، یا اگر دائما احساس میکنی به اندازه کافی پول برای داشتن بهترین زندگی نداری، احتمالا این ها سوالاتی است که در ذهن خود داری.

اگر برای حل مشکلات مالی به توصیه های عمومی که در جامعه و کتاب ها است روی آورده باشی احتمالا چنین چیزهایی شنیده ای:
بیشتر کار کن. پس انداز کن. مقداری از پولت را در بورس یا فارکس سرمایه گذاری کن. یک کسب و کار جدید را شروع کن
اگر این توصیه ها برایت آشنا هستند باید بگویم پس تا به الان هیچکس همه واقعیت و حقیقت را درباره پول بهت نگفته است.
و این تقصیر تو نیست. چون حقایق اصلی درباره پول چیزهایی نیستند که بتوانی در مدرسه یا دانشگاه یاد بگیری و همچنین اطلاعاتی نیستند که بتوانی توسط افرادی با ثروت متوسط بدست بیاوری.
واقعیت ها و حقایق ناگفته و ناشناخته درباره پول را می توان در دو کلمه خلاصه کرد: EQ پول
EQ پول کلیدی است که اقلیتی از جامعه که رابطه خوب و لذتبخشی با پول دارند را از اکثریت جامعه جدا که رابطه دردناکی که با پول دارند را جدا میکند.

در دوره High Money EQ حسین صفوی بصورت کامل وارد مبحث پول میشود و یاد می دهد چطور برخلاف دیگران که به سختی پول در می آورند و به سادگی از دست می دهند، چطور می توانی خیلی ساده و لذت بخش پول در بیاوری و آنگونه از آن استفاده کنی و لذت ببری که بتواند رفاه و ثروت بیشتری در زندگی ات جاری شود.

شماره کارت بانک سپه : 5892101314374055 به نام حسین صفوی

گارانتی دوره: اگر به هر علتی از دوره نتواست رضایت تمام و کمالت را جلب کند کل مبلغ عودت داده خواهد شد.

من این تضمین را بهت میدهم از تو هم یک تضمین میخواهم: ازت می خواهم تمرین های دوره را که بسیار هم آسان است انجام دهی